تبليغاتX
در آئینه
نگاه در آینه ، دیدن واقعیت است

قطعنامه تجمع اعتراضی

در ژنو برقراری مجدد نظارت دائمی بر وضعيت حقوق بشر در ايران را از کميسيون حقوق بشر سازمان ملل متحد خواستاريم

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم اسفند 1384ساعت 2:24  توسط عفت عفتیارانی | 



 در بهار اصلاحات رفته بود و حالا، در پایان زمستان اصلاحات بازگشته است!درفضائی بکلی متفاوت با دوران بازداشت خود بازگشته است. این فضا در اطلاعیه ای که یاران اصلاح طلب او در جبهه مشارکت صادر کرده اند، بیش از هر مطلب دیگری اکنون منعکس است. عرصه‌ها تنگ تر شده است. بر خلاف ظاهرا، نه بر اصلاح طلبان، که بر سرکوب کنندگان اصلاحات. لازم نیست این را فریاد کرد، خود عیان است! فصل جدیدی آغاز شده است که عمق آن بیش از سطح دوران اولیه اصلاحات است. حتما او هم به این فضای جدید می‌اندیشد. می‌شنود، می‌خواند و می‌بیند، پیش از آنکه شتابزده به میدان درآید. برای فضا و فصل جدیدی که در راه است باید آماده شد و همه توش و توان را یکجا جمع کرد. همه آموختند. همه آموختیم و آموخته را باید بکار گرفت. هر کس به قیمتی! او نیز به قیمت 6 سال زندان دشوار
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم اسفند 1384ساعت 1:23  توسط عفت عفتیارانی | 
 

 

سخنرانی، پرسش و پاسخ، بحث و گفتگو 11 فوریه 2006 الدنبورک  نگاه قانون اساسی جمهوری اسلامی به زن

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم اسفند 1384ساعت 13:45  توسط عفت عفتیارانی | 

محسن رضايي: قوه قضاييه كارنامه موفقي در مبارزه با مفاسد اقتصادي نداشته است، فارس

خبرگزاري فارس:دبير مجمع تشخيص مصلحت نظام در ارزيابي خود از عملكرد قوه قضاييه در برخورد با مفاسد،گفت:قوه قضاييه نتوانسته است كارنامه موفق و برجسته‌اي در اين راستا از خود نشان دهد.


به گزارش خبرنگار سياسي خبرگزاري فارس، محسن رضايي امروز شنبه در حاشيه نشست تخصصي با قضات رسيدگي كننده به پرونده‌هاي مربوط به قاچاق كالا و ارز كه در معاونت آموزش قوه قضاييه برگزار شد،با بيان اين مطلب در جمع خبرنگاران افزود:با اين حال بايد ديد كه مشكلات از درون قوه قضائيه است يا ناشي از ضعف قوانين مي‌باشد.
از وي در خصوص اين مسئله كه گفته مي‌شود لايحه بودجه 85 دولت تورم ‌زا است سؤال شد كه رضايي در پاسخ اظهار داشت: اين مسئله بستگي به افزايش نقدينگي دولت دارد كه اگر صرف توليد،‌اشتغال و سرمايه‌گذاري شود موجب تورم نخواهد شد.

دبير مجمع تشخيص مصلحت نظام تصريح كرد:هزينه كرد بودجه در بخش هاي توليدي و سرمايه‌گذاري و اشتغال از ايجاد تورم جلوگيري مي‌كند،پس مديريت مهمتر از خود بودجه است.
رضايي همچنين بحث‌هاي بين مجلس و دولت كه اين روزها در مجلس و در خصوص لايحه بودجه ادامه دارد را در حدي عميق ندانست كه منجر به نتيجه گيري طرفين از آن نشود.


+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم اسفند 1384ساعت 1:16  توسط عفت عفتیارانی | 

قطعنامه تجمع اعتراضی در ژنو

 

برقراری مجدد نظارت دائمی بر وضعيت حقوق بشر در ايران را

از کميسيون حقوق بشر سازمان ملل متحد خواستاريم

    امروز ما دور هم جمع شده ايم تا صدای اعتراض خود  عليه نقض گسترده، مستمر و برنامه ريزی شده حقوق بشر در ايران را به گوش جهانيان برسانيم .

 بنابر گزارش سالانه "فعالين ايرانی دفاع از حقوق بشر در اروپا و امريکای شمالی"، 1279 مورد نقض حقوق بشر در ايران اتفاق افتاده است. که 584 مورد نقض حقوق فعالين اجتماعی و سياسی، 213 مورد نقض حقوق دانشجويان و 184 مورد نقض حقوق خبرنگاران و مطبوعات را شامل می گردد.

بنا بر اين گزارش 232 نفر اعدام  و يا حکم اعدام گرفته اند، که بين آنها جوانان اعدام شده  زير 18 سال  هم ديده می شود . حکم 43 نفر از اعدام شده گان در 20 شهر مختلف ايران اجرا شده است.

قابل توجه است که بيش از نيمی از اعدام ها در بعد از آخرين نشست کميسيون حقوق بشر سازمان ملل به اجرا در آمده است.

علاوه بر اين؛ اعدام زندانیان سیاسی, سرکوب تظاهرات، سنگسار، شلاق زدن، قطع اعضای بدن، دستگيرهای دستجمعی , نقض حقوق زندانیان  و ... از جمله موارد ديگری  است که در اين گزارش به آنها پرداخته شده است.

لازم به ذکر است که 840 مورد نقض حقوق بشر در اين گزارش ، در بعد از تاريخ آخرين نشست کميسيون حقوق بشر سازمان ملل بوقوع پيوسته است ، نشستی که ايران در دستور کار آن قرار نگرفت .

         بدين ترتيب حقوق بشردر ایران نه به صورت خودسرانه و توسط چند نفر قانون گریز ، بلکه  بطور گسترده، مستمر   و برنامه ریزی شده توسط جمهوری اسلامی ایران نقض میگردد. 

براین اساس و  از آنجائيکه :

·              نقض حقوق بشردر ایران روندی افزايشی داشته و

·              رژيم جمهوری اسلامی گفتگوهای چند سال گذشته با نهادهای بین المللی را برای فرار از محکومیت جهانی مورد سوء استفاده قرار داده و همچنين

·              ناظرین داخلی بعلت نداشتن مصونیت و محدوديت های گسترده قادر به ایفای نقش نظارتی خويش نيستند ؛

ما "فعالين ايرانی دفاع از حقوق بشر در اروپا و امريکای شمالی"  همراه با قربانيان نقض حقوق بشر در ايران و تمامی کسانی که از رعايت ميثاق های حقوق بشر در ايران و از خواست های اين تجمع حمايت بعمل آورده اند؛ از کميسيون حقوق بشر سازمان ملل متحد می خواهيم:

1.             نقض حقوق بشر در ايران را محکوم کند،

2 .      ناظری ويژه و دائمی  برای نظارت بر وضعيت حقوق بشر در ايران تعيين نمايد.

   14/3/2006 برابر 23 /12/1384                                                          

                    

« فعالين ايرانی دفاع از حقوق بشر در اروپا و امريکای شمالی »

ihrnena@gmail.com                      

انجمن فعالان حقوق بشر در ايران ـ کانادا : FaalanHRC@yahoo.ca

  hoghoghebashar@rahaeii.com انجمن مدافعین حقوق بشر و دمکراسی در ایران –   فرانسه

اتحاد برای دفاع ازحقوق بشر در ایران – واشنگتن – آمریکا : adhri1@yahoo.com

انجمن مدافعين حقوق بشر در ايران ـ بلژيکkanon253@hotmail.com

  info@vzvmiran.de :کانون دفاع از حقوق بشر در ایران - آلمان

shafaei@azadegy.de شبکه فعالان حقوق بشر ایرانی در آلمان :

kdaddih@hotmail.com : کانون دفاع ازدمکراسی در ایران– هلند

info@komitedefa.org  : کمیته دفاع از حقوق بشر در ایران – سوئد 

defendhriran_ca@yahoo.com :کمیته دفاع از حقوق بشر در ایران – کالیفرنیا – آمریکا

noranali2003@yahoo.noکمیته نوران ( کمیته دفاع از حقوق بشر در ایران – نروژ) :  

yebarak@yahoo.ca  :  سازمان ایرانیان غرب کانادا – ونکور – کانادا

demokrasi9@yahoo.comکمیته دفاع از آزادی و دمکراسی در ایران – اطریش :

mnrecht@hotmail.com فعالین ایرانی حقوق بشر- سوئیس:

کميته اتحاد برای دمکراسی در ايران ـ ايتاليا : updi@libero.it

kupg_iran@yahoo.de کمیته دفاع از زندانیان سیاسی ایران- برلین:

info@irantestimony.com  : Irantestimony - فعالان دفاع از حقوق بشر

 
+ نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم اسفند 1384ساعت 13:48  توسط عفت عفتیارانی | 

: "كار دراويش خلاف قانون بود، اين فتنه بايد جمع مي‌‏شد و شد"، ايلنا

عضو فراكسيون اصولگرايان مجلس‌‏هفتم:
اين‌‏گونه در كنار نشستن و حرف‌‏هاي بي‌‏حساب زدن واقعا ننگ است
كار دراويش خلاف قانون بود، اين فتنه بايد جمع مي‌‏شد و شد


تهران- خبرگزاري كار ايران

نماينده اصولگراي قم در مجلس هفتم با انتقاد از نامه كروبي به مراجع عظام درباره تخريب حسينيه دراويش در شهر قم، گفت: ظاهرا ايشان در جريان نبوده و به كلي از ماجرا بي‌‏اطلاع بوده است و اين گونه در گوشه و كنار نشستن و حرفهاي بي‌‏حساب زدن واقعا ننگ است.

رضا آشتياني عراقي در گفت وگو با خبرنگار پارلماني "ايلنا"، با بيان اين مطلب، افزود: برخوردي كه در كل اين ماجرا صورت گرفت، قانوني، منطقي و با حكم دادگاه بود و اين فتنه‌‏اي بود كه عليه نظام تدارك ديده بودند و بايد با آن برخورد مي‌‏شد.
وي با تاكيد بر اينكه اين ماجرا هم جنبه سياسي داشته و هم جنبه عقيدتي، خاطرنشان كرد: اين محل به نام منزل مسكوني پروانه گرفته بود اما بعد آن را به خانقاه تبديل كردند و سپس چون ديدند خانقاه در قم جايگاهي ندارد، نام آن را حسينيه گذاشتند و ظواهري هم براي اين عنوان فراهم كردند.
نماينده قم در مجلس هفتم ادامه داد: شهرداري كه ديده بود منزل مسكوني به خانقاه تبديل شده است، شكايت كرد و حكم به تخريب محل داد و بعد اينها محل را به عنوان حسينيه وقف كردند.
وي با بيان اينكه اداره اوقاف هم به عنوان شاكي وارد پرونده شد، تصريح كرد: كميسيون حكم به تخريب محل داد و دادگاه هم بعدا حكم تخريب آن را صادر كرد.
آشتياني افزود: تقريبا چند روز به ماه محرم مانده بود كه هواداران اين گروه با شكستن در حسينيه شريعت وارد آن شدند و بعد از آن كه مسؤولان گفتند اين كار خلاف است، جواب دادند كه بعد از دهه محرم محل را تخليه مي‌‏كنيم.
وي سپس به فراخوان اين گروه براي حضور نيروهاي هم مسلك خود در شهر قم اشاره كرد و گفت: حدود 1500 نفر از شهرهاي مختلف به قم آمدند و جلوي اين مكان در حاشيه خيابان نشستند و حركتي را آغاز كردند كه جهت دهي اصلي آن در برابر نظام بود.
آشتياني با بيان اينكه نيروهاي انتظامي و امنيتي در موقعيت حساس فعلي قصد برخورد و تندي نداشتند، افزود: اينها ايجاد فتنه كردند و در مقابل نظام ايستادند و دست آخر هم فشار مردم باعث شد كه با اين جماعت برخورد شود.
نماينده قم در مجلس هفتم با تاكيد بر اينكه اين مساله هم سياسي بود و هم عقيدتي، تاكيد كرد: آنها فكر مي‌‏كردند بد نيست در كنار حوزه جايي براي خود داشته باشند، تعداد افراد فرقه نعمت‌‏اللهي و دراويش در قم بسيار قليل است و اين 1500 نفر را هم از شهرهاي مختلف مثل گناباد و جاهاي ديگر فراخوان زده بودند.
آشتياني با تصريح به اينكه كار آنها خلاف قانون بود و برخورد با آنها طبق حكم قانوني انجام شد، اضافه كرد: آنها ابتدا مقام قضايي را كه مشغول خواندن حكم براي ايشان بود، با سنگ زدند و درگيري را آغاز كردند.
وي با اشاره به اينكه اصل حكم تخليه محل مربوط به سال 81 است، خاطرنشان كرد: كساني كه از برخورد صورت گرفته انتقاد مي‌‏كنند، حتما از مسائل قبلي و رفت و برگشت‌‏هاي زيادي كه در نهايت منتهي به اين برخورد شد، خبر ندارند.
آشتياني با اشاره به مشكلات عقيدتي اين فرقه، تصريح كرد: اينها نه استنباط احكام را قبول دارند، نه مرجعيت را قبول دارند و اصلا ما در اسلام از زمان پيامبر تاكنون خانقاه نداشته‌‏ايم و اينها راه خودشان را از اسلام حقيقي جدا كرده‌‏اند.
وي با بيان اينكه غير از سران اين گروه بقيه دستگير شدگان آزاد شده و به شهرهاي خود بازگردانده شده‌‏اند، اضافه كرد: در اعترافات افراد دستگير شده آمده است كه به آنها گفته بودند به قم برويد كه اگر در آنجا و در كنار حوزه پيروز شويد، در همه جا موفق خواهيد شد و در شهرهاي ديگر مشكلي نخواهيد داشت.
نماينده قم در مجلس هفتم برخورد نيروهاي انتظامي در اين ماجرا را بسيار مدبرانه و قانوني دانست و گفت: مسايلي پشت سر اين فتنه بود كه بايد جمع مي‌‏شد و شد.
گفتني است مهدي كروبي، رييس سابق مجلس شوراي اسلامي و دبيركل حزب اعتماد ملي در نامه‌‏اي خطاب به مراجع عظام خواستار توجه آنان نسبت به حوادث اخير اين شهر شد.
در اين نامه آمده است: "با عرض سلام و تسليت به مناسبت ايام شهادت ابا عبدالله الحسين عليه السلام و آرزوي توفيق براي حضرتعالي.
نهاد مرجعيت شيعه گرچه در طول تاريخ عمود، خيمه و ركن اسلاميت در ايران بوده است، اما همواره، به خصوص پيش از تشكيل جمهوري اسلامي به اين نكته توجه داشته كه تنها در پرتو آزادي ديني است كه امكان حفظ ايمان مذهبي به وجود مي آيد و اين سنت حسنه اي است كه از نبي مكرم اسلام به علما و فقهاي شيعه به ارث رسيده است. رواداري حضرت محمد مصطفي(ص) با اهل كتاب در مدينه النبي( كه آرمان شهر اسلام به شمار مي رود) در طول زمان به ميراثي تبديل شد كه همزمان با قرون تاريك وسطي در اروپا دوره اي درخشان در حوزه تمدن و فرهنگ اسلامي خلق كرد.
در حالي كه در اروپاي قرون وسطي يهوديان روزگار دهشتناگي را سپري مي كردند و آئين يهودستيزي در تمدن مسيحي شكل مي گرفت و در شرايطي كه مسلمانان در اسپانيا زير فشار شكنجه و تفتيش عقيده جان مي باختند در پناه تمدن اسلامي، عوام و علماي يهود و نصاري به آسودگي و در پناه رواداري ديني زندگي مي كردند ايرانيان چه پيش از اسلام و چه پس از اسلام همواره حامي رواداري و تساهل ديني و پذيرش عقايد مختلف بوده اند.
بر اين اسال، اقدام اخير پس از عاشوراي حسيني در شهر مقدس قم و درگيري وسيع تعداد زيادي از متصوفه و مضروب و مجروح و محبوس شدن حدود هزار تن از آنان و تخريب مكاني متعلق به ايشان موجب تعجب اينجانب شد كه لازم دانستم نكاتي را حضور حضرتعالي طرح كنم.
1- تساهل و تسامح اسلامي ايجاب مي كند عقايد ديگران ولو باطل و ناهنجار را بشنويم و آنگاه درباره آنها قضاوت كنيم. دعوت قرآن مجيد به شنيدن سخن ديگران، مقدمه واجب براي جدل احسن با ايشان است. ما در مكتب امام صادق(ع) آموخته ايم كه حتي با دهريون در مسجد مباحثه كنيم و در صدر انقلاب اسلامي بر اين باور بوديم كه در جدلي احسن مي توانيم به ملحدين پاسخ دهيم. اما متاسفانه هم اكنون نه درباره دهريون و ملحدين كه درباره فرقه اي از فرق اسلامي و شيعي (كه قطعا عقايد آنان با اسلام فقاهتي فاصله دارد) به بدترين شكل جدل بلكه جدال روي آورده ايم. قطع نظر از مرام اين افراد و بدون داوري درباره عقايد آنان و با خط كشي نسبت به باورهاي ايشان و پاره اي اقداماتشان معتقدم در پناه تفكر اسلامي مي توان راههاي مناسبي براي نقد مكاتبي مانند تصوف يافت، بدون آنكه حقوق انساني ايشان نقض شود.
2- از سوي ديگر اسلام فقاهتي به عنوان انديشه بنيادين جمهوري اسلامي هم اكنون حكومتي ساخته كه براساس اجتهاد مستمر و پوياي علما و فقها داراي نظام تفكيك قوا و ساختار حقوقي و دادرسي است مراجع معظم تقليد پيش از تشكيل حكومت اسلامي همواره پايگاه مردم بوده اند بدون آنكه از نام و آئين كسي بپرسند اينك افزون برايشان، حكومت متولي حقوق همه شهروندان جمهوري اسلامي است تعرض به اين ساختار نفسي ولايت قهري و انحصاري چهره اي بدون نظم و قاعده و از انديشه اسلامي معنايي منقبض و بسته ارائه مي كند. برخورد خياباني از سوي افراد غير مسئول و بدون حكم قضايي امروز هم شرعا، هم عرفا مطرود است و شايسته است هم حكومت، هم مرجعيت از حيطه و قلمرو خويش پاسداري كنند. به خصوص آنكه برخي مرتكبين خود را غير مسئولانه به يكي از اين دو نهاد منتسب مي كنند.
3- در شرايطي كه دشمنان اسلام با توهين به پيامبر عظيم الشان اسلام هم غيرت ديني ما را به هماوردي مي طلبند و هم مفهوم آزادي بيان را ملكوك مي كنند و آنگاه صلا در مي دهند كه مسلمانان اهل آزادي نيستند ارائه چهره اي خشن از اسلام خواهي عين ستيز با اسلام حقيقي است.
اسلام حقيقي آن اندازه اقتدار و آزاد انديشي در انبان خويش دارد كه مناقشات فرقه اي را هضم و جذب كند و همزمان با دفاع از دو گوهر دينداري و آزاديخواهي از مفهوم فرومرده اي در جهان غرب به نام آزادي ديني دفاع و آن را احيا كنيد تا نه كسي جرات توهين به انبيا و ائمه را بيابد و نه كسي به بهانه توهين به مقدسات به اعمال خلاف شرع و عقل دست زند و چهره مقدس اسلام را بازيچه مغرضاتي قرار دهد كه حقيقت اسلام را نشناخته اند.
4- شهرهاي مقدس همواره مكان امن انسان ها بوده اند پيامبر اسلام پس از فتح مكه معظمه فرمان داد كه در خانه خدا خوني ريخته نشود فقها براي حفظ حريم نجف اشرف و قم مقدس زحمت بسيار كشنده اند شهرهايي كه در آنها جان آرامي از اولياي خدا خفته است آرامشي آسماني مي طلبند.
از سوي ديگر قم به عنوان زادگاه و پناهگاه اصلي انقلاب اسلامي و جمهوري اسلامي بيش از هر جاي ديگري بايد مدافع قانون و قاعده اي باشد كه اين نظام پايه گذاري كرده است حفظ حرمت قم و نسبت آن با قانون و اقتدار حكومت امروزه فريضه اي است كه بر دوش حوزه مقدسه قم و روحانيت محترم قرار گرفته است.
5- با توجه به اين موارد اينجانب به عنوان فرزند حوزه مقدسه قم و نهضت اسلامي و جمهوري اسلامي گمان مي كنم نقش مراجع معظم تقليد در طرد روش هاي ناپسند و دشمني هاي پنهان با حقيقت ايمان و آزادي ديني، خدمت بزرگي به اسلام عزيز در شرايط هجوم بيگانگان است.
هيچ كسي به جز مراجع تقليد نمي تواند از تماميت اسلام كه ايمان و اختيار در آن مستور است دفاع كند. رد شايعات دوستان ناآگاهي كه مي خواهند نهاد مرجعيت را خرج بي تدبيري نابردباري خود كنند. طرد افرادي كه در لباس دوست با دفاع بد تصويري دشمن شادكن از اسلام نشان مي دهند. دفاع از حقوق همه انسان ها حتي كساني كه عقايد ايشان را نمي پسنديم و حفظ حريم حكومت اسلامي كه نماينده همه شهروندان و مومنان است اكنون منظومه اي از رفتارهايي را تشكيل مي دهد كه عمل به آن تنها برازنده نهاد مرجعيت است و راه را براي ديگر مومنان در دفاع از حقوق انسان ها باز مي كند و حكومت را به انجام وظايف خود در دفاع از همه شهروندان موظف مي سازد.
در عين حال اين مجموعه رفتارها به نهاد مرجعيت چنان حرمت و قداستي خواهد بخشيد كه هر گونه تعرض به آن در آينده از سوي همه حتي منكران و مخالفان محكوم خواهد شد تعرضاتي كه ممكن است از سوي همين دوستان ناآگاه يا دشمنان دانا صورت گيرد و استقلال و احترام نهاد مرجعيت را تهديد كند بنابه همين مهم است كه گمان مي كنيم بهترين پژواك اين نامه نزد مراجع معظم تقليد در قم است آزادي خواهي درمعناي واقعي خود بهترين راه دينداري است به خصوص اگر آن آزاديخواهان مراجع معظم تقليد باشند.
------------------------------------

نماينده قم در مجلس هفتم:
مردم شهر قم فتنه دراويش نعمت اللهي گنابادي را در نطفه خفه كردند
علت تخريب حسينيه شريعت قم اختلافات عقيدتي نبود، مسايل امنيتي بود


تهران- خبرگزاري كار ايران

نماينده قم در مجلس هفتم درخصوص اتفاقات و اختلافات منتهي به تخريب حسينيه شريعت در شهر قم، گفت: علت تخريب حسينيه شريعت قم اختلافات عقيدتي نبود، بلكه مسايل سياسي و امنيتي و نوعي فتنه گري بود كه موجب پديد آمدن اين ماجرا شد.

بنايي در گفت وگو با خبرنگار پارلماني "ايلنا"، با دفاع از اقدامات صورت گرفته عليه دراويش نعمت اللهي گنابادي، افزود: اين فتنه‌‏اي بود كه بحمدالله عقيم ماند و با هوشياري كه مردم شهر قم داشتند، فتنه را در نطفه خفه كردند.

وي تصريح كرد: ما سالها در قم با اين افراد زندگي مي‌‏كرديم و رفت و آمد داشتيم و آنها را مي شناختيم و در ارتباطات اجتماعي با اين افراد بوديم، اصلا بحث مبنايي و اعتقادي وجود نداشته است.
نماينده قم ادامه داد: آنچه كه اتفاق افتاد و خود اينها با دست خودشان كردند، به اين خاطر بود كه ماجرا را به حوزه امنيتي و سياسي كشاندند.
وي افزود: آنها عالمانه اين كار را كردند و سران اين حركت هم دستگير شدند، چون افرادي از شهرستان هاي ديگر را جلو انداختند و مشكل مفصلي را ايجاد كردند كه ممكن است در فرصت بهتري در مجلس ابعاد آن را باز كنيم.
بنايي تاكيد كرد: اين يك فتنه گري بود نه بحث فرقه‌‏اي و درويشي، چون ما سالهاي سال اين افراد را مي شناختيم و بحث عقيدتي با آنها مطرح نبود و الان هم كه بحث به اينجا كشيده به خاطر فتنه‌‏اي بود كه با هوشياري مردم عقيم ماند و بحث فرقه و عقيده نبود.

+ نوشته شده در  دوشنبه هشتم اسفند 1384ساعت 1:13  توسط عفت عفتیارانی | 

دادستان كل كشور:

حوادث و جريانات اخير دراويش در قم و برخي نقاط كشور طرحي برنامه‌‏ريزي شده از سوي دشمنان است،

به گزارش" ايلنا" قربانعلي دري نجف‌‏آبادي به خبرنگاران در قم گفت: فعاليت محدود و چندين ساله دراويش و جريانات امروز آنان گوشزدي است به دستگاههاي مختلف كشور كه بايد هر كدام به وظايف خود به خوبي عمل كنند.
وي افزود: اگر دستگاههاي مختلف امنيتي، اطلاعاتي و انتظامي به امور خود به نحو احسن رسيدگي كنند، به طور يقين شاهد چنين حوادثي نخواهيم بود.
دادستان كل كشور با اشاره به هوشياري ملت ايران در برابر فتنه جديد دشمنان اسلام اظهار داشت: امروز اين جريان با هوشياري و حمايت همه جانبه مردم حل شد، ولي بايد براي جلوگيري از هرگونه حوادث در اين راستا اقدامات زيربنايي و عمقي انجام گيرد.

دادستان كل كشور با بيان اينكه علما و اساتيد حوزه‌هاي علميه بايد در برابر چنين جرياناتي كارهاي زيربنايي و فكري در ابعاد مختلف براي آگاهي بخشيدن به مردم داشته باشند، نقش اطلاع رساني دقيق را در سركوب جريانات فتنه‌گر بي‌تاثير ندانست.
دري نجف آبادي با اشاره به ضوابط نحوه برخورد قانوني با متخلفين جريانات اخير گفت: با بررسي دستگاه قضايي آنجايي كه فعاليت آنان جنبه فتنه داشته باشد، برابر قانون برخورد خواهد شد.


+ نوشته شده در  دوشنبه هشتم اسفند 1384ساعت 1:6  توسط عفت عفتیارانی | 

 

مرحوم ذبيح الله منصوري استعداد عجيبي داشتند در شرح و بسط داستان به طوري که يک کتاب پنجاه صفحه اي بعد از ترجمه توسط ايشان تبديل به يک کتاب پانصد صفحه اي مي شد. خاصيت اصلي نوشته هاي ايشان، تکرار بود آن چنان که خواننده به طور کامل و حتي بيش از حد لازم از معني، اشباع مي شد. طـُـرفه آن که مردم عادي خواندن اين همه تکرار را دوست داشتند و کتاب هاي مرحوم منصوري را با ميل و اشتياق مي خريدند و مطالعه مي کردند. هنوز هم کتاب هاي ايشان، جزو پرفروش ترين کتاب هاي ايران است و دليلي براي اين استقبال شگرف نمي توان يافت جز همين تکرار مکررات و روشن کردن تمام جوانب داستان براي خواننده...

***

به فيلم هاي فارسي قديمي که نگاه کنيد مي بينيد مثلا قاتل به روي مقتول افتاده و در حالي که کارد خوني را رو به دوربين گرفته با ترس و وحشت فرياد مي کشد: با اين کارد من او را کشتم! انگار تماشاگر نياز دارد بعد از ديدن تصوير يک بار هم توضيح قتل را از زبان قاتل بشنود. براي تماشاگر ايراني، اشاره کافي نيست بلکه بايد همه چيز به طور کامل شرح داده شود و پشت هر حرکت، توضيحي بشنود. لابد تهيه کننده و کارگردان پولساز، خواست تماشاگر ايراني را بهتر مي دانند...

***

طنزي که من نوشتم و چنين دردسر ساز شد عيب بزرگش دو کلمه بود: ايدز و کاند... از ترسم کلمه ي دوم را به طور کامل نمي نويسم هر چند نوشتنش اين روزها در نشريات کاملا متداول است. آوردن اين دو کلمه – حتي از ديد برخي از افراد تحصيلکرده و با فرهنگ - يعني بي اخلاقي، وقاحت، سخافت، بي تربيتي، توهين به مقدسات و غيره. اگر در اين طنز - که کاش هرگز نمي نوشتم - به جاي اين دو کلمه از طاعون و آنتي بيوتيک، يا تب و شياف استفاده مي شد، احتمالا الهام خانم و بچه هاي نشريه تمدن هرمزگان به اين شکل گرفتار نمي شدند و لااقل حبسي "متعادل" را تحمل مي کردند و جان و سلامتي هيچ کس به خطر نمي افتاد (بد نيست برادران مودب و با فرهنگ، نگاهي به تاريخ ادبيات فارسي بيندازند و ببينند شعرا و نويسندگان بزرگي مانند مولوي و عبيد و ايرج و بهار و ديگران چه کلماتي به کار مي بردند و بر ما که شاگرد کوچک آن ها هم نمي شويم اين دو کلمه را ببخشايند).

اشتباه بزرگي که من به عنوان نويسنده ي اين طنز مرتکب شدم اين بود که دامنه ي خوانندگانم را به عده اي اهل اينترنت محدود دانستم و گمان بردم که همه درک مي کنند که منظور از ويروس ايدز، ويروس تفکر تماميت خواه و قدرت متمرکز است که تمام ارگان هاي حکومت و مردم را بيمار مي کند و عده ي زيادي را از بين مي برد و راه سالم ماندن دوري از آن است. من دراين طنز فقط به نکته گويي بسنده کردم و موضوع را به سبک مرحوم منصوري و فيلم سازان ايراني شرح و بسط ندادم و به آن چه مد نظرم بود به طور دقيق و جز به جز نپرداختم و اين اشتباه بزرگي بود که به خاطر آن عذرخواهي مي کنم.

من در اين طنز هرگز به آقاي خميني، نه به طور صريح و نه به طور ضمني، اشاره نکردم و منظور من ابدا شخص ايشان نبود، چه اصولا سيستم و نظام را ساخته ي يک شخص نمي دانم و عمران و تباهي کشور را به دست ِ يک فرد نمي بينم. از فرانسه بسياري افراد آمدند که مجموعه ي آنها نظام اسلامي امروز را شکل دادند، هر چند خود بعدها دشمن نظام شدند. آقايان بني صدر، قطب زاده، يزدي، خلخالي، سنجابي و ده ها رجل سياسي ديگر به فرانسه رفتند و بعد از بازگشت پايه هاي نظامي را گذاشتند که جمهوري اسلامي نام گرفت. قدرت را متمرکز کردند و کار کشور را خواسته و ناخواسته به اينجا کشاندند.

من در اين طنز از اسمال تيغ زن ها و ماشاءالله قصاب ها و خلخالي ها و لاجوردي ها به طور صريح اسم بردم که هر کدام دست شان به خون ده ها انسان بي گناه آلوده است. گمان نمي کنم در ميان مسئولان طراز اول کشور کسي عملکرد اسمال تيغ زن و ماشاءالله قصاب را در جهت اسلام ناب محمدي بداند و بر کرده هاي خلخالي و لاجوردي به طور کامل صحه بگذارد. من به خاطر اين که اين موضوع را دراين طنز نوشته شرح و بسط ندادم عذرخواهي مي کنم.

***

وقتي فکر مي کنم بازجو در بازداشتگاهي مخفي، خانم الهام را به زير مشت و لگد گرفته تا اعتراف کند که اين طنز را به دستور اجنبي نوشته و در نشريه منتشر کرده و اين خانم جوان و بي تجربه به تمام مقدسات عالم قسم مي خورد که اين طنز کذايي را از اينترنت برداشته و اشتباها در صفحات نشريه جا داده و بازجو حرف او را باور نمي کند و به ضرب و شتم اش ادامه مي دهد تنم مي لرزد. فکر مي کنم که چند درصد امکان دارد در زندان بندرعباس، کامپيوتر متصل به اينترنتي باشد و بازجو حوصله و همت کند و صحت و سقم حرف هاي اين خانم را بررسي نمايد. من اميدوارم اين موضوع به گوش بازجوها و مسئولان بازداشتگاه رسيده باشد و دست از سر اين دختر بيچاره بردارند و مسئولان قضائي حکم به آزادي اش دهند.

***

در پايان يک نکته خدمت آقايان عرض مي کنم و بحث را خاتمه مي دهم: گروهي از مردم بندرعباس در حمايت از نظام دست به راهپيمايي زدند و به دفتر تمدن هرمزگان حمله کردند و آنجا را به آتش کشيدند. عده ي اين افراد طبق آن چه در عکس ها ديده مي شود سيصد چهارصد نفر بيشتر نيست. اما عده ي به مراتب بيشتري از بندر عباس تا ميناب و جاسک، تمام شماره هاي باقي مانده ي اين نشريه را خريدند و آن مطلب طنز را به صورت فتوکپي دست به دست گرداندند. قطعا آن مردم، اهل همان منطقه هستند و هيچ کدام هم از خارج به آنجا نيامده اند. آيا آقايان مسئول به جاي اين بگير و ببندها بهتر نيست مسائل را ريشه يابي کنند و علت علاقه ي مردم را به خواندن چنين طنزهاي "وقيحانه"اي دريابند؟

+ نوشته شده در  جمعه پنجم اسفند 1384ساعت 0:58  توسط عفت عفتیارانی | 

)          دفاعیات قاضیان؛ رازگشایی از پرونده سر به مهر نظرسنجی، علی ماندگار

نکتة جالب در دفاعیات قاضیان رد پای همیشه حاضر مرتضوی از آغاز تا پایان پروژه است. او نه تنها شخصاً از شب تا صبح بازجویی می کند که مصاحبه تلویزیونی ترتیب می دهد؛ دفاعیه می نویسد؛ دفاعیه خود نوشته اش را به جای دادگاه مستقیم برای کیهان می فرستد؛ خودش بر سر شکنجه حاضر می شود؛ هر دروغی را سر هم می کند؛ حتی تهدید به اعدام می کند؛ جلسة اعدام دروغین ترتیب می دهد؛ محاکمه تمام شده را دوباره برگزار می کند و ...

دکتر قاضیان که تحصیلکرده ترین زندانی سیاسی کنونی ایران و تنها مدرس دانشگاه است که همچنان در زندان به سر می برد است و از متفکرترین نیروهای اصلاح طلب به شمار میرود، دکترای جامعه شناسی از ایران دارد و یکی از دقیقترین افراد در حوزه نظر سنجی به شمار می رود که پیش بینی های آماری وی در مورد دو انتخابات ریاست جمهوری در ایران تحسین موسسات نظر سنجی معتبر بین المللی را برانگیخت و همین سراغاز ماجرایی بود که به دستگیریش ختم شد. وي با برگزاری دادگاهی که در سه سال پیش جنجالی بر انگیخت و جناح های اقتدار گرا بر روی آن مانور دادند، در نهایت ابتدا به 9 سال و سپس به 5/4سال زندان محکوم شد. ولی نحوه حضور متهمین در دادگاه و اعتراف به جرایم شان در هاله ای از ابهام باقی ماند. او با انتشار متن دفاعیات وی برای نخستین بار در گویانیوز که شامل نامه به دیوان عالی کشور و نیر ذکر تخلفات قاضی مرتضوی است از رازهای این پرونده که سبب ارتقا قاضی مرتضوی به مقام دادستانی شد رمز گشایی می کند.

 

برطبق متن کامل این دفاعیات که ظاهراً سال گذشته به دیوان عالی کشور ارسال شده است دکتر قاضیان در نامه ای که خطاب به قضات دیوان نوشته اشاره می کند که برای اولین بار پس از دستگیری «مجالی نسبی جهت دفاع جدی از اتهامات انتسابی به دست آورده» و اظهار امیدواری می کند که «يك بار هم كه شده به پرونده‌اي كه از آغاز با نقض فاحش قانون و حتي عدم رعايت اصول پيش پا افتادة انساني تشكيل شده، و در نهايت به صدور حكمي ناعادلانه و كاملاً سياسي انجاميده، بدون در نظر گرفتن ملاحظاتي كه ارتباطي به بررسي قضايي ندارد، رسيدگي شود.» قاضیان در ادامة دفاعیات خود در پیوستی نسبتاً مفصل به شکنجه ها، ضرب و شتم ها و تخلفات عدیده ای اشاره می کند که ماموران «اطلاعات موازی» به فرماندهی سعید مرتضوی مرتکب شده اند. این اطلاعات برای اولین بار است که به صورت مکتوب به بیرون از محافل خصوصی درز می کند.

 

بازگشت به گذشته

 

پروندة قاضیان که به پروندة «نظر سنجی گروه آینده» مشهور شد با دستگیری او در 9 آبان سال 1381 کلید خورد. 5 روز پس از آن بود که عباس عبدی هم بازداشت شد. اتهام این دو علاوه بر جرم ژنریک و معمولِ «تبلیغ علیه نظام»، «همکاری با دولت متخاصم [آمریکا]» از طریق انجام نظر سنجی برای موسسات گالوپ و زاگبی بود. حسین قاضیان متهم ردیف اول این پرونده بود و عباس عبدی متهم ردیف دوم آن. در این دادگاه اتهامات مطرح شده به قدری سست و غیر حقوقی بودند و برخی از از انها در تاریخ قضایی ایران ماندگار خواهد شد که به برخی از انها اشاره میکنیم.

 

الف- در این دادگاه بیان اماری نظرات مردم در مورد ریاست جمهوری آینده و یا دیدگاههای مختلفشان در مسایل مختلف که بوسیله نظر سنجان موسسه به طور علنی انجام میشد، به عنوان فروش اطلاعات جرم تلقی شده بود. کاری که خبرنگاران خارجی در تهران و کارمندان سفارتخانه ها هر روزه انجام داده و بابت ان نیز پول دریافت میکنند و عین همین کار را نمایندگان صدا وسیما در خارج از کشور انجام می دهند.

 

ب- بازجویان به قدری بی اطلاع بودند که کلمه pilot study را که به عنوان شاخص راهنمای تحقیق می باشد به خلبان ترجمه کرده بودند و با استناد به ان ضرورت داشتن 20 شاخص تحقیق را به عنوان تلاش برای ارتباط یابی به 20 خلبان فرض کرده بودند و در کیفر خواست به عنوان کار مجرمانه تلقی شده بود.

 

ج- نامه نگاری برای برخی اساتید دانشگاه های خارج واخذ پذیرش که بسیاری از عناصر مسئول نظام و کلیه بورسیه های نظام جمهوری اسلامی که برای تحصیل به خارج از کشور رفته اند آن را انجام داده اند، به عنوان جرم تلقی شده بود. در مورد نامه نگاری آقای قاضیان با فرد هالیدی در سال 1371 که برای اخذ پذیرش فوق لیسانس انجام شده بود در کیفر خواست ذکر شده بود که اقای فرد هالیدی عضو اینتلیجنس سرویس انگلستان می باشد که در ارتش جمهوریخواه ایرلند نفوذ کرده است و به خاطر رابطه مشکوک قاضیان به او پذیرش داده اند. جالب انکه آقای هالیدی چند ماه قبل از آن به دعوت وزارت خارجه ایران در تهران حضور داشت.

 

د- رابطه با ایرانیان مقیم خارج جرم تلقی شده بودکه لیست مفصلی از این افراد در دادگاه ارائه شد که همه انها یا بعد از آن دادگاه به ایران سفر کرده بودند و برخی از آنها با سفیران جمهوری اسلامی در نیویورک ارتباط نزدیک داشتند و یا برخی بعد از آن دادگاه با دستگاههای دولتی ایران قرارداد تحقیق داشتند. از جمله در دادگاه فردی به عنوان عنصر سرویس جاسوسی فرانسه تلقی شده بود که در سفرهایش به دیدار آقای حداد عادل میرود.

 

ه- سخنرانی در دانشگاه کلمبیا و استانفورد از سوی قاضیان به عنوان دانشگاههای متعلق به CIA و پنتاگون جرم تلقی شده بود. در حالیکه اگر علما و دیپلماتهای ایرانی امکان حضور در این مکانها را پیداکنند تا سالها بابت آن فخر می فروشند.

 

بالاخره در پی محاکمه ای نمایشی که در اواخر آذر همان سال انجام شد، قاضیان و عبدی ابتدا به ترتیب به 9 و 5/8 سال ونهایتاً به 5/4 سال زندان محکوم شدند. دکتر قاضیان اکنون در زندان به سر می برد. اما مهندس عبدی چندی پیش تبرئه و آزاد شد.

 

رای دیوان و مدافعات قاضیان

 

قضات دیوان عالی که حکم بر برائت عبدی دادند - یعنی همان ها که باید به پروندة قاضیان هم رسیدگی می کردند - استدلالشان این بود که گالوپ و زاگبی موسساتی غیر دولتی هستند و آمریکا را هم بنا بر قوانین جاری و اصول حقوقی نمی توان متخاصم محسوب کرد (این استدلال ها با تفصیل بیشتری، پیشتر در دفاعیة قاضیان هم که به دیوان داده شده، آمده بود). در واقع قضات عالیرتبة دیوان در رای خود اصل انجام نظر سنجی ها را با ترتیبات یاد شده فاقد وصف مجرمانه به حساب آوردند. انتظار محافل حقوقی این بود که این حکم بدواً در مورد قاضیان که متهم ردیف اول پرونده و متهم به جرمی مشابه بود صادر شود یا دست کم به او هم تسری یابد. اما دکتر محمد شریف، وکیل قاضیان در آخرین اظهاراتش اعلام کرد که پروندة قاضیان از عبدی منفک شده و به شعبة دیگری ارجاع شده است. این در حالی است که بیش از دو سال از اعتراض قاضیان به رای صادره سپری شده است. با این حساب به نظر می رسد کماکان اراده هایی غیر قضایی، که رد پایشان به روشنی در پیوست دفاعیة قاضیان آمده، مانع تبرئه او شده اند.

 

دفاعیة منتشر شده روال سر راست و روشنی دارد. قاضیان در این دفاعیات می گوید که هیچ یک از عناصر سه گانه ای که موید اتهام انتسابی به اوست، یعنی «همکاری/ با دولت / متخاصم» در مورد نظر سنجی هایی که او انجام داده صادق نیست. استدلال او ساده و در عین حال برخوردار از منطقی استوار است:

1ـ موسسات گالوپ و زاگبی دولتی یا در حکم دولت نیستند؛

2ـ دولت مورد نظر ـ آمریکاـ مطابق اصول حقوقی موجود متخاصم محسوب نمی شود؛

3ـ در صورتی که به هر دلیل موسسات یاد شده ، دولتی، و آمریکا دولت متخاصم محسوب شوند، نظر سنجی های انجام شده از لحاظ حقوقی «همکاری» شمرده نمی شوند.

 

شکنجه مهمتر است یا سلب دفاع

 

قاضیان در دفاعیه خود بر خلاف رویة معمول ابتدا به جنبه های «ماهوی» می پردازد ومی نویسد: «واقفم كه در هر پرونده، جنبة شكلي و تشريفات رسيدگي، مقدم بر جنبه‌هاي ماهوي است و بدون جري تشريفات قانوني در مرحله رسيدگي، يا دست‌كم در صورت نقض فاحش قوانين آمره در اين زمينه‌ها، نمي‌توان بدون اشكال وارد رسيدگي ماهوي شد. اما از آنجا كه ايرادهاي شكلي شامل مواردي چون شكنجه، ضرب و شتم، تضييقات جسمي و روحي، تحقير، تهديد و ارعاب و پرونده‌سازي، به ويژه توسط شخص قاضي [مرتضوی] بوده و به لحاظ عاطفي و انساني تأثيرگذار و به لحاظ سياسي واجد جنبه‌هاي جنجالي است، مايل نبودم با آوردن آنها در آغاز اين دفاعيه، ذهن قضات محترم را متوجه مسائلي كنم كه حتي اگر نبودند هم حكم صادره را به كلي از اعتبار ساقط مي‌كردند، چه رسد به اينكه در جريان رسيدگي بديهي‌ترين و پيش پا افتاده‌ترين حقوق متهم را هم رعايت نكرده اند.». اما بر خلاف آنچه قاضیان می گوید اتفاقاً جنبة وحشتناک موضوع به همان فضای سیاه و ترس آوری بر می گردد که در دوران بازجویی ها برای او ساخته اند.

 

پذیرایی مخصوص با شکنجه

 

مروری بر آنچه قاضیان از دید قضایی تحت عنوان «ایرادهای شکلی» آورده نشان می دهد که او از یک سال پیش از دستگیری تحت تعقیب و مراقبت بوده؛ مطابق معمول بدون حکم و ترتیبات قانونی بازداشت شده؛ از همان آغاز ورود به زندان مورد ضرب و شتم فرار گرفته وسپس شکنجه شده است. پس از آن که از ماشین پیاده اش می کنند در حالی که چشمانش را بسته بودند و بر دستانش دست بند زده بودند از همه سو به باد کتک می گیرندش. بعداً او را با همان وضعیت به شکل جهار دست و پا وادار می کنند مسیری را تا اتاق بازجویی طی کند. ظاهراً از همان آغاز، کار بازجویی با ردیف کردن اتهامات جنسی ـ که پای همیشه ثابت این قبیل پرونده هاست ـ شروع می شود.

گرچه قاضیان از موارد شکنجه به اشاره عبور می کند ولی می شود فهمید که وقتی چشم بند و دست بند داشته سرش را به دیوار می کوبیده اند؛ برای دقایق طولانی و در طی دو هفتة اول با مشت محکم بر روی ناحیة قلبش می کوبیده اند (همان شکنجة سفید)؛ با مشت و سیلی و آرنج و کتاب های قطور ـ احتمالاً کتاب قانون! ـ بر سر و صورتش می کوبیده اند؛ با چشمِ بسته دور می چرخانده اندش تا از هوش برود؛ از بی خوابی دادن و در سرما گذاشتن هم برای افزایش فشار مضایقه نکرده اند؛ و از بیماری کلیه اش هم برای فشارهایی فزونتر استفاده کرده اند. جالب اینجاست که حتی پس از بازجویی نیز با دستان دست بند زده شده به سلول فرستاده اندش تا شب را به صبح آورد.و در نهایت حتی آب خوردن را هم از او دریغ کرده اند و با ممانعت از هواخوری و استحمام («تا حد بو گرفتن بدن») حلقة فشارها را تکمیل کرده اند . با این حال آن طور که قاضیان می نویسد « پس از دو هفته شكنجه و ضرب و شتم بی ثمر به قصد اعتراف بر ضد رقباي سياسي حضرات يا اعتراف به فساد جنسي ادعاييِ آقايان برای بهره برداریهای سیاسی مالوف – که معلوم نیست از چه زمان جزو وظایف اصلیِ قاضی شده- تيم بازجويي را عوض كردند، 83 صفحه اوراق بازجويي را كنار گذاشتند و قاضي با تفهيم اتهام جاسوسي، باز هم به همان روال، بدون اشاره به فعلي خاص يا موردي معين يا استناد به ماده‌اي قانوني، بازجويي را از نيمه شب آغاز و تا اذان صبح ادامه داد ».

نکتة جالب اینجاست که گرچه قاضیان شکنجه و ضرب و شتم و تهدید و ارعاب خود و خانواده اش را در قبال سلب حق دفاع از خود ناچیز می شمارد اما از هر فرصتی استفاده می کند تا با اشاره به مواد قانونی نشان دهد که رفتارها یی که در دوران بازجویی وپس از آن انجام گرفته مطابق همین قوانین جاری هم تخلف محسوب می شود.

 

بی پناهی مطلق

 

در مورد سلب حق دفاع تاکید می کند که هیچ گاه ـ حتی پس از پایان محاکمه و صدور حکم ـ نتوانسته چند دقیقه ای هم با وکیلش صحبت کند؛ متن کیفر خواست را چنان که باید در اختیار نداشته؛ به هیچ کتاب قانونی ـ احتمالاً جز آن چه بر سرش می کوبیده اند ـ دسترسی نداشته؛ حتی امکان اطلاع از مفاد مواد قانونی ا ی که به آن محکوم شده را به دست نیاورده است. و در نهایت نیز مرتضوی با تهدید و ارعاب وادارش می کند تا دفاعیة «نیم بندی» را که نوشته تغیر دهد و از دفاعیة تجدید نظر هم صرف نظر کند. طرفه این که قاضیان می نویسد که حتی پس از محکومیت، و دردو دورة 112 و 82 روزه در سال 82 از هر گونه ارتباطی با جهان خارج محروم شده است. و اکنون هم ظاهراً در زندانی اختصاصی در دل زندان اوین و بیرون از نظارت سازمان های مسوول نگهداری می شود.

 

فرجام سعید مرتضوی وتصمیم رهبران کشور

 

نکتة جالب در دفاعیات قاضیان رد پای همیشه حاضر مرتضوی از آغاز تا پایان پروژه است. او نه تنها شخصاً از شب تا صبح بازجویی می کند که مصاحبة تلویزیونی ترتیب می دهد؛ دفاعیه می نویسد؛ دفاعیة خود نوشته اش را به جای دادگاه مستقیم برای کیهان می فرستد؛ خودش بر سر شکنجه حاضر می شود؛ هر دروغی را سر هم می کند؛ حتی تهدید به اعدام می کند؛ جلسة اعدام دروغین ترتیب می دهد؛ محاکمة تمام شده را دوباره برگزار می کند و ... به این ترتیب شاید بی دلیل نیست که اکنون حتی آن دسته از تند روهایی هم که با مسایل قضایی آشنا هستند به ناچار از او و این گونه آبروریزی های آشکار تبری می جویند.

در هر حال در وضعیتی که انتظار می رود اطلاعات موازی به زودی در اطلاعات موجود ادغام شود، به نظر می رسد سیستم امنیتی جمهوری اسلامی پس از خلاصی از بحران پروندة گنجی ـ که نظام را به انزوای بیشتر سوق خواهد داد ـ با چالشی دیگر روبرو خواهد شد که با افشای جزییاتی که اکنون از دفاعیة قاضیان بر می آید شروع خواهد شد. بویژه اگر در نظر داشته باشیم که حمایت از قاضیان مدتی است که در دستور کار مجامع بین المللی قرار گرفته است که آخرین نمونة آن فراخوان جمعی از استادان ایرانیِ خارج از کشور است.

در واقع نظام جمهوری اسلامی عملاً دارد به سمتی می رود که دیر یا زود ناچار خواهد شد بین ادامه حمایت از آدمی که در انواع تخلفات از شکنجه گرفته تا قتل، دستی داشته است از یک طرف و حفظ سطح آبرو/بی آبرویی کنونی از طرف دیگر یکی را برگزیند. شاید با توجه به تصویر مطلوبی که جمهوری اسلامی به هنگام روی کار آمدن احمدی نژاد می خواهد از خود ارئه دهد، مرتضوی هم ناگزیر فرجامی جز کناره گیری ویا تغییر سمت نداشته باشد. در غیر این صورت بعدها در تاریخ خواهند نوشت که رهبران یک کشور اینده خود و کشورشان را فدای جهالت و بی تدبیری و هوسها و دروغهای یک عنصر دست چندم قضایی کردند.

+ نوشته شده در  جمعه پنجم اسفند 1384ساعت 0:52  توسط عفت عفتیارانی | 

دکتر رُزن سخن به سوالات شما در باره ي بيماري ايدز حکومتي پاسخ مي دهد؛

طنزنوشته اي از ف. م. سخن

اخطار: باز انتشار اين پرسش و پاسخ در نشريات داخل کشور اکيدا ممنوع است. انتشاردهندگان با خطر تظاهرات منطقه اي و فرامنطقه اي و به آتش کشيده شدن دفتر نشريه و راهپيمايي امت حزب الله و زندان و شکنجه و "خودکشي شدن" رو به رو خواهند شد.

 

دکتر رُزِن سخن، متخصص امراض ِ سياسي و اجتماعي و فوق تخصص در رشته ي ايدز حکومتي، نويسنده ي کتاب جنجالي "مبارزه با ايدز را علني کنيم"، اين هفته به سوالات شما در زمينه ي ايدز حکومتي پاسخ مي دهد:

 

- آقاي دکتر سخن! با تشکر، لطفا کمي در باره ي بيماري ايدز حکومتي توضيح بدهيد.

- ايدز حکومتي يا سياسي، مانند ايدز عادي، بيماري يي است به شدت خطرناک که در حال حاضر راه درماني براي آن کشف نشده است.

 

- چه کساني بيشتر در معرض اين بيماري قرار دارند؟

- اهل تفکر و انديشه، روزنامه نگاران، نويسندگان و روشنفکران بيشتر در معرض خطر قرار دارند. ويروس بعد از از بين بردن و تضعيف ِ اين گروه که حُکم ِ سيستم دفاعي کشور را دارند، زمينه را براي هجوم نيروهاي بيگانه فراهم مي کند که با يک حمله سبُک، مي توانند آن را در هم بکوبند. نمونه ي روشن آن اتحاد جماهير شوروي بود که سال ها اسير اين بيماري بود و اهل قلم و نويسندگانش را براي تراشيدن يخ به سيبري مي فرستاد و به همين خاطر به يک ضرب از هم پاشيد.

 

- آقاي دکتر! يعني همه ي متفکران و اهل قلم در معرض خطر هستند؟

- خير. متفکران و اهل قلمي که خود را با ويروس هماهنگ کنند، يا راجع به گل و بلبل و طبيعت بي جان بنويسند خطر تهديدشان نمي کند.

 

- ممکن است بفرماييد اين ويروس از کي وارد مرزهاي ايران شد؟

- در اين باره دو تئوري وجود دارد: گروهي معتقدند که اين بيماري مهلک در سال هاي 56-57 به ايران وارد شد. ولي گروه ديگري بر اين باورند که اين مرض در طول تاريخ ايران وجود داشته و به صورت هاي مختلف کشتار مي کرده است. چيزي که مسلم است ويروس اين بيماري به شکل هاي مختلف ظاهر مي شود و بيمار را مبتلا مي کند.

 

-مثلا چه شکل هايي؟

- در بررسي هاي باليني و کلينيکي اين اشکال مشاهده شده است: شلاق، کابل، باتون، شي سخت، مشت، لگد، اتوبوس مسافربري، جک اتومبيل، الکل پنجاه و پنج، طناب، دشنه. اشکال ديگري هم گزارش شده که فعلا در مرحله ي تحقيقات آزمايشگاهي است که عبارتند از: لنگه کفش و شياف پتاسيم که فعلا تا رسيدن به نتيجه ي قطعي نمي توانيم به طور صد در صد آن ها را تائيد کنيم.

 

-جناب دکتر؛ با چه وسايلي زمينه هاي بيماري فراهم مي شود؟

- وسايل آلودگي به ترتيب عبارتند از خودکار بيک و مداد نوک تيز و خودنويس و کاغذ سفيد، و در دوران ما، کي بورد کامپيوتر و صفحه ي نمايشگر. معتادان اينترنتي و وب لاگ نويساني که دائم در حال مصرف لپ تاپ هستند (دائم الآن لاين ها) بيشتر در معرض آلودگي قرار دارند.

 

- براي مبتلا نشدن چه بايد کرد؟

- بايد از اين وسايل دوري کرد. يا آن ها را در زمينه هايي غيرسياسي، مانند فال قهوه و فال ورق و طالع بيني و چگونه ثروتمند شدن و خوشبختي آسان به کار گرفت. نويسندگان سياسي هم مي توانند با استفاده مرتب از علائم "سه نقطه"، "کروشه [...]"، به کار نبردن کلمات ِ "رهبر"، "خامنه اي"، "مصباح" (آيت الله، نه موشک)، و بهره گيري از فن خودسانسوري و استريل سازي، خود را از خطر ابتلا دور نگه دارند. البته هيچ تضميني براي اين که ويروس به اين اشخاص نزند نيست. در نمونه اي که اخيرا در بندرعباس مشاهده شده است، دختر خانمي به خاطر سهل انگاري، گرفتار اين بيماري شده اند و به سرعتي باور نکردني تا پاي مرگ رفته اند.

 

- يعني گروه اول هرگز مبتلا نمي شوند؟

- چرا. ويروس گاه آنها را هم مورد حمله قرار مي دهد.

 

- عوارض اين بيماري چيست؟

- در بهترين حالت به سادگي مي کشد. در بدترين حالت به شدت زجر کش مي کند. زجر ناشي از اين بيماري، از زجر بيماري هاري هم بدتر است.

 

- ممکن است بفرماييد بيمار پيش از مرگ چه مراحلي را طي مي کند؟

- بسته به نوع و شدت بيماري متفاوت است. بيمار بعد از ابتلا، احساس مي کند در سلولي کاملا تنها مانده است و دارد ديوانه مي شود. احساس مي کند ديوارها به سمت او مي آيند و فشار مي آورند. اين مرحله بين يک ماه تا يک سال طول مي کشد. از يک جلد مفاتيح الجنان در دسترس هم کاري ساخته نيست و همه ي درها بسته مي ماند. تنها در ِ باز، در ِ جهنم است (در ِ جهنم دُرُست در چند قدمي در ِ سلول است). در کتاب نلسون سال 2004، به جاي "سلول"، واژه ي "سوئيت" آمده که تفاوتي در معني ندارند. در مرحله ي بعدي، انسان نمي خواهد حرف بزند ولي زبانش مثل بلبل باز مي شود و بي هيچ دليلي چَه چَه مي زند. در برخي مواقع گزارش شده که بيمار حتي عرعر و عوعو مي کند و زوزه مي کشد. بيمار در چنين حالتي ديگر دوست، همرزم، همقلم، همکار و غيره نمي شناسد و حاضر است عليه اين اشخاص دست به هر کاري بزند و خود را خلاص کند. در مراحل آخر، بيمار زمين را ليس مي زند و پاي هر کسي که دم دستش باشد مي بوسد و دنبال قلم مي گردد تا چيزي را که به او مي دهند امضا کند. بسياري از بيماران گمان مي کنند که با امضا دردشان کم مي شود ولي گاه درد شديد تر مي شود و بيمار فکر مي کند اگر خودکشي کند بهتر است. متاسفانه اين ويروس ِ عجيب، راه خودکشي بدون درد را هم مي بندد. تا کنون دو روش موثر براي خلاصي از اين بيماري شناخته شده که عبارتند از خوردن داروي نظافت و حلق آويز با بند کفش که البته خيلي خيلي دردناک است.

 

- آيا بيمار حتما مي ميرد؟

- بله. حتما مي ميرد. اگر جسماً هم نميرد، بدون شک روحاً مي ميرد. بيمار دچار کينه و نفرت شديد مي شود و ضمن سکوت، منتظر لحظه اي مي ماند که راه قطعي درمان اين بيماري پيدا شود. تا آن موقع، او در روياهاي خود - که به واقع مانند روياهاي ناشي از مصرف ال.اس.دي است - روزي را مي بيند که به خيابان ها ريخته و ويروس را از درخت آويزان کرده است. حتي روياهايي گزارش شده که در آن شخص با کارد و قمه سر در پي [...] گذاشته و وقتي طرف موقع دويدن، [نع...]هايش از پايش در رفته آنها را برداشته، بر سر آن بخت برگشته که نقشي هم در بيماري نداشته کوبيده است.

 

- آقاي دکتر سخن! آيا در زمان اوج اين بيماري عقايد انسان هم آسيب مي بيند؟

- بله. اين عقايد گاه به طور کامل عوض مي شود. مواردي در دهه ي شصت گزارش شده که تئوريسين جهاني ماترياليسم ديالکتيک تبديل به مُبلغ ِ درجه ي يک ِ سوررئاليسم جادويي شده است.

 

-سوررئاليسم جادوئي؟! ممکن است بيشتر توضيح دهيد؟

-نخير؛ ممکن نيست. بنده جانم را دوست دارم.

 

- يعني [....] و [....]

- نخير؛ [....] من هنوز جوانم و آرزو دارم.

 

- آيا مواردي بوده که بيمار بدون درد درمان شود؟

- بله. در سال هاي پيش از انقلاب اگر بيمار خود را با ويروس هماهنگ مي کرد درد نمي کشيد و معالجه مي شد و حتي شکم مي آورد و رئيس راديو تلويزيون مي شد، اما نمونه ي جديد و تغيير شکل يافته اين ويروس، درمان بدون درد را کاملا غيرممکن کرده و حتي اگر شخص ِ مبتلا، خود را کاملا با بيماري هماهنگ کند باز درد خواهد کشيد.

 

- آقاي دکتر! از اين که با حوصله به پرسش خوانندگان ما پاسخ داديد از شما سپاسگزاري مي کنم.

- من هم از شما به خاطر فرصتي که به من داديد متشکرم.

 

[وبلاگ ف. م. سخن]

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهارم اسفند 1384ساعت 0:55  توسط عفت عفتیارانی | 
 

 

 گزارش بهمن ماه ۱۳۸۴ نقض گسترده و برنامه ریزی شده در ایران

+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم اسفند 1384ساعت 2:21  توسط عفت عفتیارانی | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
من که یک فعال حقوق بشر و معتقد به آزادی بیان و دموکراسی می باشم خود را ملزم به رعایت حقوق بشر در ایران می دانم لذا با این آغاز کار اینترنتی امیدوارم که بتوانم گوشه ای از هزاران جنایت ، خیانت و نقض مستمر و برنامه ریزی شده حقوق بشر در ایران را که توسط حکومت ولایت فقیه به دید شما آزاد اندیشان و آزادی خواهان برسانم.

به امید روزی که جهان پر از عدالت وبرابری بین انسانها باشد.

نوشته های پیشین
مهر 1386
خرداد 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
فروردین 1385
اسفند 1384
بهمن 1384
دی 1384
آذر 1384
پیوندها
آزادگی
فعالان ایرانی دفاع از حقوق بشر در اروپا و امریکای شمالی
شبکه مدافعین حقوق بشر در ایران - آلمان
کانون دفاع از حقوق بشر در ایران
بهاران
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM