![]() |
![]() |
|
| نگاه در آینه ، دیدن واقعیت است |
تخريب حسينيه دراويش سمنان، بدون نامدهن كجي وزارت اطلاعات به مصوبه مجلس برخي از تربيت شدگان سعيد امامي معاون امنيتي سابق وزارت اطلاعات و عنصر زشت قتلهاي زنجيرهاي، همچنان در وزارت اطلاعات در پي سرپيچي از قانون و خودسري هستند. افرادي نظير ص، ن، م و ك كه با خوش خدمتي از بازجويي بندهاي اوين به مديريت ارشد وزارت اطلاعات رشد يافتهاند سالهاست در تلاش براي ضربه زدن به دراويش از هر اقدامي كوتاهي نميكنند. وزارت اطلاعات در اقدامي سراسري در همه شهرها با فشار بر شهرداريها آنها را ملزم به صدور حكم تخريب حسينيههاي دراويش نعمتاللهي سلطانعليشاهي گنابادي كرده است. بالاخص با اقدامي متحدالشكل در شهرهاي سمنان و قم و اصفهان و شيراز و كرمان و بروجرد ابتدا اقدام به صدور حكم تخريب توسط كميسيون ماده 100 شهرداري نمود و سپس براي تخريب با اكيپهاي مسلح به حسينيههاي دراويش حمله كرد. - بلي خيمه و خانة حسين بايد به دست شمر و شمريان سوزانده و تخريب شود- براساس قانون تأسيس شهرداريها، كميسيون ماده 100 فقط حق دارد در دو مورد حكم به تخريب بنا صادر كند. مورد اول سد معبر عمومي و مورد دوم احتمال ريزش بنا و احتمال خطر جاني براي همسايگان. دو مورد اخير در هيچيك از حسينيههاي فوقالذكر مشاهده نميشود.
دراويش نعمتاللهي سلطانعليشاهي گنابادي سمنان با همياري يكديگر اقدام به ساخت حسينيه محبوب واقع در خيابان پيرنجمالدين در سمنان كردهاند. براساس حكم صادره از سوي د شهردار سمنان به شماره 7/198/م مورخ 27/7/1383 و ابلاغ سعيد ق عامل اطلاعات در كميسيون ماده 100، هيئت امناء حسينيه دراويش تهديد شدهاند كه حداكثر تا تاريخ 3/8/1382 اقدام به تخريب حسينيه مزبور نموده و در غير اين صورت دست ايادي اطلاعات از آستين شهرداري بيرون خواهد آمد و اقدام به تخريب حسينيه دراويش خواهد كرد. جرم دراويش سمنان در ساختن اين بنا 150 مترمربع اضافه بنا و 38 مترمربع وضوخانه و دستشوئي و 10 متر ديوار است. شهردار سمنان و تمام مردم ايران ميدانند كه حتماَ تمام مسائل مملكتي اعم از داخلي و خارجي حل و فصل و اصلاح شده و فقط 38 متر مستراح دراويش مشكل اساسي كشور است كه وزارت اطلاعات با همه قوا و توان خود درصدد است تا مستراح دراويش را تخريب نمايد تا هيچ مشكلي حل نشدهاي در ايران باقي نماند. براستي همين طرزفكر كودكانه است كه اسلام عزيزي را كه ميراث تفكر بشريت ميباشد را در سراسر عالم بدنما كرده است. در پي تجاوزات وزارت اطلاعات به حسينيههاي دراويش نعمتاللهي كميسيون اصل 90 مجلس شوراي اسلامي با صدور حكمي در تاريخ دوشنبه 7 بهمن 1381 تصويب نمود كه: «هرگونه تعرض به موقوفات و ايجاد مزاحمت براي دراويش نعمتاللهي خلاف قانون و غيرمجاز است». حسين انصاري راد رييس كميسيون مزبور اين خبر را در همان روز از طريق رسانههاي عمومي به تفصيل اعلام نمود و اكثر روزنامههاي آن روز و روز بعد اين خبر را با شرح كافي درج كردند. ولي وزارت اطلاعات براي دستيابي به مقاصد سؤ خود با ايجاد مزاحمت براي دراويش و سرپيچي از مصوبات مجلس و قوانين همچنان به تمام مراجع تقنيني كشور دهن كجي و حتي با اعمال فشار بر دستگاه قضائي آنها را نيز مجبور به حمايت از خود ميكند. دراويش گنابادي با شكايتهاي مكرر به مراجع مختلف منجمله رهبر، رييس جمهور، معاون سياسي وزارت كشور، معاون عمراني وزارت كشور، اداره نظارت بر شهرداريها در وزارت كشور، ديوان عدالت اداري، مجلس شوراي اسلامي و بسياري از ارگانهاي ذيربط اقدام به تظلم خواهي كردهاند. از طرفي دراويش ساكن ساير شهرستانها دسته دسته به سمنان ميروند تا در حسينيه محبوب بيتوته نمايند. دراويش مزبور اعلام كردهاند چنانچه وزارت اطلاعات حسينيه را خراب نمايد ما از زير سقف آن بيرون نخواهيم رفت و با از دست دادن جان خود نماي ديگري از دستهاي نفوذي در وزارت اطلاعات را در جهان برملا خواهيم كرد. از طرفي بر اساس وجوب شرعي دفاع در مقابل مهاجم و قاعده دفاع مشروع در قانون مجازات اسلامي و اصول حامي حقوق ملت در قانون اساسي دراويش سمنان خود را براي دفاع آماده نمودهاند كه در صورت حمله وزارت اطلاعات همانند سابق مأموران خودسر و متخلف از قانون را به تبعيت از قانون آموزش دهند. براساس ماده 628 قانون مجازات اسلامي: هرگاه خوف آن باشد كه عمليات نيروهاي انتظامي و ديگر ضابطين دادگستري - حتي در موقعي كه مشغول انجام وظيفه باشند- موجب قتل يا جرح يا تعرض به عرض يا مال گردد در اين صورت دفاع در مقابل آنها جايز است. و براساس ماده 629 قتل عمدي براي دفاع مجازات نخواهد داشت. |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و نهم بهمن 1384ساعت 22:12 توسط عفت عفتیارانی |
|
تلاش اداره اطلاعات خوزستان براي اخراج شيخ دراويش گنابادي،آقاي سيد مرتضي محجوبي شيخ دراويش سلسلة نعمت اللهي سلطانعليشاهي گنابادي در تاريخ 4 فروردين 1383 به اتفاق خانواده به منزل فرزند خود در اهواز وارد شد. از بدو ورود به اهواز مخالفت اداره اطلاعات خوزستان آغاز گرديد كه نامبرده بايد از خوزستان خارج شود. در روز سه شنبه 11 فروردين 1383 اداره اطلاعات خوزستان با تماس تلفني فردي با اسم مستعار علوي نامبرده را تهديد به خروج از خوزستان نمود. نامبرده به اطلاعات خوزستان پاسخ داد كه به دستور شما نيآمدهام تا به دستور شما از خوزستان خارج شوم. نامبرده كه قبل از تماس تلفني اداره اطلاعات عنقريب به ترك خوزستان بود سفر را به تعويق انداخت و خانوادة خود را به ملاير فرستاد و به اقامت خود در خوزستان ادامه داد. |
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و هشتم بهمن 1384ساعت 1:9 توسط عفت عفتیارانی |
|
|
ما ميتوانيم در سطح بين المللی برای چنين مبارزاتی پوشش حمايتی پديد آوريم وسرکوب آنان را دشوار سازيم در گزارش سالانه سازمان نظارت بر حقوق بشر آمده که وضعیت حقوق بشر در ایران به وخامت گرائيده و این در حالیست که وضعیت حقوق بشر در جهان و بالاخص در کشورهای منطقه در سال 2004 خوشحال کننده بوده است. در اکثر کشورها طی سال گذشته در این زمینه پيشرفتهائی حاصل شده بود و تاسف آور است که کشور ما جزو کشورهائی بوده که در یکسال اخیر تعرض به حقوق بشر در آن شدت يافته است. طبیعتاً روند منفی رعایت حقوق بشر در ایران را میتوان در رابطه با تغييراتی توضیح داد که در تعادل نیروهای سیاسی در کشور رخ داده و در همین رابطه شاید می بایست به انتظار روزهای دشوار تری نیز بود آنچه مرا به نوشتن این یادداشت واداشت، توضیح تغييراتی نیست که در توازن نیروهای سیاسی در ایران رخ داده و به سهم خود تاثیراتی بر رعایت حقوق بشر در ایران بجای گذاشته است. شکی نیست، هرگاه که بنیادگرایان حاکم بر ایران مقاومت محدود تری در مقابل خود احساس نمایند تعرض به حقوق بشر را افزایش میدهند. آنچه من در نوشته های مختلف کمتر مشاهده میکنم، نقشی است که اپوزسیون ميتوانسته و میتواند در این راستا ایفا نماید. ما که به رعایت حقوق بشر معتقدیم و در این راستا میکوشیم، آیا توانسته ایم طی سالهای اخیر در حد امکانات خود موثر عمل کنیم؟ و بالاخص چنین مبارزه ای آیا جایگاه شایسته خود را در فعالیت فعالین و سازمانهای سیاسی اپوزسیون ایران یافته است؟ نگاهی گذرا به آرشیو نشریات اینترنتی در این زمینه میتواند تصویر روشنی بهما ارائه دهد. هر روز مقالات بسیاری توسط فعالان سیاسی در نشریات مختلف خارج از کشور منتشر میگردد و در آنها شرائط سیاسی حاکم بر ایران و راههای تغيير توازن نیروها مورد بررسی قرار میگیرند. هر روز دهها مقاله در رابطه با افشای شرائط حاکم بر ایران و اثبات ضرورت تغييراتی در حکومت جمهوری اسلامی، منتشر میگردد. اما در برابر آنها، نوشته هايی که هدفش تقویت مبارزه ای مشخص در رابطه با رعایت حقوق بشر در ایران باشد در صد کوچکی را به خود اختصاص میدهند امروزه در ایران مبارزه برای کسب دستاوردهای معینی در این رابطه، جریان دارد. مبارزه ای که نه تنها برای افشای رژیم، بلکه بخاطر تغییراتی مشخص و پیروزی در آن راستاست. موفقیت در چنین تلاشهائی است که به شرکت کنندگان در حرکت امید داده و آنان را به کوشش های نوینی در سطوحی بالاتر متقاعد ميسازد. کسانی که تصور ميکنند متشکل شدن مردم در راه تحولات بنيادين، بدون گذار از مبارزه برای تغييرات کوچک ممکن است، دچار خطا هستند. برای مثال، کسانی که تصور ميکنند حرکت دوم خرداد، حادثهای بوده که تنها در عرض چند روز رُخ داد و يا تنها نتيجه فعالیت نیروهای سياسی معینی بوده، در اشتباه هستند. جوانان و زنانی که نيروی محرکه اصلی اين حرکت بودند، سالها پیشتر از دوم خرداد ذره ذره و سنگر به سنگر مبارزه کرده و رژیم را به عقب نشينی وادار کرده بودند. هزاران دانشجوي دختر و پسری که زمانی اجازه نداشتند در دانشگاه با هم حرف بزنند، با بی اعتنايی به قوانين رژیم، حاکمين را وادار کردند که در عرصه های مشخصی گام به گام عقب بنشينند دراين راه صد ها تن از آنان شلاق خوردند و شبهای زیادی را در بازداشتگاهها گذراندند. زنان و دختران بيشماری برسر جابجائی هر ميليمتر روسریشان مبارزه کرده و بارها به اتهام بدحجابی مجازات شدند. دهها کانون متشکل از روشنفکران، فارغ التحصيلان، وکيلان و .. از همان امکانات محدود دوره اول رياست جمهوری رفسنجانی بهره گرفته و خود را تثبيت نمودند. اين تلاشها و موفقيت های معين در همین عرصه های شاید به نظر برخی کوچک و به نظر من بزرگ، زمينه ساز مشارکت آنان در حرکت دوم خرداد گرديد و امید تغییرات بزرگتر را در دل هزاران جوان کاشت و آنها را واداشت تا خيابانهای تهران را به صحنه تبليغات انتخاباتی و انعکاس خواسته های خود بدل سازند وشرايطی مشابه دورانهای انقلابی پديد آورند آنچه ما در خارج از کشور ميتوانيم انجام دهيم حمايت از مبارزات معينی است که در راستای حقوق بشر، آزادي تشکل ها، آزاديهای فردی، رفتاری و فرهنگی در جامعه جريان دارد. ما ميتوانيم در سطح بينالمللی برای چنين مبارزاتی پوشش حمايتی پديد آوريم و سرکوب آنان را دشوار سازيم ما در خارج از کشور امکانات زيادی برای حمايت از مبارزات معينی که در کشور صورت ميگيرد در اختيار داريم. امکاناتی که در دسترس نیروهای داخل کشور نیست. سازمانهای سياسی اپوزسیون مستقر در خارج کشور قادرند در اين عرصه ياری دهنده سازمانهای مدافع حقوق بشر در داخل ایران باشند. اگر قائل به تقسيم کار و وظایف ميان مبارزات داخل و خارج باشيم، فعالیت در عرصه بينالمللی و فعال کردن حمايت های جهانی برای مبارزات حقوق بشری در داخل کشور از وظايفی خواهد بود که به عهده اپوزسیون خارج است متاسفانه امکانات بین المللی در حد لزوم مورد استفاده قرار نميگيرد. ما کمتر شاهد تلاش سازمان یافته و گسترده فعالان سياسی و اجتماعی برای تقويت مبارزه در زمينه های مشخص می باشيم. مواردی همچون تلاش برای آزادی فرج سرکوهی، بسیار نادر اند. شاید فعالیت بخش بزرگی از فعالین زن در خارج را میباید از چنین ارزیابی مستثنی دانست. آنان همواره در جهت تقویت و حمایت از مبارزه عملاً جاری زنان ایران علیه تبعیضات مختلف در عرصه هائی کاملاً مشخص تلاش کرده و میکنند؛ حمایت از مبارزاتی را دنبال کرده اند که تغییراتی مشخص آنهم در همین شرائط امروزین را در نظر دارند. نجات جان افسانه نوروزی و تلاش برای آزادی وی یکی از نمونه های مشخص و قابل ذکر در این راستاست . علت اين کم کاری, کم توجهی در میان سازمان های سیاسی اپوزیسیون در خارج در کجاست؟ طبعاً کم کاری و حتی بی عملی آنان میتواند دلایل عدیده ای داشته باشد. بخشی از نیروهای سياسی اپوزسیون بر اين نظرند که در شرائط جمهوری اسلامی هر نوع دستاوردی در رابطه با رعايت حقوق بشر ناممکن و مبارزه در اين راه و نفی حکومت اسلامی بر هم منطبق است. با چنين ديدگاهی تا زمانيکه حکومت اسلامی حاکم است، مبارزه برای رعايت حقوق بشر بی ثمر مانده و شرائط ايران 20 سال پيش و 10 سال پيش و امروز يکی است و همه چيز با قدرت حاکم توضیح داده ميشود. با چنين ديدگاهی تلاش برای افشای تعرض به آزاديها و حقوق بشر در ايران تنها میتواند زمینه ساز شرائطی باشد که به تغییر اين حکومت منجر گردد نه با هدف دستیابی به اهدافی کوچک و در شرائط امروزین اما بخش دیگری از اپوزیسیون که به چنین فعالیتی معتقد هست نیز از فعالیت عملی ناچیزی برخوردار است. برای مثال اتحاد جمهوریخواهان در همايش کلن تصميم گرفت تا مبارزه برای آزادی زندانيان سياسی و بطور مشخص آزادی آقایان گنجی و زرافشان را در رده اصلی ترین وظايف خود قرار دهد. اين مبارزه نيازمند تکرار مداوم در همه رسانه ها، مراجعه به همه نهادهای بين المللی وسازماندهی و بهره گيری از کار حقوقدانانی است که بتوانند بطور مشخص برخورد کنند. اما با تاسف می بینیم که در عمل چنان تصميمی با چنين تلاشهائی همراه نميشود و تنها با یک اعلام موضع سیاسی خاتمه می يابد. وقتی چنین سوالی را در برابرشان قرار میدهیم که چرا سازمانهای سياسی به مسائل حقوق بشر نمی پردازند، پاسخ اینگونه است که اين وظيفه سازمانهای حقوق بشری است و ما یک سازمان سياسی هستيم! آیا وظيفه سازمانهای سياسی با اعلام موضع بر سر مسائل حقوق بشری به پايان می رسد و آیا مسير مبارزه سياسی از درک حقوق مشخص مردم وشرکت در مبارزات آنان نمی گذرد؟ واقعيت اينست که چنین فعالیت هائی از دید بسیاری از فعالین سیاسی، اموری خرد و کم اهمیت محسوب می شود دوست گرامی سعيد شروينی چنین حسی را در مقاله اش چه زیبا بيان می کند بزرگترين چيزى كه وجود نداشته باشد از كوچكترين چيزى كه موجود باشد، كوچكتر است . |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و هفتم بهمن 1384ساعت 0:50 توسط عفت عفتیارانی |
|
معاون سياسي، امنيتي استانداري قم: حسينيه شريعت قم تخريب شد، ۱۲۰۰ نفر از دراويش بازداشت شدند، ايلناتهران- خبرگزاري كار ايران معاون سياسي امنيتي استانداري قم گفت: با تخريب حسينيه شريعت به حكم كميسيون ماده صد شهرداري و دستگيري 1200 نفر از دراويش، در حال حاضر امنيت و آرامش كامل در قم برقرار است. حاجيزاده ادامه داد: اين افراد كه 85 درصد آنها غيربومي هستند، سلاح گرم و سرد در دست داشتند و با يك برنامهريزي از قبل تعيينشده، قصد داشتند يك مساله ملكي را به مساله امنيتي تبديل كنند. |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و ششم بهمن 1384ساعت 1:8 توسط عفت عفتیارانی |
|
|
خاطره ای دردناک برای کودکان پاکدشت ! لاله حسین پور ده سال پیش در غروبی خاک آلود، پسری دوازده ساله که در حال پرسه زدن در حوالی زباله دان های کنار شهر بوده، لابد به امید یافتن قطعه ای با ارزش تا از آن پولی عایدش شود، با تهدید جوانی 22 ساله به گوشه ای از بیابان کشانده شده و بعد از تجاوز با ضربات سنگ بر سرش، خون آلود و بی رمق، ساعتی بر زمین، افتاده باقی می ماند. آیا خشونت و تحقیری که بر او روا می رود، ادامه همان خشونت و تحقیری نیست که در طول 12 سال زندگی اش در خانه و مدرسه و خیابان بر او روا رفته است؟ پسرک با حال نذار به خانه برمی گردد، خون را از دست و صورتش می شوید و به نانی که مادر به طرفش می اندازد، با چشمانی خیره به دیوار، سق می زند. خشم و نفرت و انتقام در درون او خانه دارد. خانه ای بزرگ که هر دم انباشته تر می گردد. او یکی از قربانیان فاجعه پاکدشت نیست. او، محمد، یکی از دو بانیان فاجعه پاکدشت است. او همان عملی را با قربانیان خود می کرد که سال ها زخم عمیق آن را بر روح و جان خود تحمل کرده بود. او، خود یک قربانی بود. او و هم کارش علی، مثل دو آدم ماشینی، بدون روح، بدون احساس، بدون نقشه و برنامه پیچیده، به غرایز جسمی و روحی خود پاسخ می دادند و هر کودکی را که بر سر راه بر می خوردند، با خود می بردند و در این راه 22 نفر را قربانی کردند. 17 کودک، دو مرد و یک زن را فجیعانه به قتل رساندند. یکی از قربانیان همچنان در حال کوما و بر روی تخت بیمارستان بسر می برد و آن یکی باید داغ این فاجعه را تا پایان عمر با خود حمل کند. این دو قاتل گزارش لحظه به لحظه عملیات خود را در جلسات غیرعلنی دادگاه تشریح می کنند. گزارشی که آه از نهاد همه بر می آورد. اتهاماتی که در دادگاه شمرده می شود، سرگیجه آور است. 22 قربانی در کمتر از 2 سال. ماهی یک کودک در قعر گودهای کوره پزخانه مدفون می شد، ماهی یک خانواده به عزای فرزندش می نشست. هر ماه مراجعات به پلیس و ارگاه های قضایی، هر ماه انتظار دردناک! در جلسات دادگاه روشن شد که مأمورین انتظامی در عرض این 2 سال حتی یک بار به کوره عاج سر نزده اند. هیچ گاه گم شدن این کودکان را جدی نگرفتند، با اینکه یک شاهد زنده داشتند، تلاشی برای یافتن سرنخ های دیگر و ارتباط آنها با یکدیگر به عمل نیاوردند. این همه سهل انگاری بعد از افشای این جنایات، آه از نهاد همه بیرون می آورد. بی دلیل نیست که خانواده های سوگوار در پی یافتن سرنخ های اصلی بین مأمورین انتظامی هستند. و حال مسلما قضیه با اعدام این دو قاتل مختومه اعلام می شود. آیا اعدام مانعی جدی در راه وقوع چنین فجایعی است؟ آیا در کشورهایی مثل ایران که حکم اعدام مثل آب خوردن اجرا می شود، ابعاد قتل و جنایت و دزدی کمتر از کشورهایی است که حکم اعدام در آن ها لغو شده است؟ چندی پیش درست هم زمان با افشای جنایات پاکدشت، روز جهانی کودک در ایران برگزار شد و جز یک مشت جملات تکراری و بی ثمر به گوش مردم نرسید. می توان بطور یقین گفت که اکثر قاتلان و جانیان خود در کودکی قربانی خشونت بوده اند. در جامعه ای که خشونت با خشونت پاسخ داده می شود، امید به از بین بردن فجایع و ناهنجاری های اجتماعی عبث است. در جامعه ای که خشونت در آن نهادی شده است، خانواده نیز نمی تواند از اعمال خشونت بری باشد. اولین قربانیان خشونت در خانواده، مسلما ضعیف ترینانند. در واقع کودکان در یک خانواده اکثرا در معرض مستقیم خشونت قرار دارند. آنها توان ایستادگی در برابر خشونت را ندارند، آن را می پذیرند و خود در بزرگی آن را تکرار می کنند. مطابق آمار در سال گذشته تنها 85 مورد کودک آزاری به کمیته مدد کاری انجمن حمایت از حقوق کودک در تهران اعلام شد. از این تعداد 8 کودک به دلیل ابعاد بالای خشونت به بهزیستی سپرده شدند. حال تا چه اندازه مسئولین و کارکنان بهزیستی از اعمال خشونت بری هستند، خود جای پرسش دارد. بطور یقین می توان ادعا کرد که این تعداد یک درصد از آمار واقعی کودک آزاری در خانواده، مدرسه و محل کار نیز نیست. پر واضح است که اکثر موارد خشونت بر کودکان اصلا به زبان نمی آید. کودکان چنین توانی ندارند که حتی در صورت پرسش، آنرا بیان کنند. از طرف دیگر بسیاری از رفتارهایی که در اذهان مردم بسیار نرمال و طبیعی است از جمله مظاهر خشونت در جامعه به حساب می آید. آموزش مداوم به کودکان در دفاع از خود و حق و حقوقی که از آن برخوردارند، می بایست در زمره وظائف اصلی مدارس درآید. خانواده خود می بایست بر آگاهی اجتماعی خود و فرزندان خود بیافزاید. مبارزه با تمامی جلوه های خشونت فیزیکی و زبانی از قبیل فریاد زدن، فحاشی و تحقیر تا آزار جسمی و کتک و غیره، یکی از ضروریات تعلیم و تربیت است. احترام به شخصیت کودکان و همچنین احترام به جسم آنان از جمله مواردی ست که باید از ابتدا به کودکان آموزش داد. کودک باید حساسیت لازم را نسبت به رفتار اطرافیان خود داشته باشد و اجازه و امکان آنرا داشته باشد که نسبت به آن ابراز نظر و انتقاد نماید. بی احترامی، تحقیر و تعرض به خود را به هیچ شکلی تحمل نکند و یاد بگیرد که به شکل خود با آن به مبارزه برخیزد. کودک باید از طرفی یاد بگیرد، حق و حقوق خود را بشناسد و از آن در برابر پدر و مادر خود، در برابر آموزگار خود و در برابر مردم دفاع قاطع به عمل آورده و برای تحقق آن بجنگد، و از طرف دیگر خطرات احتمالی در جامعه و در پیرامون کودک باید به وی آگاهی داده شود. کودک نه تنها باید بتواند از خود در برابر این خطرات دفاع کند، بلکه باید این خطرات را شناخته و نسبت به چگونگی بروز آنها آگاهی داشته باشد. برخی از ارزش هایی که در جامعه و در بین مردم جا افتاده است، میبایست بطور مداوم به بحث و بررسی گذاشته شود. از قبیل اینکه بچه باید " حرف گوش کن" باشد، "سر به زیر" باشد. امروزه بچه باید یاد بگیرد که چگونه و در چه شرایطی "نه" بگوید، "پررو" باشد و"پاسخ" بگوید. مجسم کنید که اگر از این 17 کودک، هریک به دیده شک و تردید به قاتلان خود می نگریست و به دنبال آنان روان نمی شد، آیا هم اکنون در بین خانواده خود نبود؟ دردناک است! برخی والدین برای جلوگیری از بروز اتفاقات ناگوار، همواره فرزند خود را همراهی می کنند. چنین روشی نه تنها برای همیشه امکان پذیر نیست، بلکه به استقلال و اعتماد به نفس کودک نیز لطمه وارد می کند و او را در مواقعی که بالاجبار تنها می ماند، بی دفاع و ناتوان می سازد. مسلم است که تجویز چنین نسخه هایی برای خانواده ای که خود قربانی خشونت جامعه می باشد ودر برخورد با خود و فرزندان خود نیز شیوه ای بجز اعمال خشونت ندارد، بی فایده است. اکثر این خانواده ها در زیر خط فقر زندگی می کنند و از نظر اقتصادی و فرهنگی در وضعیتی نیستند که حتی اگر بخواهند، بتوانند بسرعت آگاهی اجتماعی خود را بالا برده و با مظاهر خشونت چه در خود و چه در پیرامون خود مبارزه کنند. یکی از ریشه های اصلی بروز خشونت در جامعه فقر اقتصادی است. مبارزه با خشونت، مبارزه ای ست بطئی و مداوم در امتداد نسل ها. چه بهتر که آن را از فرزندانمان آغاز کنیم که جامعه آینده را پی ریزی خواهند کرد. |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و سوم بهمن 1384ساعت 22:37 توسط عفت عفتیارانی |
|
|
لطفاً به آماری که از طرف مسئولان و کارشناسان درون کشور و بنوعی عضو سیستم اداری ولایت و مواجب بگیر ولایت توجه کنید متوجه وسعت جنایت و خیانت حاکمان مذهبی مدعی جانشینی و نمایندگی خدا در زمین می شوید و سپس شک می کنید که این چه خدائی است که این گونه افراد را برای نمایندگی و جانشینی برای مردم اسیر ما فرستاده است و با کمی تعمق پی می بریم که اساسا خدائی وجود ندارد و .... درشش ماه سال جاري؛2 هزار و 14 نفر بر اثر اعتياد فوت كردهاند در 6 ماه ابتداى سال ۸۴, در كشور، دو هزار و 14 نفر بر اثر عوارض ناشى از اعتياد فوت كردهاند. بر اساس آمار ارايه شده از سوى پزشكى قانونى, موارد فوتى بر اثر عوارض اعتياد، نسبت به سال گذشته كاهش يافته است. اين گزارش ميافزايد: در 6 ماه ابتدايى سال گذشته، موارد فوتى بر اثر عوارض اعتياد 197 مورد نسبت به امسال بيشتر بوده است. براساس اين گزارش، موارد فوتى افراد معتاد، در سال گذشته 2 هزار و 211 نفر گزارش شده است. همچنين, در آمار سال گذشته، تعداد زنان معتادى كه بر اثر استعمال مواد مخدر فوت كرده بودند، 65 نفر اعلام شده است. اين گزارش تصريح ميكند: سال گذشته 2 هزار و 146 مرد نيز بر اثر اعتياد جان خود را از دست دادهاند. گفتنى است, با توجه به كاهش آمار كلى افراد فوتى معتاد در سال جاري، موارد فوت شدگان زن معتاد نيز60 نفر اعلام شده كه كاهش 5 موردى دارد. اين گزارش در پايان خاطرنشان ميكند: در 6 ماهه اول سال 83 , يكهزار و 954 مرد معتاد بر اثر عوارض اعتياد فوت كردهاند.ايلنا در 20 سال اخير؛رشد ابتلا به مواد مخدر سه برابر رشد جمعيت بوده است معاون پيشگيرى از آسيبهاى بهزيستى شهر تهران، گفت: در 20 سال اخير، رشد ابتلا به مواد مخدر سه برابر رشد جمعيت بوده است؛ به نحوى كه مهمترين آسيب جامعه ما، اعتياد محسوب ميشود. دكتر شهلا احمدي، معاون پيشگيرى از آسيبهاى بهزيستى شهر تهران، در كارگاه آموزشى پيشگيرى از اعتياد با رويكرد مدرسه محور، گفت: در سال 77 تعداد معتادان كشور 2 ميليون نفر بوده است؛ در حاليكه در سال 80، اين رقم به 3 ميليون و 850 معتاد در كشور رسيد. وى افزود: اگر تعداد معتادان را در كشور 2 ميليون نفر فرض كنيم، بيش از 8 ميليون نفر به طور مستقيم يا غيرمستقيم با مسئله اعتياد و مواد مخدر درگير هستند. احمدى با اشاره به اجراى طرح پيشگيرى از اعتياد مدرسه محور، تصريح كرد: مدرسه به دليل اينكه يك اجتماع هم شكل است و تعداد زيادى دانشآموز در آن تحصيل ميكنند، محل مناسبى براى آموزش پيشگيرى از اعتياد است. وى افزود: اعتياد در كشور ما در افراد با سن پايين نيز مشاهده ميشود، بنابراين بايد آموزش پيشگيرى از اعتياد را در مدارس، توسعه داد. معاون پيشگيرى از آسيبهاى بهزيستى شهر تهران، تصريح كرد: اعتياد فرايندى طولانى مدت است كه از گرايش كم به زياد، پيش ميرود؛ بنابراين بايد در مراحل اوليه، گرايش به اعتياد فعاليتهاى پيشگيرانه اجرا كرد. احمدى گفت: ديدگاه ما اين است كه مهارتهايى در افراد ايجاد كنيم تا سلامت روانى آنها ارتقا يابد و در مقابل عوامل خطر محافظت شوند. به گفته وي، سوء مصرف مواد از سنين دانشآموزى آغاز ميشود و از آنجا كه دانشآموزان مدت زيادى در مدرسه هستند، ميتوان آنها را تحت آموزش قرار داد. وى با اشاره به اجراى طرح آموزشى بهزيستى در مدارس تهران، افزود: از نيمه دوم آذر 81، طرح آموزش پيشگيرى از اعتياد را در مدارس آغاز كرديم و در اين راستا مديران و معلمان نيز مورد آموزش قرار گرفتند. وى خاطر نشان كرد: هدف ما از اجراى اين طرح رشد و گسترش سلامت روانى در دانشآموزان است كه در اجراى آن از تجربيات كشورهاى ديگر هم استفاده شده است.ايلنا 5 هزار معتاد كارتن خواب در تهران وجود دارد نيروى انتظامى در سال گذشته 54 هزار و 488 نفر را به جرم اعتياد دستگير كرد رييس مركز مبارزه با مواد مخدر نيروى انتظامى تهران گفت: نگاه به معتاد به عنوان بيمار نگاهى اروپايى و غربى است و با توجه به ماده 15 قانون مبارزه با مواد مخدر معتاد در كشور ما مجرم است. سردار قدرت الله محمودى, رييس مركز مبارزه با مواد مخدر نيروى انتظامى تهران, در گفت و گو با خبرنگار سرويس اجتماعى ايلنا گفت: بعضى از مسوولان ميخواهند ديدگاه بيمارگونه به معتاد را در جامعه رواج دهند, در حاليكه با توجه به حضور آمريكا در افغانستان, باندهاى مافيايى و ناتوانى در مهار كشت و توليد خشخاش با اين نگاه نميتوان معضل اعتياد را حل كرد. وى افزود: اعتياد به مواد مخدر جرم است ؛ زيرا معتاد براى كسب هيجان بيشتر و به صورت داوطلبانه و با آگاهى از عواقب اعتياد, به مواد مخدر روى ميآورد. سردار محمودى, با اشاره به اينكه داشتن رويكرد يك بعدى به اعتياد مشكل دو ميليون معتاد كشور را حل نمى كند, تصريح كرد: براى رفع مشكل اعتياد بايد انگيزههاى انتخاب آن را شناسايى و نسبت به رفع آن اقدام كرد, كه از جمله انگيزههاى گرايش به اعتياد فقر, بيكارى و غيره است. وى افزود: نيروى انتظامى تنها مسوول جمعآورى معتادان از سطح خيابانها است, كه در اين زمينه خوب عمل كرده است, به طورى كه در سال گذشته 54 هزار و 488 نفر را دستگير و دو نيم تن انواع مواد مخدر كشف كرده ايم. وى, با اشاره به وجود 5 هزار معتاد كارتن خواب درسطح تهران گفت: در شهر تهران تنها يك مركزى بازپرورى براى معتادان در قرچك ورامين وجود دارد, كه اين مركز ظرفيت پذيرش معتادان دستگير شده را ندارند. به گفته سردار محمودى, اردوگاه قرچك ورامين تنها ظرفيت پذيرش يك هزار معتاد را دارد, در حاليكه تعداد معتادان دستگير شده, بسيار بيشتر از اين تعداد است. رييس مركز مبارزه با مواد مخدر نيروى انتظامى تهران, با اشاره به ايجاد شرايط ترك اعتياد در پاركها افزود: به تازگى در برخى پاركها شرايط و تسهيلاتى براى معتادان ايجاد شده, كه از آن جمله ارايه سرنگ رايگان است كه اين مسئله ميتواند امنيت خاطر شهروندان را خدشه دار كند. سردار محمودى گفت: در 4 ماهه ابتداى سال جارى با اقدامات انجام شده, بيش از 90 درصد نقاط آلوده در سطح شهر پاكسازى شد؛ اما تنها اقدام فيزيكى منجر به ساماندهى معتادان نميشود. وى در پايان خاطرنشان كرد: به جاى آنكه در زمينه اعتياد و رفع اين مشكل شعار دهيم, بايد آن را به عنوان دغدغه اصلى همه مسوولان در دستور كار خود قرار داده و از جديترين مسايل كشور قلمداد كنيم. روزانه جسد 10 تا 12 معتاد در كشور پيدا ميشود:مرگ ناشى از اعتياد نسبت به سال گذشته 38 درصد رشد يافته است. رييس مركز مبارزه با مواد مخدر تهران بزرگ اعلام كرد: مرگ ناشى از اعتياد نسبت به سال گذشته 38 درصد رشد يافته است. به گزارش خبرنگار اجتماعى خبرگزارى دانشجويان ايران سردار محمودي، در جلسه شوراى هماهنگى مبارزه با مواد مخدر استان تهران ميزان خسارت مواد مخدر به كشور را 4 هزار و 500 ميليارد تومان اعلام كرد و گفت: روزانه جسد 10 تا 12 معتاد در كشور پيدا ميشود. وى تقويت تشكلهاى غيردولتى مرتبط با مواد مخدر، برگزارى كلاسهاى كوتاه مدت و بلند مدت، تدريس در زمينه آگاهى دادن در زمينه اثرات مواد مخدر، استفاده مستمر از وسايل ارتباط جمعى بويژه تلويزيون را در ارتقاى آگاهى عمومى به مواد مخدر مناسب دانست. سردار محمودى با بيان اين كه در تهران بزرگ حدود 140هزار معتاد تفنني، شاغل و حرفهاي، 300 قاچاقچى عمده، 8 هزار توزيع كننده وجود دارد، گفت: تقريبا 17 هزار نفر توزيعكننده خرد و كلان نيز در تهران فعاليت ميكنند. به گفته وى 5 هزار معتاد ولگرد كارتنخواب رانده شده از منزل، شغل و جامعه در تهران وجود دارد و جرايم بسيارى در لواى ولگردى از قبيل اعتياد به مواد و فروش آن صورت ميگيرد. وى ادامه داد: بسيارى از جرائمى كه روى ميدهد و نيز وجود شهركهاى اقمارى و حاشيهاي، جوانى جامعه، معضلات بيكارى و به دنبال آن مشكلات روحى ــ روانى جوانان و خطرپذيرى آنها، تشكيل گروههاى ناباب در توزيع و مصرف مواد مخدر، فعاليت و تحرك سود جويان و مافياى مواد مخدر، وظيفه ستاد مبارزه با موادمخدر را سنگينتر ميكند. رييس مركز مبارزه با مواد مخدر تهران بزرگ ابعاد مبارزه با مواد مخدر تهران بزرگ را شامل مبارزه با قاچاقچيان در حمل و نقل و خريد و فروش، جمعآورى معتادان، سالمسازى جامعه، تحقيق و پژوهش و شناسايى عوامل جرم اعلام كرد و افزود: توقف فعاليت فروشندگان خردهپاى مواد مخدر كه در گوشه و كنار و حاشيه شهرها به شكار جوانان در مدارس، دانشگاهها و محلات ميپردازند، نيازمند برنامهريزى است. به گزارش ايسنا سردار محمودى عمده علل گرايش به قاچاق مواد مخدر در كشور را آمايش نادرست جمعيت و مشكلات اقتصادى دانست و گفت: تمام قوميتهاى شرق، اكثرا بلوچ بوده و ركود كشاورزى ضعيف از سويي، رونق قاچاق و تردد غيرقانونى پناهندگان و مهاجرين اتباع بيگانه از سويى ديگر بر مشكلات دامن زده است. رييس مركز مبارزه با مواد مخدر تهران بزرگ گفت: ضعف فرهنگي، دوستان ناباب، عدم تناسب درآمد و هزينه خانوادههاى شهرى و محروميت نسبي، انزواى جوانان، ويژگيهاى فردى شامل صفت شخصيتي، عوامل خانوادگى و ناآگاهيهاى تربيتي، وجود نگرش مثبت به مواد مخدر و عوامل اجتماعى همچون مهاجرت، دسترسى ارزان مواد، عدم اطلاع رساني، علل گرايش به سمت مصرف مواد مخدر بوده است. سردار محمودى بيشترين مواد مصرفى را در تهران به ترتيب شامل ترياك، حشيش، كوكائين و قرصهاى روانگردان دانست و گفت: سرقت، فحشا، قتل، كلاهبرداري، طلاق، گروگانگيري، ولگردي، بيكارى ، جرايم ناشى از مصرف مواد مخدر است. سردار محمودى با اشاره به تغيير ساختار جمعيتى كشور و سوق يافتن سيستم پيرگزينى اعتياد به جوانگزينى گفت: ميانگين سنى اعتياد در سالهاى گذشته 63 سال بود كه اكنون به 31 سال كاهش يافته است. رييس مركز مبارزه با مواد مخدر تهران بزرگ با اشاره به كشف بيش از 5 تن انواع مخدر در 11 ماه گذشته سال 84، افزود: شمار دستگيريها نيز در اين مدت 59 هزار و 184 نفر بوده كه با بيش از 10 هزار دستگيري بيشتر نسبت به سال گذشته، اين رقم 22 درصد افزايش يافته است. وى در ادامه خاطرنشان كرد: در اين مدت 403 قاچاقچى كلان نيز دستگير شدند كه 39 نفر آنها زن، 3 هزار و 7 نفر حمل كننده، 279 نفر تبعه خارجى و 4 هزار و 427 نفر نگهدارنده مواد بودند. سردار محمودى در ادامه بيان كرد: از ابتداى سال جاري، 157 نقطه آلوده به مواد مخدر شناسايى شده و 52 هزار و 932 نفر طى بيش از هزار مرحله عمليات دستگير شدند. سردار محمودى با اشاره به دستگيرى باندهاى مهم قاچاق مواد مخدر در تهران گفت: يكى از باندها كه در شوش شرقى شناسايى شد با دستگاههاى پرس قالب، انواع قرصهاى روانگردان را تعبيه ميكرد. وى ضمن تشريح فعاليتهاى انجام شده براى مبارزه با مواد مخدر پارك لويزان، گردنه تنباكو، كوى گچى را محلهايى دانست كه همواره آلودگى داشتهاند و افزود: در كوى گچى از ابتداى سال بيش از 500 نفر دستگير شدند و در يك ماه گذشته ، ضمن هماهنگى با دادسراى انقلاب، طرح ويژهاى در آن جا به اجرا درآمد كه طى آن بيش از 450 نفر دستگير و 27 منزل كه محل توزيع مواد مخدر بودند، بازرسى شدند. به گزارش ايسنا همچنين در دره فرحزاد بيش از 300 معتاد از ابتداى سال جمعآورى شدند. به گفته وى در مرحله آخر عمليات پاكسازي، در همين نقطه محلى شناسايى شد كه در آن معتادان در كنار تپهها زاغه زده بودند و دختران فرارى را در آن جا نگه ميداشتند. وى افزود: توزيعكنندگان مواد مخدر در اين نقطه و نيز دو نفر از سركردههاى باند آنها كه مسلح بودند، دستگير شدند كه يكى از آنها رييس ,حاتم گرگى, در لويزان بوده است. وى با اشاره به پاكسازى گردنه تنباكويى در سال 83 نيز گفت:50 نفر در اين محل دستگير شدند و همچنين ميدان غار، پارك المهدي، ميدان صادقيه. چشمه علي، خيابان امام حسين، ميدان راهآهن، نظام آباد، خيابان شهرستاني، پل همت، پارك شهر، پارك لويزان نيز پاكسازى شد. |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و دوم بهمن 1384ساعت 0:33 توسط عفت عفتیارانی |
|
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و یکم بهمن 1384ساعت 0:10 توسط عفت عفتیارانی |
|
|
جمهوری اسلامی و طراحان خانه عفاف در دفاع از طرح "خانههاي عفاف" ميگويند "فحشا و تن فروشي در تمامي جوامع و در تمامي دوران ها وجود داشته و به احتمال زياد وجود هم خواهد داشت" و سپس مي پرسند "خوب حال كه چنين است و اين امر اجتناب ناپذير است ، چرا تحت ضابطه و قاعده اي درنيايد؟ انكار آن همان قدر سفيهانه است كه انكار ضرورت وجود توالت." اما استفاده از توالت عملي است ميان انسان و مصالح ساختماني و مقايسه آن با رابطه جنسي مرد با زن تن فروش در واقع به معناي سلب هويت انساني از زن است. همين چند جمله كوتاه ، آن هم در اثر نويسنده اي معمولا بسيار نكته سنج ، نشانه اي است از بزرگ ترين ضعف طرح "خانه هاي عفاف" و بيشتر بحث هاي پيرامون آن: بي توجهي به اينكه خود زنان "تن فروش" در اين باره چه نظري دارند. نابرابري زن و مرد مهم ترين عاملي است كه باعث شده "فحشا و تن فروشي در تمامي جوامع و در تمامي دوران ها" وجود داشته باشد. اميد به موفقيت در هر طرحي براي برخورد با پديده تن فروشي هنگامي وجود خواهد داشت كه خود زنان تن فروش هم در تنظيم و اجراي آن شركت داشته باشند. زناني كه به ميل خود تن فروشي ميكنند و از اين كار راضي اند قاعدتاً از حمايت قانون استقبال خواهند كرد، به ويژه اگر باور كنند سهمي از درآمدشان كه به دست حكومت مي افتد براي رفاه خود آنان خرج خواهد شد و به جيب مسئولان نخواهد رفت. اما به احتمال بسيار زياد، اين زنان اقليت تن فروشان را تشكيل ميدهند و بيشتر زنان تن فروش از اين كار رنج ميبرند اما براي كسب درآمد راه ديگري ندارند. اين زنان قاعدتا ترجيح ميدهند به جاي آنكه "با ثبت و ربطي قانوني و شرعي" براي "لذت چند ساعته " به "خواستاران تمتع جنسي" فروخته شوند، دانش ، مهارت و امكاناتي به دست بياورند و كار ديگري را در پيش بگيرند. در خلاصه اي از طرح طراحان در نوشته شان آورده اند، "تعليمات و كارآموزي و غيره" آخرين قلم از فهرست مخارجي است كه قرار بوده از "پول داده شده براي اين كاميابي جنسي"، پس از پرداخت "حق تن فروشي زن"، تامين شود. ساير مخارج عبارتند از "مراعات بهداشت تا خرج كرايه محل و امور اداري و خدمات جانبي گرداندن اين دم و دستگاه ". در نتيجه ، بسيار بعيد است زنان "خانه عفاف" سرنوشتي بهتر از زناني داشته باشند كه پيش از انقلاب به "دم و دستگاهي" ديگر، با نام "شهر نو"، وارد ميشدند و در آن ميماندند. دولتي كه واقعا بخواهد و بتواند به زنان تن فروش كمك كند، از آنان نخواهد خواست كه براي تامين مخارج رهائي از تن فروشي غير قانوني ، به تن فروشي "قانوني و شرعي" مشغول شوند. واقعاً متوجه می شویم که این ولایت در هر زمان بر حسب وضعیت فتوا و دستور صادر می کند دقت کنید که همین نظام در ابتدای انقلاب شهرنو را با بلدوزر صاف نموده و اینک با نام و روش جدیدی که در آن سهم ملایان ( حق صیغه نمودن ملایان به جای کمیسیون خانم رئیس ها ) محاسبه شده است را شروع نموده اند . مبارک است این شغل جدید بر شما !!! |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه شانزدهم بهمن 1384ساعت 0:47 توسط عفت عفتیارانی |
|
|
+ نوشته شده در
شنبه هشتم بهمن 1384ساعت 1:3 توسط عفت عفتیارانی |
|
|
می گويد که اکنون هرگونه غرب ستيزی آ ب به آسياب ارتجاع میريزد و همصدايی با آنهايی است که سالهاست دکانی بنام " مرگ برآمريکا" باز کردهاند و از برکت اين شعار به چه و چها که نرسيده اند، يعنی که رسيدهاند و آمريکا را نيز به چه و چها که نرساندهاند. میگويد که يکی از کارهای اين دکان، پديد آوردن ِ دشمنی افسانهای برای امريکاست که پس از فروپاشی شوری، دربدر در پی يافتن ِ جانشينی مناسب برای لولوی کمونيزم بود تا توجيهی برای هزينههای نظامی خود بيابد. اينها ما را و دين ايمانمان را به دشمنی که امريکا میخواست داشته باشد، بدل کردهاند. چنين است که امروز عرصه برهمه مسلمانان در همه جای جهان تنگتر شده است. هشدار که ناخواسته همرای دشمنان خويش نباشی. می گويد: بله، من هم میدانم که فرهيختگان و روشنگرايان غربی نيز از آتشی که امريکا در جهان، بويژه در خاورميانه برپا کرده است، دلی پرخون دارند و به جنگ با آن برخاستهاند. اما آنان از ديدگاهی به اين کارزار مینگرند که ما را با آن کاری نمیتواند باشد. اينجا ايران است و من ِ ايرانی بايد دريابم کيستم و در آغاز هزاره سوم در اين گوشه از جغرافيای جهان، جايم در کجای تاريخ است. چگونه بودن کار بسيار دشواری است. هميشه نيز چنين بوده است اما انگار در روزگار ما دشوارترين کار شده است. اينجا تهران است و من هنوز در آغاز تاريخم در اين گوشه از جغرافيای جهان و سخنان چامسکی - با آنکه روزی شاگرد او بودهام - گرهی از کار من باز نمیکند که هيچ، بر ناهنجاريهای ذهنیام نيز میافزايد. سخن کوتاه، کاری نکن که هم سيخ بسوزد و هم کباب! چامسکی ايرانی نيست و پس، آنچه که میگويد، زيبنده انساندوستی دريا دل چون اوست که جهان را تهی از ديوان و ديوانگانی که بربام جهان نشستهاند، میخواهد. سخنان او نه از جنس دکانداران "مرگ برآمريکا" که همتاقه پرخاشهای برتراند راسل و سارتر است. اينان سخنانانشان همه انکار ِِ فريب و رياست و با هيچ ترفندی نمیتوان معنايی ديگر از آنها مراد کرد. اما تو... !؟ هشدار که ايرانی بايد با چشمداشت به رويدادهای سرزمين خود و معناهايی که از سخنانش میتوان مراد کرد، سخن بگويد، يا نگويد. هشدار که شعار ِ "مرگ برامريکا" بسيارانی از هم ميهنان و هم کيشان و همسايگان ما را – بی که بايد - به کام مرگ نابهنگام و نيستی بی هدف فرستاده است و هم اکنون هماره ما را از پادافرهای که در راه است میهراساند. در بيشتر کشورهای غربی، سه گروه از دولت بيزارند؛ نخست نژاد پرستان ِ افراطی که جهان را از دريچه بسيار تنگ خويشخواهی و نژاد ستايی مینگرند. ديگر چپیهای ساده انگار، که بيرون از دايره قدرت، خواهان دگرگونی انقلابی جهانند و سوم روشنفکران پست مدرنی که با ترديد به پروژه مدرنيت مینگرند و پديدارهای آن را به پرسش میگيرند. بسياری از روشنفکران کشورهای جهان سوم نيز با توجه به تاريخ مبارزات استثمارستيزی خود، فرهنگ غربی را عامل اساسی بحرانهای خود میدانند و امريکا را که اکنون سردمدار و پرچمدارِ فرهنگ جهانگشای غربی ست، بزرگترين دشمن خود میدانند. يکی از گرفتاريهای اساسی اين روشنفکران اين است که از ادبيات سه گروهی که از آنها سخن رفت، در راستای هدفهای خود بهره میجويند و آن را گواهی بر نادرستی ارزشها و بنيانهای فرهنگ غربی میدانند و بدينوسيله ورشکستگی آن را اعلام میکنند. اين چگونگی بر بحران ذهنی جوانان در آن کشورها میافزايد و راهيابی آنان را هرروز دشوارتر میکند. برنمودن و پٌرنما کردن انتقادهای زيستبوم گرايان و پست مدرنيستها و چپیها و راستیهای اروپايی درپسزمينههای بومی خود معنا دار و بجاست، اما ترجمه و ترابری آنها به فرهنگ ما کمکی به راهگشايی برای فردايی بهتر نخواهد کرد. سيستم دفاعی هر فرهنگی میخواهد که دارندگان آن فرهنگ، خود را خوشبختترينان برروی زمين بپندارند. اين سيستم که با آموزش و پرورش به درون ما راه میيابد، ناخودآگاه ما را کارگزار خود میکند. تا هماره و در همه جا از آن فرهنگ و ارزشهای آن جانبداری کنيم. چنين است که بسياری از پروردگان همه فرهنگها، ريشه همه نيکيها را در فرهنگ و سرزمين خود پی میجويند و هر آنچه در هرزمان شايشته و بايسته است را از آن پيشينيان خود میدانند. اين چگونگی که در فرهنگ ما هنر را نزد ايرانيان میداند و بس، در فرهنگيهای پيرامونی، با عقده خود خرد بينی در برابر غرب آميخته است و روشنفکران اين فرهنگها را به مبارزه با غرب فرامی خواند. چندی از منابع آمادهای که اين روشنفکران برای گواهی بر ادعاهای خود دارند، ادبيات پست مدرنيستی، نوشتارهای مارکسيستهای معترض و فمينيستهای اروپا و امريکاست. بسياری از اين منابع، سيستم دموکراتيک غربی را – گاه البته بدرستی - ناسالم و ناسازگار و ورشکسته و در حال فروپاشی مینمايانند. اگرچه اين سخنان گاه به مذاق برخی مردم کشورهای پيرامونی خوش میآيد و رسانههای دولتی برخی از اين کشورها نيز شبانروز آنها را نشخوار میکنند. اما مخاطبان واقعی آنها دايره کوچکی از مردم اروپا و امريکاست. نگرش روشنفکری ما بايد براساس حفظ و استقلال ِ سرزمين و ارزشهای فرهنگی مان شکل گيرد و در راستای سود و زيان ملی کشورمان با چشمداشت به روابط و رويدادهای جهانی پرورده شود. به گمان من بحران روشنفکری ما بحران تعريف است. ما تا زمانی که ندانيم که کيستيم و در کجای جهان ايستادهايم، هرگز نمیتوانيم به اين پرسش پاسخ دهيم که چگونه بايد باشيم و نقش ما در اين جهان دگرگون شونده چيست؟ ز اين قلمرو ظلمت گذشتن آسان نيست دلی به روشنی آفتاب میخواهد |
|
+ نوشته شده در
شنبه هشتم بهمن 1384ساعت 0:49 توسط عفت عفتیارانی |
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه پنجم بهمن 1384ساعت 2:15 توسط عفت عفتیارانی |
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه چهارم بهمن 1384ساعت 13:40 توسط عفت عفتیارانی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
من که یک فعال حقوق بشر و معتقد به آزادی بیان و دموکراسی می باشم خود را ملزم به رعایت حقوق بشر در ایران می دانم لذا با این آغاز کار اینترنتی امیدوارم که بتوانم گوشه ای از هزاران جنایت ، خیانت و نقض مستمر و برنامه ریزی شده حقوق بشر در ایران را که توسط حکومت ولایت فقیه به دید شما آزاد اندیشان و آزادی خواهان برسانم.
به امید روزی که جهان پر از عدالت وبرابری بین انسانها باشد. |
| پیوندها |
|
آزادگی فعالان ایرانی دفاع از حقوق بشر در اروپا و امریکای شمالی شبکه مدافعین حقوق بشر در ایران - آلمان کانون دفاع از حقوق بشر در ایران بهاران |
|
RSS
|