تبليغاتX
در آئینه
نگاه در آینه ، دیدن واقعیت است



مصباح یزدی: زمان رياست جمهوري خاتمي، چادري‌ها را مسخره مي‌كردند، از ارمنستان رقاص مي‌آوردند، مومنان خون دل مي‌خوردند، شب و نيمه شب پيش خدا اشك مي‌ريختند و مي‌ناليدند كه ما شهيد داديم براي اينها؟!



 آيت‌الله محمدتقي مصباح‌يزدي مدیر یک موسسه آموزشی در قم در تحليلي پيرامون انتخابات رياست‌جمهوري گفت: در اثر نذر و نيازها و گريه‌هاي خانواده‌هاي شهدا و مردم متدين، خداي متعال دوباره همان خانواده‌هاي شهدا و متدينان را پيروز كرد و قدرت دست كساني آمد كه گمنام بودند و كسي به آنها اعتنايي نمي‌كرد.

به گزارش خبرگزاری «انتخاب» به نقل از پرتو سخن كه توسط موسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني (ره) منتشر مي‌شود، مصباح يزدي اين مطلب را در جمع گروهي از دانشجويان دانشگاه پيام نور مطرح كرده است.

مصباح يزدي افزود: مردم چشم باز كردند ، ديدند اوضاع عوض شده است و فرد ديگري آمده كه اصلا مطرح نبود.

وی به اوضاع جامعه در زمان رياست جمهوري سيد محمد خاتمي اشاره كرد و گفت: دو سال پيش وضع شما متدينان چگونه بود؟ كار به جايي رسيده بود كه چادري‌ها را مسخره مي‌كردند.

مصباح یزدی اضافه کرد: همان هنرپيشه‌هاي زمان شاه دوباره سركار آمده بودند و تجديد شخصيت مي‌شدند. كمبودها! را هم از جاهاي ديگر تامين مي‌كردند: از ارمنستان رقاص مي‌آوردند و ... مومنان خون دل مي‌خوردند، شب و نيمه شب پيش خدا اشك مي‌ريختند و مي‌ناليدند كه ما شهيد داديم براي اينها؟!

مصباح يزدي در پایان با اشاره به پيروزي محمود احمدي‌نژاد در انتخابات رياست جمهوري گفت: خدا دوباره دعاهاي شما را مستجاب كرد و شرايط بهتري پيش آمد، اما يادتان نرود  خدا اينها را به شما داد ، در صورت فراموش كردن، دوباره نعمت‌ها گرفته مي‌شود.

گفتنی ست، بودجه ی موسسه آموزشی متعلق به مصباح یزدی در دوران ریاست جمهوری دکتر احمدی نژاد، 10 برابر افزایش یافته است

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی و یکم فروردین 1385ساعت 12:14  توسط عفت عفتیارانی | 



 



انجمن عدالت
همبستگی برای عدالت علیه جاسوسی و تروریسم
نامه به وزير كشور آلمان:

آقاي دكتر ولفگانگ شويبله
وزير محترم داخله جمهوري فدرال آلمان
روزهاي 8 و 9 آوريل خبرگزاريهاي بينالمللي اعلام كردند كه حكم بين‌المللي جلب علي فلاحيان، وزير اطلاعات سابق ديكتاتوري تهران و دستيار امنيتي خامنه‌اي, به‌خاطر ترور پروفسور كاظم رجوي، مدافع بزرگ حقوق‌بشر در سوئيس، توسط ژاك آنتنن، قاضي تحقيق سوئيسي، صادر شد. اين حكم تصريح مي كند: «تحقيقات روشن ساختند كه 13نفر در آماده‌سازي و انجام قتل همكاري داشتند. اين سيزده نفر پاسپورتهاي خدمت ايراني در اختيار داشتند كه بر روي آنها عبارت ”در ماموريت“ نقش بسته بود. بعضي از اين مدارك همزمان در يك روز در تهران صادر شده بود…»
اين حكم مي گويد: «يك دادگاه الماني در سال 1996 حكم جلب فلاحيان را در ارتباط با پرونده ميكونوس صادر كرد كه در آن او متهم به ايفاي نقش در قتل 4 مخالف كرد در سال 1992 در برلين شده بود».
از سال 1989 تا 1997 در دوران وزارت فلاحيان, ماموران وزارت اطلاعات ايران پشت قتلهاي متعددي از مخالفان در خارج ايران بودند.
معاون فلاحيان بنام سعيد امامي يكي از اصلي ترين طراحان قتل مخالفين ايراني بود وي براي اماده سازي و زمينه چيني اين قتلها, عناصري از شبكه جاسوسي خود در اروپا را مستمرا در كشورهاي آسيايي توجيه مي كرد. بگواهي اسناد متعدد و شهادت برخي از عوامل اين شبكه كه به همكاري خود با رژيم ايران خاتمه داده اند, سعيد امامي منجمله آنها را تشويق به ايجاد انجمنهايي در كشورهاي اروپايي كرده است تا فعاليتهاي خود را پوشش فرهنگي و حقوق بشري بدهند ولي در اصل آنها فقط روي فعاليتهاي مخالفين آيت الله ها تمركز داشتند.
گروه حقوق بشر پارلمان انگليس در كتاب خود بنام « ايران : حكومت ترور » بعد از تحقيقات گسترده منجمله چنين مي نويسد: «يك شيوه ديگر (كه توسط وزارت اطلاعات ايران استفاده مي شود) استفاده از تعداد كمي بريده است كه در يك مقطع با سازمان هاي اپوزيسيون همكاري مي كردند. اين افراد, بدليل پائين بودن و يا نداشتن انگيزه ادامه مبارزه و پايبندي به اصولشان , اجازه دادند كه توسط رژيم ايران خريداري شوند. اين افراد تاكنون براي تروريست هاي رژيم در اروپا بيشترين اطلاعات و همچنين خدمت سياسي را فراهم كرده اند. علاوه بر دادن اطلاعات در مورد اهداف ترور , آنها زمينه هاي سياسي قتل ناراضيان را از طريق اشاعه تبليغات عليه افراد يا سازمان هايي كه قبلا با آنها همكاري مي كردند.
فراهم مي كنند »سه مورد از اين انجمن ها بنامهاي آوا و روشنا (در كلن) و فلق (دربرلين) همچنان در آلمان فعال هستند و بروشني تنها هدف شان, اصلي ترين مخالفين رژيم ايران هستند.
بعد از صدور اين حكم, براي از بين بردن زمينه چيني ترورهاي بعدي, انجمن عدالت مصرانه از شما درخواست مي كند كه اعضاي اين انجمن ها را تسليم محاكم قضايي نموده و سپس از آلمان اخراج كنيد. بويژه اينكه در حال حاضر رئيس جمهور ملايان, خود يك تروريست شناخته شده مي باشد.
انجمن عدالت همچنانكه در گذشته نيز بارها اعلام كرده است براي هر گونه همكاري با مقامات محلي و فدرال و ارائه اطلاعات تكميلي در اين زمينه اعلام آمادگي مي كند.

15آوريل 2006
رونوشت :
وزارت داخله ايالت نوردراين وستفالن
ادارات پناهندگي ايالتي و فدرال
نمايندگان پارلمان ايالتي
شوراي شهر كلن
مطبوعات / راديوهاي فارسي زبان

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام فروردین 1385ساعت 19:31  توسط عفت عفتیارانی | 

 



کریمی راد سخنگوی قوه قضاییه در پاسخ به سوال خبرنگاري درباره‌ي اعلام نيروي انتظامي مبني بر برخورد با بي‌حجابي يادآور شد: منظور بي‌حجابي نيست بلكه بدحجابي است؛ بد حجابي يا بي‌حجابي در جامعه جرم مشهود است و ضابطان مي‌توانند در جرايم مشهود برخورد كنند و اگر پرونده‌اي در اين رابطه تشكيل شد، به دستگاه قضايي فرستاده مي‌شود اما براي برخورد با بدحجابي به حكم قضايي نيازي نيست.


كريمي‌راد اظهار داشت: طبق تبصره ماده 638 قانون مجازات اسلامي، زناني كه بدون حجاب شرعي در معابر و انزار عمومي ظاهر شوند، به حبس از 10 روز تا 2 ماه يا به 50 هزار تا 500 هزار ريال جزاي نقدي مجازات مي‌شوند كه چون مجازات حبس كمتر از سه ماه به مجازات نقدي تبديل مي‌شود، در اين راستا تنها جزاي نقدي اعمال خواهد شد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام فروردین 1385ساعت 18:55  توسط عفت عفتیارانی | 

 

احمد سراجی (آریو سراجی) زندانی سیاسی و وبلاگ نویس ایرانی که  نزدیک به ۴ ما پیش توانست از   زندان جمهوری اسلامی بگریزد و خود را به ترکیه  رساند اکنون با خطر عودت به ایران روبرو است . بر اساس خبرهای تائید نشده دولت ترکیه تصمیم دارد احمد سراجی را به اتهام ورود غیر قانونی  به ترکیه  محاکمه نماید.  با توجه به همکاری قبلی دولت ترکیه با رژیم ایران در عودت پناهندگان سیاسی احتمال تحویل دادن این فعال سیاسی به ایران بسیار میباشد.

برای آگاهی از چگونگی فعالیتهای سیاسی و دوران زندان احمد سراجی توجه شما را به خبر ۰۴/۰۹/۸۴ تبریز نیوز جلب مینمائیم :

تبریز نیوز : "سراجی"،در تماس تلفنی کوتاه با سرویس حقوق بشر تبریز نیوز گفت:با توجه به این که پاسپورتم ضبط شده بود ، بدون پاسپورت از ایران به کشور "ترکیه" آمده و به دفتر امور پناهندگان سازمان ملل در شهر " وان "جهت اخذ پناهندگی مراجعه کردم و هم اکنون در حال طی مراحل قانونی هستم.

وی افزود:در فرصت ایجاد شده برای اجرای حکم جدید یک سال زندان که پس از سپری کردن ۶ ماه زندان و تحمل ۳۰ ضربه شلاق باید اجرا می شد خودم را از زندان تبریز به دفتر امور پناهندگان سازمان ملل در شهر " وان " ترکیه رساندم.

"سراجی"،گفت:پس از تحمل ۶ ماه زندان و ۳۰ ضربه شلاق تعزیری،در حالیکه شعبه دوم دادگاه تجدید نظر دادگستری آذربایجان شرقی نیز رای یک سال زندان شعبه ۱۰ حقوقی دادگستری تبریز را مبنی بر تلاش بر براندازی و توهین به رهبری نظام را مورد تایید قرار داده و از دیگر اتهامم که "ارتداد" بود تبریه شدم نه تنها باید یک سال دیگر بلکه علاوه بر این ۳ حکم ، چون پرونده ی دیگری نیز داشتم که ۲ سال تعلیقی مشروط به عدم فعالیت و محکومیت بود (با احتساب همه احکام) باید ۳ سال دیگر در زندان می ماندم. این"وبلاگ نویس"،افزود:حکم ۲ سال تعلیقی صادره از دادگاه انقلاب تهران مربوط به (تاریخ ۲۱/۱۱/۸۳ )تجمع در برابر دفتر سازمان ملل در تهران در اعتراض به مسایل پیرامون حقوق بشر بود که من خود به صورت سمبلیک با زنجیر به درب ورودی بسته بودم.

وی یادآورشد:در طی ۴ ماه اخیر از دوران محکومیت ۶ ماهه ام ممنوع الملاقات بوده و وکیل نداشتم و بیشتر دوران محکومیت خود را در بند "موقت" زندان تبریز با معتادان ، قاتلین و سارقین هم بند بودم . پس از انتقال به بند دیگر توسط افرادی به شدت مورد ضرب و شتم قرار گرفته و ضاربین مرا را تهدید کردند که رگ دستم را در نیمه های شب بریده و طوری وانمود خواهند نمود که "خودکشی کرده ام". گفتنی است،"سید احمد سید سراجی"وبلاگ نویس تبریزی که مدیریت چند وبلاگ را به عهده داشته ابتدا در سال ۸۲ دستگیر و سپس در ۸ تیر ۸۴ به اتهام نظیر تبلیغ علیه نظام و ... در دادگاه بدوی شعبه ۳ دادگاه انقلاب تبریز محکوم شده بود که محکومیت ۶ ماه زندان وی مورد تایید شعبه ۴ تجدید نظر استان آذربایجان شرقی قرار گرفته که دوران محکومیت خود را سپری کرد.همچنین وی در دیگر حکم شعبه ۷ اجرای احکام دادگستری تبریز ۳۰ ضربه شلاق تعزیری را تحمل کرده و شعبه دوم دادگاه تجدید نظر دادگستری آذربایجان شرقی نیز حکم یک سال زندان شعبه ۱۰ حقوقی دادگستری تبریز را مورد تایید قرار داده بود.


 

   

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم فروردین 1385ساعت 11:36  توسط عفت عفتیارانی | 
احمد امیری و کاریکاتورهایش 
+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم فروردین 1385ساعت 14:15  توسط عفت عفتیارانی | 

                                         

 

اززمانی که خودش را شناخت هیچ وقت نتوانست هیج کاری را به میل وخواسته خود انجام دهد از همان اول شنید که یک دخترباید سنگین باشد متین باشد خوب نیست چشم وگوش دختر زیاد باز بشود وبا تجربه بشود دختر وزنی که زیاد  تجربه داشته باشد نمیتواند با شوهر سر کند ودر زندگیش زنی بساز ومدارا کن باشد ودر مقابل باید چشم می گفت.

زمانیکه صحبت از ادامه تحصیل می شد گفتند:اول و آخر باید شوهر کنه برای شوهر داری وبچه داری لیسانس ومدرک لازم نیست .

حرف از کار کردن اصلا نزن مثل خانوم می شینه توی خونه هم برای خودش بهتره هم برای شوهر وبچه اش که از زندگی چیزی می فهمند وراحت ترزندگی میکنند در ضمن زن خانه دار قانع تر وبساز تر است  زن کارمند چشم وگوشش باز است وزن اداره است  غیر از اینها چیزی که بارها تکرار شده  اینکه دختر مال مردم است  شوهر میکند ورفتنی است هر چه برایش هزینه کنی انگار که برای جیب شوهرش است  هر وقت شوهر کرد برود درس بخواند یا  هر کاری که می خواهد بکند.  

زمانیکه سرو کله خواستگاران پیدا شد مراقبت هم بیشتر می شد چرا که می گفتند:دختر مهمان دو روزه است  وظیفه مافقط این است که حفظ اش کنیم تا موقعی که تحویل شوهرش بدهیم بعد از آن هم وظیفه شوهر است که حفظ اش کند.

وقتی پای اعتقادات مذهبی  نماز و روزه و... درمیان بود دختر را صبح زود بیدار می کردند تا نمازش قضا نشود امابرادرش که چند سال ازاو بزرگتر بود باید می خوابید آخر اوخسته از بازی و هنوز بچه بود  مهم دختر بود که باید بااعتقاد بار بیاید تا جامعه به انحراف نیافتد و در آخر اگر پدر و مادر بمیرند این دختره که با عاطفه وبا اعتقاد است و هرشب جمعه حلوا وخرمایی برایشان خیر کند وفاتحه ای میفرستد.

و اماموقع تقسیم اموال پدر که شد گفتند: دختر بی دست وپاست واز خودش اختیاری ندارد پس فردا شوهرش می آیدو همه اموال را میزند به جیب  بنابراین نصف سهم الارث پسر را دختر میبرد.

خلاصه که او هنوز نمی داند پس کی می تواند با تصمیم خود و بدون قیم ادامه حیات دهد.  

 

                                                                      اعظم لحنی

 

 

+ نوشته شده در  جمعه هجدهم فروردین 1385ساعت 13:27  توسط عفت عفتیارانی | 

آخوندها اسلام را خراب کرده اند.

 

این حکومت ربطی به اسلام ندارد.

 

اسلام به ذات خود ندارد عیبی، هرچه عیب است از مسلمانی ماست! اسلام خودش مشکلی نداره، این آخوند ها خرابش کرده اند، اسلام ربطی به آخوند نداره، اینها برای خودشون همه چیز رو عوض کرده اند! حکومت جمهوری اسلامی یک حکومت اسلامی نیست!

 

این یکی از رایج ترین سفسطه های رایچ در بین مسلمانان است. مسلمانان از تاریخ عملی دین خود فرار میکنند، زیرا این تاریخ به قدری وحشتناک و زشت است و این کارنامه بقدری سیاه است که آبرویی برای اسلام نمیگذارد. در 1400 سال گذشته هیچوقت و در هیچ یک از سرزمینهایی که مسلمانان در آنجا اکثریت بوده اند، اسلامگرایان نتوانسته اند یک نظام مردمسالار و انسان محور را پدید بیاورند که بتوانند به وجود آن افتخار کنند و آنرا نشانه ای از ایده آل خود بدانند. بلکه همواره اسلامگرایان شعار حکومت اسلامی را میدهند و بعد از اجرای قوانین غیر کاربردی و روشهای نابخردانه اسلامی مشاهده میکنند که گند به بار آورده اند، و بعد از آن ادعا میکنند که این اسلام نبوده است، اشکال از ما بوده است.

 

پرسش اساسی این است که، دینی که 1400 سال نتوان آنرا پیاده کرد و پیاده شدن آن تنها حکومتهای فاشیستی و ظالم را پدید آورده است، آیا دینی کاربردی است؟ اندیشه ای که به مدت 1400 سال در بیش از 20 کشور اسلامی به بوته آزمایش گذاشته شود و در امتحان خود رد شود آیا اندیشه ای بدرد نخور و مزخرف نیست؟ چگونه است که اسلامگرایان اتحاد جماهیر سوسیالیستی شوروی را سمبل کمونیسم میدانند و نابود شدن آنرا نشان بی ارزش بودن عقاید کمونیستی میدانند، اما نابودی و فلاکتی که اسلام در تمام مدت حیات خود به بار آورده است و نتیجه رقت آوری را که همیشه در اثر اجرا کردن قوانین اسلامی حاصل میشود را نشان غیر کاربردی و بدرد بخور نبودن عقاید دینی خود نمیدانند؟

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم فروردین 1385ساعت 16:22  توسط عفت عفتیارانی | 

من بقیه دینها رو هم بررسی کردم و به این نتیجه رسیده ام که اسلام دین کاملیه! شما هم اگر قرآن رو بخونید خودتون متوجه میشید که چقدر دین کاملیه!

 متاسفانه ما خیلی از مفاهیم را بدون اینکه روی آنها فکر بکنیم و یا تحقیقی بکنیم به عنوان یک سری اصول و پیش فرضها قبول میکنیم و هیچ چیز به اندازه پیش فرضهای غلط خط فکر انسان را به سوی منجلاب جهل امتداد نمیدهد. یکی از مفاهیمی که هر روزه شنیده ایم و قبول کرده ایم این است که اسلام دین کاملی است. آیا هرگز به این فکر کرده ایم که این کمال اسلام به چیست؟! چرا اسلام کامل است؟ آیا دین ناقصی وجود دارد؟

در اکثر موارد افراد مذهبی مفاهیمی که به آنها توسط سوداگران مذهب تلقین و تزریق شده است میمون وار تکرار میکنند، خود این افراد از ریشه و پشت پرده این مفاهیم مذهبی اطلاعی ندارند، کمال دین اسلام یکی از همین مفاهیم است. مسیحیان و یهودیان در تمام شاخه هایشان دین و علم را دو پدیده جدا میداند و از دین انتظاراتی دارند که از علم ندارند! از دین انتظار ندارند به دنیای فیزیکی آنها بپردازد و روش های زندگی زمینی را به آن ها بیاموزد و این دست آورد سالها تلاش و مبارزه انواع و اقسام دانشمندان و مبارزان و آزادیخواهان این مردم است، تکلیف و جایگاه دین در میان ملل پیشرفته جهان بسیار روشن و ثابت است. کلیسای مسیح هرگز خود را در مقابل مجامع علمی دنیا قرار نمیدهد، بعنوان مثال واتیکان در مقابل ادعاهایی که در مورد پدیده تکامل میشد، اظهار میکند که داستانهای انجیل و آموزه های دینی تنها میتوانند دانسته های اخلاقی و آموزشی باشند، و به عنوان مثال داستان آدم و حوا را یک داستان سمبلیک میدانند، و اعتقاد ندارند که این ماجرا ها واقعا در دنیا و زمان فیزیکی اتفاق افتاده باشد.

اما در جوامع اسلامی چون همواره اندیشه کشی و تکفیر اشخاص و مردتد خواندن وجود داشته و عده کثیری از دانشمندان این جوامع مثل راضی، الکندی، پور سینا، فارابی، حافظ و سایر این متفکران همگی در زمان خود تکفیر شده اند و از طرف مذهبیون تندرو زمان خود همواره مورد اذیت و آزار قرار گرفته اند پیشرفت چندانی در فلسفه و طرز فکر این جوامع پیش نیامده است. مسلمانان امروزی مثل مسلمانان 600 سال پیش فکر میکنند و هنوز تکلیف و جایگاه علم و مذهب در بین این افراد هنوز مشخص نیست! حال اگر پیشرفتهایی در این جوامع دیده میشود، مثلا اگر در ایران زنان آنقدر که زنان در عربستان از طرف مردان به رعایت حجاب مجبور نمیشوند، این ریشه در تک روی های افرادی دارد که خواسته اند این مردم را به زور پیشرفت دهند، و الا  اندیشمند و نخبه و دانشمند و دگر اندیش در میان این مردم جایگاهی نداشته اند که بخواهند پیشرفتی حاصل کنند!

به همین دلایل مسلمانان هنوز ننشسته اند فکر بکنند و تصمیم بگیرند که آیا نوح و یونس و موسی و خضر،  آدم و حوا و یوسف و ذوالقرنین شخصیت های اسطوره ای ملل سامی هستند که به کتب و افکار آنها اضافه شده اند یا شخصیت های تاریخی و واقعی ای که روزی روی این زمین راه میرفته اند؟! هنوز نمیدانند که آیا 7 آسمان وجود دارد یا این تنها یک معنای استعاره ای دارد؟! از دل همین آشوب زدگی تفکر مذهبیست که مفاهیمی همچون کمال دین اسلام بر می آید و کسی نمیداند که این ناگهان از کجا آمده است. حقیقت این امر این است که کامل بودن دین اسلام در اصل در مقابل ناقص بودن علم و خرد بشری مطرح میشود.

 

یعنی اسلام کامل است چون علم ناقص است! و به همین دلیل بهترین برنامه برای زندگی و جهانبینی همانا اسلام است و نه علم و عقل!

مسلمانان و سایر مذهبیون بر روی این مسئله پافشاری دارند که عقل بشر ناقص است و این نقص شایستگی خرد و عقل را برای راهنما و ریشه تفکرات بودن نفی میکند. در مورد این موضوع در شرح سفسطه ای با عنوان "عقل بشر ناقص است! علم ناقص است!" توضیحات کامل داده شده است.

البته شایان ذکر است که بسیاری از مسلمانان دلیل کامل بودن اسلام را این میدانند که در اسلام از طریقه شکار ملخ  و آداب شستشوی مدخل و استبراء گرفته تا طریقه نزدیکی حرف به میان آورده شده است و علمای اسلام جدول لگاریتمی دقیقی در مورد شکیات نماز بوجود آورده اند. اما این افراد باید بدانند که در ادیان دیگر نیز اشخاصی مثل مجلسی ها یافت شده اند که این مزخرفات را در دینشان گسترش دهند. بعنوان مثال یهودیان نیز آداب و سنن کاملی برای مراسم دستشوئی رفتند دارند که کمتر به آن توجه میکنند و تشابه میان آن قوانین مضحک یهودی و قوانین اسلامی که در رساله های علما(!) ی دینی یافت میشود مثال زدنیست!. مثلاً در میان یهودیان ارتودکس لمس آلت تناسلی برای پاکیزه کردن بعد از تخلی جایز نیست، چون ممکن است موجب تحریک جنسی شود. بنابر این اگر کمال اسلام به این مزخرفات است که ادیان دیگری پارا بسیار فراتر نهاده اند. چگونه است که اسلام کامل است و بقیه ادیان ناقص هستند؟ بازهم همان داستانی که ادیان مکمل یکدیگر هستند و مسیحیت یهودیت را کامل میکند و اسلام مسیحیت را و این ها در امتداد یکدیگرند؟ در سفسطه "ادیان همه یک چیز میگویند" به این مسئله اشاره خواهیم کرد.

گروهی نیز بر این باورند که کمال اسلام از آن جهت است که اسلام تمامی قوانین و مفاهیم لازم را برای زندگی بشر در تمام جنبه های زندگی وی در خود دارد؛ و بنابر این نیازی به هیچ مفهوم غیر اسلامی ای برای زندگی وجود ندارد. بسیار جالب است که بدانیم کتابخانه های ایران و سایر بلاد دیگر نیز با استناد به مفاهیم مشابهی توسط عمر خلیفه دوم مسلمین به آتش کشیده شد. عمر معتقد بود هر آنچه ما بدان نیاز داریم در قرآن وجود دارد. بنابر این در بقیه کتابها اگر چیزهای خوبی نوشته شده است، حتما آن چیزها در قرآن هم وجود دارد، و اگر هم چیز خوبی نوشته نشده است، پس ما نیازی بدان کتابها نداریم. همانطور که در بخش دموکراسی چیست؟ شرح داده شد، دلیل اصلی تضاد اسلام با دموکراسی همین جزم اندیشی و مطلق اندیشی و جهالتی است که در اسلام نهفته است.اما نکته این است که اگر معنی کامل را بدین تفسیر و مفهوم دریافت کنیم، دیگر عبارت "اسلام کاملترین دین است!" معنی نخواهد داد و از لحاظ منطقی غلط است. زیرا کامل تر و کاملترین با توجه به این معنی غلط میباشند. کامل در این حالت یک صفت عینی (Objective) و یک مفهوم مطلق است، و پسوند تر را نمیتوان بدان چسباند. و البته لازم به توضیح نیست که این ادعای مسلمانان مبنی بر اینکه اسلام بدین مفهوم نیز کافی است، تا چه حد بی اساس و بی پا

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم فروردین 1385ساعت 16:3  توسط عفت عفتیارانی | 

 

به این سوال در نوشتاری با فرنام اگر آخرتی باشد شما ضرر کرده اید ما ضرر نکرده ایم اگر نباشد باز هم ما ضرر نکرده ایم پاسخ کامل داده شده است.

+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم فروردین 1385ساعت 15:33  توسط عفت عفتیارانی | 

این سوالی است که بسیاری از مسلمانان و اسلامگرایان مطرح میکنند.

در باب پاسخ به این پرسش شاید بتوان کتابها نوشت و در واقع کتابها نوشته شده است. اما بصورتی بسیار چکیده و مختصر میتوان گفت به دلیل اینکه اسلام منافع مارا در خطر انداخته است.

اسلام در واقع یک انگل اجتماعی است به دلیل اینکه

  • با آزادی در تضاد است

  • با مردمسالاری در تضاد است

  • با حقوق بشر در تضاد است

  • مروج تروریسم و اندیشه کشی و اختناق است

  • مبتنی بر خرافات و مفاهیم غلط و باطل همچون توحید و معاد و نبوت است

  • عامل فقر فرهنگی و علمی و مادی است 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم فروردین 1385ساعت 15:31  توسط عفت عفتیارانی | 
 

هم ميهنان آزاده،

جوانان دلير،

پس از موفقيت چشمگير قيام چهارشنبه سوري و لزوم تداوم مبارزات علني عليه رژيم جمهوري اسلامي، ما جمعي از دانشجويان حمايت خود را از فراخوان زندانيان سياسي براي تجمع در روز سيزده بدر در پارک ملت اعلام مي داريم و از كليه هم ميهنان دعوت مي كنيم با حضور چشمگير خود در اين مکان و تبديل اين آيين ايراني به يک حرکت اعتراضي و اعلام همبستگي با زندانيان سياسي كوشا باشند.

مكان تجمع و برگزاري مراسم در تهران: خيابان وليعصر، نبش خيابان جام جم، پارک ملت

براي هر چه بهتر و با شكوهتر برگزار شدن اين جشن ملي به نکات زير توجه کنيد:

1- هنگام عزيمت به محل برگزاري تجمع بكوشيد تا با ايجاد سر و صدا ديگر هم ميهنان را نيز با خود همراه سازيد، اگر سوار بر اتوموبيل هستيد، در طول مسير بوق بزنيد و از هموطنان پياده بخواهيد تا با شما همراه شوند.

2- اگر در طول مسير با موانع و ايستگاه هاي بازرسي رژيم مواجه شديد، بكوشيد تا اين ايستگاه ها را نيز به مكان هاي تجمع تبديل كنيد. بوق بزنيد و از هر فرصتي براي سر دادن شعار زنداني سياسي آزاد بايد گردد، استفاده كنيد.

3- از آنجا كه مكان برگزاري اين جشن ملي در تهران، در مجاورت صدا و سيماي جمهوري اسلامي انتخاب شده، پس بهتر است سفره سيزده بدر خود را در ضلع شمالي پارک و در نزديكي خيابان جام جم برپا داريد و با حضور مداوم در اين مكان، امكان بازتاب ناخودآگاه صداي اين حرکت اعتراضي از طريق راديو و تلويزيون سراسري را مهيا نمائيد، اين امر مي تواند منجر به با خبرشدن و پيوستن ديگر هم ميهنان به تجمع شما نيز بشود.

+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم فروردین 1385ساعت 15:25  توسط عفت عفتیارانی | 

درخواست حمایت

محکومیت اقدام دولت امریکا در خصوص اختصاص 85ملیون دلاربرای کمک به نیروهای مخالف رژیم ایرانی و ...

 

 http://www.petitiononline.com/NoUSAID/petition.html 

+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم فروردین 1385ساعت 20:51  توسط عفت عفتیارانی | 

سوالهای بی جواب

من یک ایرانی هستم ودر خاکی متولد شده ام که روزی مهد تمدن،فرهنگ و غروربود وحالاسرزمین اسلام نوین ومهد خشونت،بی عدالتی،فقروفحشا سرزمینی ثروتمند ولی دارای ملتی فقیر،دارای طلای سیاه (نفت) ولی ملتی سیاه بخت دارای ملتی با فرهنگ وتمدن وغنی ولی دولتی پوچ ازفرهنگ وانسانیت.

من در این سرزمین رشد ونموکردم با مغزی پرازمسائل مذهبی که بایداین کاررابکنی واین کاررا نکنی بدون هیچ سوال وجوابی بزرگتر شدم همه این سوالهاکه در ذهن من مانده بود بیرون ریخت  چراباید نماز بخوانم ؟

چراباید روزه بگیرم ؟

چرا باید اصول دین را حفظ نمایم ؟

همه  این سوالها یک جواب داشت چون خدا گفته است .

گفتم خوب چراعربی ما که اکثرأعربی را نمی فهمیم؟

گفتندچون پیامبرماعرب بوده است  گفتم اما من که عرب نیستم من میخواهم قرآن را فارسی بخوانم  گفتند میخواهی در کار خدا دست ببری.ازطرف خانواده شدم کافر بی دین  مانده بود بیرون از خانه.

ولی بعدها از خود آقایان شنیدم که خداوند در قرآن آورده است که ما برای هرقومی به زبان همان قوم پیامبر فرستاده ایم تا سخنان خداوند را به خوبی بفهمند

در اینجا تنها سوالی که ذهنم را مشغول کرد این بود که آیا خواندن قرآن به زبان عربی  نه بخاطراین است که آقایان به اقتضای زمانه ونیاز خود قرآن را معنی و تفسیر می نمایند تا بتوانند ملتی در سلطه کامل خودداشته باشند با دلیلی بسیار راحت (چون خدا گفته است و در قرآن چنین آمده است)

من به عنوان یک انسان آزاده که دارای عقل وشعور هستم آیا نمی توانم درمورد دین ومذهب خود تصمیم بگیرم ؟

من یک مسلمان زاده هستم با ذهنی کنجکاو و پر از سوالهای بی جواب چرا این حق باید از من گرفته شود که جوابهای خودرا در ادیان دیگر بجویم.مگر نه اینکه شما میگویید اسلام دین کامل وبرتر است پس چرا انسان را از تحقیق ومطالعه درباره ادیان دیگر منع می نمایید؟آیا به گفته خود شک دارید؟

وترس از بوجود آمدن ایده آلی بهتراز خود دارید

چرا صحبت انتقادانه درباره پیامبر وامامان را مانند تابویی در ذهن انسان جا داده اید؟

آیا جوابش این نیست پذیرفتن هرچیزی بدون تامل واندیشه عمیق

سوالهای بی جواب بسیار است...!      

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم فروردین 1385ساعت 19:23  توسط عفت عفتیارانی | 
وزير ارشاد از  تشکيل ستاد ويژه پيامبر خبر داد که کارش بالا بردن ارزشهاي ديني و معنوي در بين مردم است

وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي گفت : ستاد پيامبر اعظم در جهت تبيين سيره نبوي ايشان در ايران ايجاد مي‌شود.
" محمدحسين صفار هرندي " روز دوشنبه در جمع خبرنگاران در ياسوج افزود : اين ستاد در راستاي شناسايي سيره رسول‌الله و اهل بيت و بكارگيري آن در بين مردم و كشورهاي اسلامي، فعاليت خود را بزودي آغاز مي‌كند.
وي كه به‌همراه رييس جمهوري واعضاي هيات دولت به‌ استان ‌كهکيلويه‌‌و بويراحمد سفر كرده است ، اظهار داشت: اين ستاد با هدف بلند و رسالت سنگيني كه خواهد داشت، تلاش خواهدكرد كه نوع نگرش و رفتارها را در منش وعمل به سمت ارزشهاي ديني و معنوي سوق دهد.
وي افزود: اين ستاد درسال پيامبراعظم  توسط وزارت فرهنگ وارشاد اسلامي به كمك سازمان تبليغات اسلامي، صدا و سيما و ديگر وزارتخانه‌هاي فرهنگي در آينده نزديك كار خود را آغاز مي‌كند.
صفار هرندي گفت: وقتي از سوي رهبري امسال به نام پيامبر اعظم ناميده مي‌شود، تمام تدبيرها بايد در اين زمينه متمركز و فعاليتها نيز مي بايست در راستاي سيره نبوي دنبال شود.
وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي افزود: در ارديبهشت ماه ‌امسال نوزدهمين نمايشگاه بين‌المللي كتاب به نام "نمايشگاه رسول اكرم " برپا مي‌شود و در آن بخش ويژه‌اي براي عرضه كتابها باموضوعهاي رسول‌ اكرم  و ائمه‌اطهار داير مي‌شود.

برای بیشتر روشن شدن شما به آمار زیر رحوع شود.

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم فروردین 1385ساعت 14:7  توسط عفت عفتیارانی | 
در کشور اسلامی و تحت رهبری ولی فقيه سال گذشته روزانه 4 قتل اتفاق افتاده و روزانه  6 هزار عمليات پليسي  تنها در شهر تهران انجام شد

ايلنا  : در سالي كه گذشت؛ اجراي طرح ارتقاي امنيت اجتماعي, ساماندهي معتادان ولگرد خياباني, پاكسازي ناصرخسرو، افتتاح پليس ضربت, راه‌‏اندازي گارد حفاظتي محيط زيست و توسعه برنامه‌‏هاي ترافيكي در شهرها و جاده‌‏ها از مهم‌‏ترين اقدامات نيروي انتظامي بود.
به گزارش خبرنگار ايلنا, براساس آمارهاي نيروي انتظامي, در سال گذشته به طور متوسط روزانه 4 قتل در كشور اتفاق افتاده كه سه مورد آن كشف شده است, همچنين ميزان وقوع قتل با سلاح گرم 4 درصد و با سلاح سرد 8 درصد افزايش يافته كه اين افزايش عمدتاً به دليل فراواني سلاح غيرمجاز در كشور است.
بر اساس اين آمار, در سال گذشته 9 هزار قبضه سلاح جنگي توسط نيروي انتظامي كشف شده كه اين ميزان نسبت به سال 83, رشد 30 درصدي داشته است.
همچنين, در سال گذشته كشف وسايل نقليه سرقتي رشد 50 درصدي داشته است و كل جرائم اينترنتي در كشور نيز 21 مورد بوده است.
در سال گذشته در شهر تهران, قتل‌‏هاي زنان خانه‌‏دار اتفاق افتاد كه به اعتقاد سردار طلايي, از مهم‌‏ترين حوادث سال گذشته بود كه قاتلان آن توسط پليس شناسايي و دستگير شدند و در اين قتل‌‏ها سه زن خانه‌‏دار به شيوه‌‏هاي مشابه و توسط يك زن و مرد به قتل رسيده بودند.
همچنين, در سال گذشته طرح ارتقاي امنيت اجتماعي توسط ناجا در تهران و شهرهاي بزرگ كشور اجرا شد كه مهم‌‏ترين هدف اجراي اين طرح برخورد با اراذل و اوباش و معتادان ولگرد و مجرمان مواد مخدر بود, در اين طرح كه مرحله اول آن در اواسط سال جاري در تهران اجرا شد و بسياري از نقاط سطح شهر مانند خليج و مراكز تجاري از وجود اشرار پاكسازي شد.
اين گزارش مي‌‏افزايد؛ از ابتداي بهمن‌‏ماه, اجراي مرحله دوم طرح ارتقاي امنيت اجتماعي آغاز شده است كه محوريت آن ساماندهي معتادان, زنان خياباني و جمع‌‏آوري اراذل و اوباش به جاي مانده از مرحله اول اجراي طرح است.
در سال گذشته,براي اولين بار طرح ساماندهي و نگهداري از معتادان ولگرد و پرخطر توسط نيروي انتظامي و به صورت آزمايشي در تهران اجرا شد كه در اين طرح مركز شفق(شورآباد) تحت نظارت ستاد مبارزه با مواد مخدر با همكاري وزارت بهداشت و سازمان بهزيستي براي نگهداري معتادان انتخاب شد.
براساس اين گزارش, در طرح ساماندهي معتادان, نيروي انتظامي نسبت به جمع‌‏آوري معتادان ولگرد و پرخطر از سطح شهر اقدام كرده و اين افراد پس از تاييد پزشكان حاضر در نيروي انتظامي به مركز شفق منتقل مي‌‏شدند.
طرح ساماندهي معتادان كه هنوز نمي‌‏توان برآوردي در ميزان موفقيت‌‏آميز بودن آن داشت, از اول اسفندماه در تهران آغاز شده و قرار است كه اجراي آن علاوه بر تهران در شهرهاي ديگر نيز توسعه مي‌‏يابد.
در سالي كه گذشت؛ روزانه 6 هزار عمليات پليسي در شهر تهران انجام شده و 10 هزار و 800 مورد تماس تلفني از سوي مردم درخصوص عملكرد پليس تهران با 110 برقرار شده است.
براساس آمار مركز نظارت بر اماكن عمومي نيروي انتظامي, در سال گذشته يك ميليون و 991 هزار و 917 مورد بازديد انتظامي از اماكن و اصناف سراسر كشور صورت گرفت كه در اين بازديدها 5 هزار و 789 مغازه به دليل تخلف پلمپ شد.
با اقدامات صورت گرفته, پاسخ استعلام مشاغل غيرحساس در مدت زماني حدود يك روز انجام مي‌‏شود كه يكروزه شدن ارائه پاسخ استعلام اصناف اقدامي در جهت قانونمند كردن فعاليت واحدهاي صنفي غيرمجاز است.
در ماه‌‏هاي پاياني سال گذشته, پليس ضربت در تهران در قالب گروه‌‏هاي گشتي موتورسوار افتتاح شد كه حدود 100 واحد موتورسوار در مرحله اول به كارگيري گروه ضربت در سطح شهر تهران فعال شد كه اين گروه‌‏ها عمدتاً با افراد شرور و سابقه‌‏داري كه براي مردم و شهروندان ايجاد مزاحمت مي‌‏كنند, برخورد خواهد كرد و توسعه اين گروه‌‏ها در دستور كار نيروي انتظامي قرار دارد.
براساس اين گزارش, در سال گذشته, 5 باند دختران فراري در شيراز, اصفهان و تهران توسط پليس فرودگاه كشور شناسايي و 37 نفر از اعضاي اين باندها دستگير شدند همچنين در اين مدت 500 پرونده در خصوص وضعيت نامناسب پوشش خانم‌‏ها تشكيل شده و 700 نفر از زنان بدحجاب دستگير شدند.

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم فروردین 1385ساعت 14:5  توسط عفت عفتیارانی | 
 

متن کامل اساسنامه آژانس بين المللي انرژي اتمي

متن كامل كنوانسيون حفاظت از محيط زيست درياي خزر

 

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم فروردین 1385ساعت 13:51  توسط عفت عفتیارانی | 

اولين جلسه دادگاه يك روزنامه نگار در دادگاه انقلاب اردبيل برگزار شد

 

پيمان پاك مهر . روزنامه نگار در تبريز

www.tabriznews.com

pakmehr88@hotmail.com

Tel:00989144157400

Date:1385/1/7

 

تبريز نيوز :سرويس حقوق بشر:اولين جلسه دادگاه "امير حسين موحدي"، روزنامه نگار و فعال حقوق بشر در شعبه چهارم دادگاه انقلاب اسلامي اردبيل برگزار شد.

 

"امير حسين موحدي"،در خصوص اولين جلسه دادگاه خود به سرويس حقوق بشر "تبريز نيوز"، گفت:برابر احضاريه شعبه يكم دادگاه انقلاب اسلامي مشگين شهر، كه در آن به اتهاماتي چون ‌تبليغ عليه جمهوري اسلامي اشاره شده بود ، به همراه وكيلم "سيد محمد رضا فقيهي" ساعت 10صبح  هفتم فروردين  85 در اين  دادگاه حاضر شدم.

 

وي افزود:در اين جلسه قاضي "فرج زاده"، رييس شعبه چهارم دادگاه انقلاب اسلامي اردبيل به ذكر اتهامات پرداخته و برابر درخواست وكيلم فرصت مطالعه پرونده و نت برداري از آن به وي داده شد.

 

اين روزنامه نگار و فعال حقوق بشر در خصوص برخورد و رفتار قاضي گفت:اين دادگاه در فضاي مثبتي برگزار شد و  قاضي پرونده به دقت به سخنان من و شاهد ما در پرونده توجه كرد بطوريكه وكيلم برخورد قاضي را كم نظير در رسيدگي به پروندهاي سياسي عنوان كرد.

 

"امير حسين موحدي"،تصريح كرد: وكيلم جهت مطالعه پرونده و كارشناسي در روند تشكيل پرونده و شهادت شاهدي كه بسياري از نا گفته ها را بر ملا ساخته و مي تواند ما را در ثبوت ادعايمان (برخلاف آنچه در پرونده آمده ) ياري كند ، از قاضي دادگاه تقاضاي استمهال وقت قانوني كرد كه با آن موافقت شد.

 

وي يادآور شد:با استناد به اتهامات سياسي ، پيشتر در 10 آذر 84 با سپردن وثيقه 30 ميليون توماني از زندان آزاد شده ام.

 

گفتني است شعبه اول دادگاه انقلاب اسلامي مشگين شهر به نيابت از شعبه چهارم دادگاه انقلاب استان اردبيل اقدام به صدور احضاريه به اين روزنامه نگار نموده بود.

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم فروردین 1385ساعت 2:11  توسط عفت عفتیارانی | 
 

 

پروتکل اختياري حقوق کودک در مورد شرکت کودکان در جنگ

پروتکل اختیاری حقوق کودک درمورد فروش کودکان، روسپیگری و هرزه نگاری کودک (پورنوگرافی)

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم فروردین 1385ساعت 13:57  توسط عفت عفتیارانی | 

مصوبه 18 دسامبر 1979(27آذر 1358)- قطعنامه شماره 180/34 مجمع عمومی سازمان ملل متحد
قدرت اجرايي بنابر ماده 27(1) سوم سپتامبر 1981(12 شهريور1360)

دولتهاي عضو کنوانسيون حاضر:
 
  • با توجه به منشور سازمان ملل مبني بر اعتقاد راسخ به اصول پايه اي حقوق بشر و احترام به ارزش ذاتي و برابري خدشه ناپذير حقوق مردان و زنان
     
  • با توجه به اعلاميه جهاني حقوق بشرکه اصل قابل قبول نبودن تبعيض را تائيد نموده است و اعلام داشته است که تمام افراد بشر آزاد و برابر بدنيا ميآيند و همه از کليه حقوق و آزاديهائی که در آن بيان شده است بدون هيچگونه تمايزي از جمله تمايز در جنسيت برخوردار ميباشند.
     
  • با توجه به اينکه دولتهاي عضو ميثاقهاي بين المللي حقوق بشر، متعهد شده اند که حقوق برابر مردان و زنان را در بهره مندی از کليه امور اقتصادي، اجتماعي، فرهنگي، مدني و سياسي تضمين نمايند.
     
  • با در نظر گرفتن ميثاقهاي بين المللي تحت نظر سازمان ملل و نمايندگي هاي تخصصي جهت ترويج و پيشرفت حقوق برابر مردان و زنان
     
  • با توجه به قطعنامه ها، اعلاميه ها و توصيه هايي که بوسيله سازمان ملل و نمايندگي هاي تخصصي جهت ترويج و پيشرفت برابري حقوق مردان با زنان، تصويب شده است.
     
  • با نگراني از اينکه عليرغم اسناد گوناگون و فراوان، هنوز ادامه تبعيض ها عليه زنان وجود دارد.
     
  • با تذکر و يادآوري به اينکه تبعيض عليه زنان، نقض اصول برابري حقوق و احترام به شخصيت انساني ميباشد و (اين تبعيضها) مانعی است براي شرکت زنان در شرايط مساوي با مردان در زندگي سياسي، اجتماعي، اقتصادي و فرهنگي کشورهاي آنان و نيز از رشد سعادت جامعه و خانواده جلوگيري ميکند و باعث بوجود آوردن مشکلات بيشتر براي توسعه و قابليتهاي زنان جهت خدمت به کشور خودشان و (جامعه) بشري ميشود.
     
  • با در نظر گرفتن اينکه زنان در مواقع فقر حداقل دسترسي را به مواد غذائي، بهداشت، تحصيل، آموزش، فرصتهاي اشتغال و ديگر نيازمندي ها دارند.
     
  • با اعتقاد به ايجاد نظم نوين اقتصاد بين المللي مبني بر برابري و عدالت که کمک مهمي در جهت ترويج و پيشرفت برابري بين مردان و زنان است.
     
  • با تاکيد به ريشه کن کردن آپارتايد در اشکال گوناگون آن مانند نژاد پرستي، تبعيض نژادي، بهره برداري (استعمار) و بهره برداري جديد (استعمار نو)، تجاوز، اشغال، سلطه خارجي و دخالت در امور داخلي کشورها که لازمه تحقق کامل حقوق مردان و زنان ميباشد.
     
  • با تاکيد بر تقويت صلح و امنيت بين المللي، تنش زدائي بين المللي، همکاري متقابل ميان تمام دولتها، صرف نظر از نظامهاي اجتماعي و اقتصادي آنها، خلع سلاح اتمي تحت نظارت مستقيم و موثر کنترل بين المللي، (همچنين) با تاکيد بر اصول عدالت، برابري و منافع متقابل در روابط ميان دولتها و درک حقوق مردم تحت سلطه استعمار و بيگانه و اشغال خارجي براي حق تعيين سرنوشت و استقلال و نيز احترام به حاکميت ملي و تماميت ارضي که باعث پيشبرد روند توسعه اجتماعي و در نتيجه کمک به دستيابي کامل برابري بين مردان و زنان خواهد بود.
     
  • با اعتقاد به اينکه پيشرفت و توسعه تمام و کمال يک کشور، رفاه جهاني و علت (برقراري صلح)، لازمه حداکثر شرکت زنان در تمام زمينه ها و در شرايط مساوي آنها با مردان است.
     
  • با يادآوري اينکه سهم عمده زنان در رفاه خانواده و پيشرفت جامعه تا به حال بطور کامل شناخته نشده است. اهميت (نقش) اجتماعي مادر و نقش والدين در خانواده و تربيت و رشد کودکان و با توجه به اينکه نقش زنان در توليد مثل نبايد بر اساس تبعيض قرار گيرد بلکه تربيت و رشد کودکان مستلزم يک توافق در مسئوليت بين مردان و زنان در (خانواده) و همين طور در جامعه است.
     
  • با توجه به تغيير نقش سنتي مردان و زنان در جامعه و خانواده، دستيابي به برابري کامل بين مردان و زنان ضروري و لازم است.
     
  • با تصميم به اجراي اصولي که در اعلاميه رفع تبعيض عليه زنان آمده است و بخاطر آن اهداف و نيز جهت انجام اقدامات ضروري براي از ميان برداشتن اينگونه تبعيضها در تمامي اشکال و مظاهر آن، دولتهای عضو مواد زير را مي پذيرند:

     
قسمت اول

ماده اول
براي (درک) مفاهيم کنوانسيون حاضر، عبارت تبعيض عليه زنان، به معني قائل شدن به هرگونه تمايز، استثناء يا محدوديت (محروميت) بر اساس جنسيتي است که نتيجه يا بمنظور خدشه دار کردن و يا بي اثر نمودن رسميت و شناسائي، بهره مندي يا اعمالي که بوسيله زنان انجام ميگيرد، صرف نظر از وضعيت تاهل آنها و بر مبناي برابري حقوق انساني مردان و زنان و آزاديهاي اساسي در زمينه هاي سياسي، اقتصادي، اجتماعي، فرهنگي، مدني و يا هر زمينه ديگر اطلاق ميگردد.

ماده دوم
دولتهاي عضو، تبعيض عليه زنان را در تمام اشکال آن، محکوم ميکنند و بيدرنگ و با کليه ابزارهاي مناسب، با سياست محو تبعيض عليه زنان موافقت ميکنند و آنرا پي گيري مينمايند و بدين منظور امور زير را تعهد ميکنند:
الف- گنجاندن اصل برابري مردان و زنان در قوانين اساسي شان يا ديگر قانونگزاريهاي متناسب در اين مورد. (دولتهای عضو) اگر تاکنون چنين قانوني را وضع نکرده اند از طريق وضع قانون (قوانين عادي لازم الاجرا) يا ديگر ابزارهاي مناسب از تحقق عملي اين اصل اطمينان حاصل خواهند کرد.
ب- اتخاذ قوانين مناسب و ديگر اقدامات لازم که شامل تصويب مجازاتهاي مناسبی است، بمنظور جلوگيري از اعمال تبعيض عليه زنان.
ج- ايجاد حمايت قانوني از حقوق زنان بر مبناي برابري با مردان و اطمينان از طريق دادگاههاي صالح ملي و ديگر نهادهاي عمومي در جهت حمايت موثر از زنان در مقابل هر نوع اقدام تبعيض آميز.
د- خودداري از انجام هرگونه اقدام و عمل تبعيض آميز عليه زنان و تضمين اينکه مقامات و موسسات عمومي طبق اين تعهد عمل نمايند.
ه - اتخاذ هرگونه اقدام مناسب در جهت حذف تبعيض عليه زنان بوسيله هر فرد، سازمان يا موسسه.
و- اتخاذ اقدامات مناسب که شامل (تدابير) قانونگذاري براي تغيير، اصلاح يا فسخ قوانين موجود، مقررات، عادات (عرف) و عملکرد هائي که باعث بوجود آمدن تبعيض عليه زنان ميباشند.
ح- لغو کليه مقررات کيفري داخلي (ملي) که باعث بوجود آمدن تبعيض عليه زنان ميباشند.

ماده سوم
دولتهاي عضو کليه اقدامات لازم و مناسب را در تمام زمينه ها بويژه سياسي، اجتماعي، اقتصادي و فرهنگي و از جمله قانونگزاري، اعمال خواهندکرد تا بدينوسيله از توسعه و پيشرفت کامل (وضعيت) زنان اطمينان حاصل نمايند. ( اين اقدامات) به منظور تضمين حقوق زنان جهت اعمال و بهره مندي آنان از حقوق بشر و آزاديهاي اساسي بر پايه برابري با مردان انجام خواهد گرفت.

ماده چهارم
1- اتخاذ اقدامات موقت و ويژه که بوسيله دولتهاي عضو و بمنظور سرعت بخشيدن بالفعل در برقراري برابري بين مردان و زنان انجام ميگيرد نبايد بعنوان (رفع) تبعيض بگونه اي که در اين کنوانسيون تعريف شده است، تلقي گردد. اما (برعکس) اين اقدامات موجب اعتبار بخشيدن و حمايت از نابرابري و (بکار بردن) معيارهاي مجزا خواهد شد، (زيرا) در زمان رسيدن به اهداف مورد نظر که فرصتها و رفتارهاي برابر است، (اين اقدامات موقت) متوقف خواهد شد.
2- اتخاذ تدابير ويژه دولتهاي عضو که شامل اقداماتي است که در کنوانسيون حاضر جهت حمايت حق مادري منظور شده است، به عنوان تبعيض در نظر گرفته نخواهد شد.

ماده پنجم
دولتهاي عضو اقدامات مقتضي زير را به عمل خواهند آورد:
الف- اصلاح الگوهاي رفتاري اجتماعي و فرهنگي مردان و زنان به منظور دستيابي به حذف تعصبات، عادات و ديگر عملکردها که بر پايه اعتقادي دون و زير دست قرار دادن يا برتري (يک جنس نسبت به جنس ديگر) يا نقش هاي کليشه اي براي مردان و زنان قرار دارد.
ب- مطمئن شدن از آموزش و پرورش خانواده که شامل درک مناسب و صحيح از (وضعيت) مادري بمثابه يک وظيفه اجتماعي و شناسائي مسئوليت مشترک مردان و زنان در رشد و تربيت کودکان ميباشد. (همچنين) با درک اين (موضوع) که منافع کودکان در همه موارد از اولويت برخوردار ميباشند.

ماده ششم
دولتهاي عضو اقدامات مقتضي راکه شامل وضع قانون بمنظور (جلوگيري از) تمام اشکال معامله بر روي زنان و بهره برداري از روسپيگري آنان است، بعمل خواهند آورد.

قسمت دوم

ماده هفتم
دولتهاي عضو اقدامات مقتضي براي حذف تبعيض عليه زنان در حيات سياسي و اجتماعي کشور بعمل آورده و بويژه اطمينان حاصل نمايند که (در شرايط) مساوي با مردان، حقوق زير براي آنها تامين گردد:
الف: (حق) راي در همه انتخابات و همه پرسي هاي عمومي و صلاحيت انتخاب شدن در تمام ارگانهاي انتخاباتي عمومي
ب: (حق) شرکت در تعيين سياست هاي حکومت (دولت) و اجراي آنها و به عهده داشتن پستهاي دولتي و انجام وظائف عمومي در تمام سطوح حکومتي (دولتي)
ج: (حق) شرکت در سازمانها و انجمنهاي غير حکومتي (دولتي) که مربوط به حيات سياسي و اجتماعي کشور است.

ماده هشتم
دولتهاي عضو اقدامات مقتضي را (براي زنان) بدون هيچگونه تبعيض و در شرايط مساوي با مردان بعمل خواهند آورد تا آنها از اين فرصت (استفاده کرده) و به عنوان نماينده دولت خود در سطح بين المللي و در فعاليت سازمانهاي بين المللي مشارکت کنند.

ماده نهم
1- دولتهاي عضو به زنان حقوق مساوي با مردان در زمينه کسب، تغيير و يا حفظ تابعيت اعطاء خواهند کرد. دولتها بويژه تضمين و اطمينان خواهند داد که ازدواج (زن با مرد خارجي) تغيير تابعيت شوهر در طي دوران ازدواج، خودبخود موجب تغيير تابعيت، عدم تابعيت يا تحميل تابعيت شوهر به زن نخواهد شد.
2- دولتهاي عضو به زنان و مردان در مورد تابعيت فرزندانشان حقوق مساوي اعطا خواهند نمود.

قسمت سوم

ماده دهم
دولتهاي عضو کليه اقدامات مقتضي و لازم را براي حذف هرگونه تبعيض عليه زنان در جهت تضمين حقوق برابر آنان با مردان در زمينه آموزش بويژه در موارد زير بعمل خواهند آورد:
الف- شرايط مساوي براي رهنمودهاي شغلي و حرفه اي جهت راهيابي به تحصيل و دستيابي مدارک از موسسات آموزشي در تمام سطوح مختلف در مناطق شهري و روستايي. اين برابري مي بايست در دوره هاي پيش دبستاني، عمومي، فني، حرفه اي و آموزش عالي فني و نيز در تمام انواع دوره هاي کارآموزي حرفه اي تضمين گردد.
ب- (امکان) راهيابي به دوره هاي تحصيلي، امتحانات، کادر آموزش با کيفيتهاي و معيارهاي يکسان و تجهيزات آموزشي با کيفيت هاي مساوي با (مردان) تضمين گردد.
ج- حذف هر نوع مفهوم کليشه اي از نقش زنان و مردان در تمام سطوح و تمام اشکال مختلف آموزشي بوسيله تشويق آموزش مختلط (پسران و دختران) و ديگر انواع آموزش که دستيابي به اين اهداف را کمک خواهد نمود، بويژه در تجديد نظر متون کتابهاي درسي و برنامه هاي مدارس و تعديل روشهاي آموزشي.
د- ( ايجاد) فرصتهاي يکسان جهت استفاده و بهره مند شدن از بورسها و ديگر مزاياي تحصيلي.
ه - ( ايجاد) فرصتهاي يکسان براي راهيابي به برنامه هاي آموزشي مداوم (دراز مدت) که شامل برنامه هاي مواد آموزشي عملي بزگسالان بويژه برنامه هائي که هدف آنها کاهش هر چه سريعتر فاصله آموزشي است که بين زنان و مردان وجود دارد.
و- کاهش (درصد) تعداد دانش آموز دختر که ترک تحصيل ميکنند و سازماندهي و برنامه ريزي براي دختران و زناني که قبلا ترک تحصيل کرده اند.
ز- ( ايجاد) فرصتهاي يکسان جهت شرکت فعال (زنان) در ورزش و تربيت بدني.
ح- ( امکان) راهيابي به آموزشهاي ويژه تربيتي (براي زنان) کمک و تضمين سلامت و تندرستي خانواده ها که شامل اطلاعات و مشورت هاي مربوط به تنظيم خانواده است.

ماده يازدهم
1- دولتهاي عضو اقدامات لازم و مقتضي را در جهت حذف تبعيض عليه زنان در زمينه اشتغال بعمل خواهند آورد و اطمينان مي دهند که بر پايه برابري مردان و زنان و حقوق يکسان ( آنها) بويژه در موارد زير عمل نمايند:
الف- حق کار بمثابه حق جدا ناپذيري تمام افراد بشر
ب- حق (برخورداري از) فرصت ها و امکانات شغلي يکسان که شامل درخواست ضوابط (معيار) يکسان در مورد انتخاب شغل است.
ج- حق انتخاب آزادانه حرفه و شغل، حق ارتقاء (مقام)، امنيت شغلي و تمام مزايا و شرايط خدمتي و حق استفاده از (دوره هاي) آموزشي حرفه اي و بازآموزي که شامل کارآموزي ها، دوره هاي آموزشي پيشرفته حرفه اي و آموزشي مجدد ميباشد.
د- حق (دريافت) پاداش يکسان (دستمزد مساوي) از جمله مزايا و (برخورداري از) رفتار برابر نسبت به ارزيابی کيفيت کار و کارهائي که ارزش يکسان دارند.
ه - حق (برخورداري از) امنيت اجتماعي، بويژه در موارد بازنشستگي، بيکاري، بيماري، ناتواني، دوران پيري و ديگر موارد از کارافتادگي و همچنين حق (برخورداري از) مرخصي استحقاقي.
و- حق (برخورداري از) حفاظت ها و مراقبتهاي بهداشتي و امنيت در شرايط کاري از جمله حمايت و تامين دوران بارداري (زايمان)
2- دولتهاي عضو اقدامات مقتضي و لازم زير را به منظور جلوگيري از تبعيض عليه زنان به دليل ازدواج يا مادري (بارداري) و تضمين حق موثر آنان جهت کار، بعمل خواهند آورد:
الف: ممنوعيت (اخراج) تحت وضعيت تخلف کاري که مجازات قانوني در پي دارد، (ممنوعيت) اخراج بخاطر حاملگي يا مرخصي زايمان و تبعيض در اخراج بر مبناي وضعيت زناشوئي.
ب: دادن مرخصي دوران زايمان با پرداخت (حقوق) يا مزاياي اجتماعي مشابه بدون از دست دادن شغل قبلي، رتبه يا مزاياي اجتماعي.
ج: تشويق جهت ارائه خدمات اجتماعي و حمايت هاي لازم بنحوي که والدين را قادر سازد تا تعهدات خانوادگي را با مسئوليتهاي شغلي و مشارکت در زندگي اجتماعي هماهنگ نمايند، بويژه از طريق تشويق به تاسيس و توسعه يک شبکه تسهيلاتي مراقبت از کودکان.
د: ارائه حمايتهاي ويژه از زنان در دوران بارداري در انواع مشاغلي که اثبات شده است براي آنها زيان آور است.
3- (وضع) قوانين حمايت کننده در رابطه با موضوعاتي که در اين ماده مطرح شده است و متناوبا در پرتو پيشرفتهاي علمي و تکنيکي مورد بازنگري قرار ميگيرد و در صورت ضرورت، تجديد نظر (اصلاح) يا لغو و يا تمديد ميگردد.

ماده دوازدهم
1- دولتهاي عضو کليه اقدامات لازم و مقتضي را جهت حذف تبعيض عليه زنان در زمينه هاي مراقبتهاي بهداشتي بعمل خواهند آورد. (اين اقدامات) بر پايه تساوي (حقوق) مردان و زنان جهت دسترسي به خدمات بهداشتي و خدماتي که به تنظيم خانواده مربوط ميشود، تضمين خواهد شد.
2- (دولتهاي عضو) بنابر قوانين بند 1 اين ماده، خدمات مقتضي و لازم را در ارتباط با بارداري و زايمان و پس از زايمان و اعطاء خدمات رايگان در صورت لزوم و همچنين تغذيه کافي در دوران بارداري و شيردهي را تضمين خواهند کرد.

ماده سيزدهم
دولتهاي عضو اقدامات مقتضي و لازم را جهت حذف تبعيض عليه زنان در ديگر مراحل زندگي از نظر اقتصادي و اجتماعي بعمل خواهند آورد. همچنين بر مبناي تساوي (حقوق) مردان و زنان، حقوق يکسان را براي آنها (زنان) بويژه در موارد زير تامين مي نمايند:
الف- حق استفاده از مزاياي خانوادگي
ب- حق استفاده از وامهاي بانکي، رهن ها و ديگر اشکال اعتبارات مالي
ج- حق شرکت در فعاليتهاي تفريحي، ورزشها و تمام زمينه هاي حيات فرهنگي

ماده چهاردهم
1- دولتهاي عضو، مشکلات ويژه اي که زنان روستائي با آن روبرو هستند را در نظر خواهند گرفت و به نقش مهمي که اين زنان در حيات اقتصادي خانواده هاي خود که شامل کار در بخشهاي اقتصادي غير مالي است، توجه خواهند کرد و اقدامات لازم و مقتضي را جهت تضمين اجراي قوانين کنوانسيون حاضر در مورد زنان نواحي روستائي بعمل خواهند آورد.
2- دولتهاي عضو، اقدامات لازم و مقتضي را جهت حذف تبعيض عليه زنان در مناطق روستائي بعمل خواهند آورد. (اين اقدامات) به منظور و بر پايه تساوي (حقوق) مردان و زنان در شرکت و استفاده آنان از توسعه روستايي است. (همچنين دولتهاي عضو) بويژه اطمينان حاصل خواهند کرد که زنان از حقوق زير برخوردار باشند:
الف- شرکت در تدوين و اجراي برنامه هاي توسعه (عمراني) در کليه سطوح
ب- راهيابي و دسترسي به امکانات مراقبتهاي بهداشتي مناسب و کافي از جمله اطلاعات، مشاوره و خدمات تنظيم خانواده
ج- ( حق ) استفاده مستقيم از برنامه هاي تامين اجتماعي
د- ( حق ) برخورداري از تمام دوره هاي کارآموزي و آموزشي، رسمي يا غيررسمي که شامل سوادآموزي عملي و موارد ديگر (مانند ) استفاده از تمام خدمات محلي و جامع بمنظور بالا بردن (کارآيي) فني حرفه اي ميباشد.
ه- ( حق ) سازماندهي گروههاي خودياري و تعاونيها بمنظور دستيابي به حق مساوي از فرصتهاي اقتصادي از طريق اشتغال يا خود اشتغالي
و- ( حق ) شرکت در تمامي فعاليتهاي محلي
ز- ( حق ) دستيابي به وامها و اعتبارات کشاورزي، تسهيلات بازاريابي، تکنولوژي مناسب و رفتار يکسان در (برخورداري) از زمين و اصلاحات ارضي همچنين حق (استفاده از) طرحهاي مجدد استقرار در زمين
ح- ( حق ) بهرمندي از شرائط زندگي مناسب بويژه در ارتباط با مسکن، بهداشت، امکانات آب و برق، حمل و نقل و ارتباطات

قسمت چهارم

ماده پانزدهم
1- دولتهاي عضو تساوي (حقوق) زنان با مردان را در برابر قانون خواهند پذيرفت.
2- دولتهاي عضو امور مدني، اختيارات قانوني که براي مردان وجود دارد و فرصتهاي عملي اين اختيارات را بطور يکسان براي زنان خواهند پذيرفت، بويژه آنها به زنان حقوق مساوي با مردان را در انعقاد قراردادها و اداره اموال در تمام مراحل دادرسي در دادگاهها و محاکم بطور يکسان اعطاء خواهند نمود.
3- دولتهاي عضو خواهند پذيرفت که کليه قراردادها و انواع اسناد خصوصي ديگر که به منظور محدود کردن اختيارات قانوني زنان تنظيم شده است را باطل و بلااثر تلقي نمايند.
4- دولتهاي عضو، حقوق يکسان مردان و زنان را در برابر قانون و در مورد تردد (مسافرت) افراد، آزادي انتخاب مسکن و اقامتگاه خواهند پذيرفت.

ماده شانزدهم
1- دولتهاي عضو، اقدامات لازم و مقتضي را در جهت حذف تبعيض عليه زنان در تمام مواردي که مربوط به ازدواج و روابط خانوادگي است، بعمل خواهند آورد و بويژه امور زير را بر مبناي برابري حقوق مردان و زنان تضمين خواهند نمود:
الف- داشتن حق يکسان براي (انعقاد) ازدواج
ب- داشتن حق آزادانه و يکسان براي انتخاب همسر و (انعقاد) ازدواج بر پايه رضايت آزاد و کامل دو طرف
ج- داشتن حقوق و مسئوليتهاي يکسان در دوران ازدواج و هنگام انحلال آن (جدايي)
د- داشتن حقوق و مسئوليتهاي يکسان به عنوان والدين در موضوعات مربوط به فرزندان، صرفنظر از وضعيت زناشويي آنها. در کليه موارد منافع کودکان از اولويت برخوردار است.
ه- داشتن حقوق يکسان جهت تصميم گيري آزادانه و مسئولانه در زمينه تعداد فرزندان و فاصله زماني بارداري و دستيابي به اطلاعات، آموزش و وسائلي که آنها را براي اجراي اين حقوق قادر ميسازد.
و- داشتن حقوق و مسئوليتهاي يکسان در رابطه با حضانت (سرپرستي)، قيمومت کودکان و فرزند خواندگي يا رسم هاي مشابه با اين مفاهيم که در قوانين داخلي وجود دارد. در کليه موارد منافع کودکان از اولويت برخوردار است.
ز- داشتن حقوق فردي يکسان به عنوان شوهر و زن از جمله حق انتخاب نام خانوادگي، حرفه و شغل.
ح- داشتن حقوق يکسان براي هر يک از زوجها در رابطه با مالکيت، حق اکتساب، مديريت، سرپرستي، بهره برداري و اختيار اموال خواه رايگان باشد و يا هزينه اي در برداشته باشد.
2- نامزدي و ازدواج کودکان غير قانوني است و کليه اقدامات از جمله وضع قانون جهت تعيين حداقل سن ازدواج و ثبت اجباري ازدواج در يک دفتر رسمي بايد ضروری است.

قسمت پنجم

ماده هفدهم
1- بمنظور بررسي پيشرفتهاي حاصل از اجراي کنوانسيون حاضر کميته رفع تبعيض عليه زنان (که از اين به بعد کميته خوانده ميشود) تشکيل خواهد شد. اين کميته در هنگام لازم الاجرا شدن کنوانسيون از 18 (نفر کار شناس) و پس از تصويب يا پيوستن سي ا مين دولت عضو، از 23 نفر کارشناس که داراي شهرت اخلاقي و صلاحيت در زمينه مربوط به کنوانسيون هستند، تشکيل ميگردد. کارشناسان بوسيله دولتهاي عضو از ميان اتباع کشورشان انتخاب خواهند شد. (انتخاب شدگان) با صلاحيت شخصي خود خدمت خواهند کرد (نه به عنوان نماينده دولت متبوعشان. مترجم). در انتخاب کارشناسان به توزيع عادلانه جغرافيائي و نمايندگي از شکلهاي گوناگون تمدن و نظامهاي عمده حقوقي، توجه ميشود.
2- اعضاء کميته از طريق راي مخفي و از فهرست افرادي که بوسيله دولتهاي عضو نامزد شده اند، انتخاب خواهند شد. هر دولت عضو ميتواند يک فرد را از ميان اتباع خود نامزد نمايد.
3- نخستين انتخابات 6 ماه پس از تاريخي که کنوانسيون حاضر قدرت اجرائي پيدا کرد، برگزار خواهد شد. حداقل 3 ماه قبل از تاريخ هر انتخاب، دبير کل سازمان ملل متحد طي نامه اي به دولتهاي عضو از آنها دعوت خواهد کرد که نامزدهاي خودشانرا ظرف 2 ماه معرفي کنند. دبير کل فهرست اسامي نامزدها را به ترتيب حروف الفبا و با ذکر دولتهاي عضو نامزدکننده تهيه ميکند و (آنرا) براي دولتهاي عضو ارسال خواهد داشت.
4- انتخاب اعضاي کميته در جلسه دولتهاي عضو مربوطه و به رياست دبير کل سازمان ملل متحد و در مقر سازمان ملل برگزار خواهد شد. در اين جلسه که حد نصاب تشکيل آن حضور (نمايندگان) دولتهاي عضو ميباشد، افراد انتخاب شده براي (عضويت) در کميته آن دسته از نامزدهائي خواهند بود که بيشترين تعداد آراء و اکثريت مطلق آراي نمايندگان دولتهاي عضو حاضر و راي دهنده در جلسه را بدست آورند.
5- اعضاي کميته براي يک دوره چهارساله انتخاب خواهند شد. ليکن، دوره عضويت 9 نفر از اعضاء انتخاب شده در اولين انتخابات، در پايان دو سال به پايان مي رسد. بيدرنگ پس از اولين انتخاب، نامهاي اين 9 نفر با قيد قرعه و بوسيله رئيس کميته انتخاب خواهند شد.
6- انتخاب پنج عضو اضافي کميته، بنابر مقررات بند 2 و 3 و 4 اين ماده و بدنبال سي و پنجمين تصويب يا الحاق صورت خواهد گرفت. دوره (عضويت) 2 نفر از اعضاي اضافي در پايان دو سال پايان خواهد پذيرفت و نامهاي اين دو نفر به قيد قرعه بوسيله رئيس کميته انتخاب خواهند شد.
7- براي پر نمودن شغلهاي خالي، دولت عضوي که مدت دوره وظيفه کارشناسي آن بمثابه عضو کميته متوقف شده است، کارشناس ديگري از ميان اتباع خود (براي عضويت) با تائيد کميته منصوب خواهد کرد.
8- اعضاي کميته با تائيد مجمع عمومي، حقوق (مقرري) از صندوق مالی سازمان ملل با در نظر گرفتن شرايطي که مجمع تصميم ميگيرد و اهميت مسئوليت کميته، دريافت خواهند کرد.
9- دبير کل سازمان ملل متحد تسهيلات و کارمندان لازم را به منظور انجام موثر وظائف (اعضاء) کميته بنابر (مقررات) کنوانسيون حاضر، تامين خواهد کرد.

ماده هيجدهم
1- دولتهاي عضو متعهد ميشوند که گزارشي در مورد اقدامات قانوني، قضائي، اداري يا ديگر اقداماتي که پذيرفته اند تا مقررات کنوانسيون به نحو موثري انجام گيرد و (نيز) پيشرفتهاي حاصل در اين موارد را جهت رسيدگي در کميته به دبير کل سازمان ملل ارائه دهند.(اين گزارش به ترتيب زير است):
الف- (هر دولت ابتدا) يک سال پس از لازم الاجرا شدن (کنوانسيون) براي آن دولت (گزارش خود را تقديم نمايد).
ب- پس از آن، هر چهار سال يکبار و هر زمان که کميته درخواست گزارش نمايد (گزارش خود را تقديم نمايد)
2- گزارشات نشان دهنده عوامل و مشکلاتي است که بر ميزان انجام تعهدات (دولتهاي عضو) طبق کنوانسيون حاضر، اثر ميگذارد.

ماده نوزدهم
1- کميته آئين نامه داخلي و اجرائي را خود، تصويب خواهد کرد.
2- کميته کارکنان خود را براي يک دوره دو ساله انتخاب خواهد کرد.

ماده بيستم
1- کميته بمنظور بررسي گزارشات ارائه شده مطابق ماده 18 اين کنوانسيون معمولا هر ساله به مدتي که از دو هفته تجاوز نکند، تشکيل جلسه خواهد داد.
2- جلسات کميته بطور معمول در مقر سازمان ملل متحد يا در هر محل مناسبي که خود کميته تعيين کند، برگزار خواهد شد.

ماده بيست و يکم
1- کميته از طريق شوراي اقتصادي و اجتماعي (سازمان ملل) گزارش سالانه فعاليتها و پيشنهادات و توصيه هاي کلي که بر مبناي رسيدگي به گزارش هاي دولتهاي عضو بدست آورده است، ارائه خواهدکرد. اين پيشنهادات و توصيه هاي کلي از جمله گزارش کميته همراه با نظرات هر يک از دولتهاي عضو منعکس ميشود.
2- دبير کل سازمان ملل گزارشهاي کميته را جهت اطلاع به کميسيون (بررسي) وضعيت زنان ارسال خواهد داشت.

ماده بيست و دوم
موسسات تخصصي از طريق نمايندگانشان اجازه رسيدگي به اجراي بعضي از مقررات کنوانسيون حاضر که اهميت آنها از بين رفته است را در حوزه فعاليتهاي خود خواهند داشت. کميته ممکن است از موسسات تخصصي دعوت نمايد تا گزارشهائي را در مورد نحوه اجرا کنوانسيون و در ناحيه و مواردي که اهميتش را از دست داده است و (مربوط) به حوزه فعاليت آنها ميشود، ارائه دهند.

قسمت ششم

ماده بيست و سوم
هيچ چيزي در کنوانسيون حاضر بر مقرراتي که بيشتر موجب دستيابي به تساوي (حقوق) بين مردان و زنان ميشود، تاثير نخواهد گذاشت (اين مقررات) شامل موارد زير است:
الف- در قوانين دولت عضو
ب- در هر کنوانسيون، پيمان نامه يا موافقت نامه بين المللي ديگري که براي آن دولت لازم الاجرا ميباشد.

ماده بيست و چهارم
دولتهاي عضو متعهد ميشوند که اقدامات لازم را در سطح ملي بمنظور دستيابي و تحقق کامل حقوق شناخته شده در کنوانسيون حاضر بعمل آورند.

ماده بيست و پنجم
1- کنوانسيون حاضر براي امضاء تمام کشورها مفتوح خواهد بود.
2- دبير کل سازمان ملل متحد بعنوان امانت دار کنوانسيون حاضر تعيين شده است.
3- کنوانسيون حاضر تابع تصويب است. ( تصويب در مقاوله نامه هاي بين المللي بمعني آن است که مفاد کنوانسيون ميبايست طبق قانون اساسي کشوري که آنرا امضاء کرده است به تصويب رسد. مترجم) اسناد تصويب نزد دبير کل سازمان ملل متحد به امانت گذارده خواهد شد.
4- کنوانسيون حاضر جهت الحاق تمام دولتها مفتوح خواهد بود. الحاق (زماني) موثر واقع خواهد شد که آن بعنوان سند الحاق نزد دبير کل سازمان ملل متحد سپرده شود.

ماده بيست و ششم
1- تقاضا براي تجديد نظر کنوانسيون حاضر که ممکن است در هر زمان بوسيله دولت عضوي صورت گيرد (ميبايست) بوسيله نامه و خطاب به دبير کل سازمان ملل انجام پذيرد.
2- مجمع عمومي سازمان ملل متحد براي اقدام نسبت به چنين درخواستي تصميم خواهد گرفت.

ماده بيست و هفتم
1- کنوانسيون حاضر سي روز پس از تاريخي که بيستمين سند تصويب يا الحاق نزد دبير کل سازمان ملل متحد به امانت گذارده شد، قدرت اجرايي پيدا خواهد کرد.
2- براي هر دولتي که کنوانسيون حاضر را تصويب ميکند و يا به آن ملحق ميشود، پس از سپردن بيستمين سند تصويب و يا الحاق، کنوانسيون از سي امين روز تاريخي که سند تصويب يا الحاق به امانت گذارده شده است، قدرت اجرايي پيدا خواهد کرد.

ماده بيست و هشتم
1- دبير کل سازمان ملل متحد متن حق شرطي که توسط دولتها در زمان تصويب يا الحاق گذاشته شده است را دريافت خواهد کرد و آنرا به تمام دولتها توزيع خواهد نمود.
2- حق شرطي که ناسازگار با منظور و هدف کنوانسيون حاضر باشد، پذيرفته نخواهد شد.
3- حق شرط در هر زمان بوسيله نامه خطاب به دبير کل سازمان ملل متحد قابل پس گرفتن است. (دبير کل سازمان ملل) تمام دولتها را (از اين موضوع) مطلع خواهد کرد. اين نامه (پس گرفتن حق شرط) از روزي که دريافت شود، موثر واقع خواهد گرديد.

ماده بيست و نهم
1- هر گونه اختلافي بين دو يا چند دولت عضو در ارتباط با تفسير يا اجراي کنوانسيون حاضر پيش آيد و (آن اختلاف) با مذاکره حل نشود، با درخواست يکي از آنها به داوري ارجاع داده ميشود. اگر در ظرف شش ماه از درخواست داوري، طرفين قادر نشدند که يک داوري سازماندهي شده را بپذيرند، هر يک از طرفين ميتواند مساله مورد اختلاف را به ديوان دادگستري بين المللي با درخواستي که مطابق اساسنامه ديوان است، ارجاع دهد.
2- هر دولت عضو ميتواند در زمان امضاء کردن يا تصويب کنوانسيون حاضر و يا الحاق به آن اعلام کند که خود را موظف به (اجراي) بند يک اين ماده نميداند. ديگر کشورهاي عضو در مورد آن بند که در ارتباط با دولت عضوي است که حق شرطي قائل شده است، ملزم به اجراي بند يک نخواهند بود.
3- هر دولت عضوي که حق شرطي طبق بند دوم اين ماده قائل شده است، ميتواند در هر زمان آن حق شرط را بوسيله نامه اي که به دبير کل سازمان ملل مينويسد ، پس بگيرد.
ماده سي ام
متنهاي عربي، چيني، انگليسي، فرانسه، روسي و اسپانيايي کنوانسيون حاضر از اعتبار يکساني برخوردار بوده و در بايگاني سازمان ملل متحد به امانت سپرده خواهد شد
+ نوشته شده در  شنبه پنجم فروردین 1385ساعت 13:49  توسط عفت عفتیارانی | 
گزارش ماهانه ( اسفند 1384
+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم فروردین 1385ساعت 2:19  توسط عفت عفتیارانی | 

دروغپردازی های دغلکارانه رژیم جمهوری اسلامی در مورد علاقه مردم ایران به فناوری هسته ای به مراحل گوبلزی رسیده است. دجالگریهای سران رژیم فاشیسم مذهبی و عوامل تبلیغاتچیش تا آنجا پیش رفته است که به دروغ، خواست رسیدن به فناوری هسته ای و غنی سازی هسته ای را با جنبش ملی شدن صنعت نفت یکی دانسته و حتی از مخالفان خود خواسته که در برابر فشار ظالمانه غرب مبنی بر بازداشتن ایران از حق طبیعی خود اعتراض کنند. روزانه از وسایل ارتباط جمعی بسیاری اعم از تلوزیون و رادیو و وبلاگ می بینیم و می شنویم و می خوانیم که غنی سازی اورانیوم حق طبیعی ماست

تاثیر این دروغ بزرگ حتی در فراخوانهای روشنفکران و جمع آوری امضاهای هنرمندان و فعالان سیاسی نیز خود را بنمایش می گذارد تا جاییکه گویا این روشنفکران مخالف ظاهرا باید میانه قضیه را بگیرند و بگویند که استفاده از غنی سازی هسته ای حق ماست اما این رژیم چون دمکراتیک نیست ما با آن مخالفیم. این افراد که گاه به جزییات چیزی که امضاء می کنند واقف نیستند و برخی اوقات در روابط رفیقانه همه مفاد آن را نمی خوانند، باورشان می شود که دروغهای شاخدار رژیم مبنی بر خواست غنی سازی اورانیوم توسط مردم واقعیت دارد و می خواهند با این بند در طومارشان در مقابل طرفداران احتمالی و دوستداران فناوری هسته ای در میان مردم نیاستند. مخالفان کلاسیک غرب و آمریکا، چپهای دوآتشه و مخالفان جهانی سازی و غیره هم گاه همصدا با دیکتاتوری مذهبی حاکم از حق طبیعی مردم ایران در غنی سازی و عدم حق زورگویی جهانخواران داد سخن می رانند. رژیم هم مداوما چه در تبلیغات داخلی و یا خارجی و یا از زبان خارجیانی که غنی سازی را خواست ایرانیان می دانند، با اذهان مردم بازی می کند. تبلیغات چندش آور رژیم گاه بجایی می رسد که از طریق خبرگزاری های رسمی و دولتی اش از پیرزنی خبر می دهند که مثلا مزرعه اش را وقف انرژی هسته کرده است و فلان دانش آموزان خردسال دبستانی قلکهای کوچکشان را برای حق مردم ایران یعنی غنی سازی اورانیوم به احمدی نژاد اهدا کرده اند. وه که چه داستانهای تکان دهنده ای از خواست پیر و جوان این مرز و بوم برای حق طبیعی ایرانیان که حاضرند وقتی پای منافع ملی! و غنی سازی اورانیوم بمیان می آید، در پشت رژیم آدمخواران به خط شوند

جالب اینجاست که رژیم برای نشان دادن حمایت مردم از فناوری هسته ای از بسیج گسترده بمناسبت 22 بهمن که مصادف با عاشورا نیز بود، استفاده کرد و شعارهای هسته ای می داد. در عاشورای هسته ای و در بسیج سازماندهی شده در 22 بهمن امسال نه صحبت زیادی از امام حسین بود و نه از انقلاب ضد سلطنتی بلکه شعارهای بلندگوها و پلاکاردها در وصف حق طبیعی مردم ایران یعنی غنی سازی اورانیوم بکار رفت. رژیم که مدعی طرفداری مردم ایران از فناوری هسته ای است هرگز نتوانسته در یک بسیج مستقل تنها برای حمایت از غنی سازی و بقول خودش استفاده صلح آمیز از انرژی هسته ای تعدادی بیش از تعداد نمازگزاران جمعه که بسیاری از آنها هم ابن الوقتهای شناخته شده هستند، بمیدان بیاورد. یکی از سایتهای اینترنتی طرفدار رفسنجانی نیز اخیرا به این امر اعتراف کرده است که در یک نظرسنجی 69 درصد مردم با فناوری هسته ای مخالفند

اوضاع آنگاه خنده دار می شود که برخی از فعالان و روشنفکران خارج کشوری نیز برای آنکه میانه میدان را بگیرند طومارهایشان را با این بند شروع می کنند که استفاده از انرژی هسته ای حق مردم است و آنها نیز بر این حق پافشاری می کنند. این بند یا بندهای مشابه در طومارهای مشابه دیگر را اینگونه می توان ترجمه کرد که ما از حقوقی که مردم را در معرض ریسک و خطر و آلودگی اورانیوم و تشعشات رادیواکتیویته قرار می دهد پشتیبانی می کنیم. آنگاه دلایل اینکه چرا هند و پاکستان و اسرائیل داشته باشند اما ما نداشته باشیم، بعنوان دلایلی محکم عرضه می شود

بسیار روشن و صریح باید در برابر این دجالگیریهای آخوندی در منابر هسته ای داخل و خارج موضعگیری کرد. حزب سبزهای ایران همیشه لاطائلات و دروغها و خبرهای مجعول در مورد خواست مردم مبنی بر فناوری هسته ای که توسط رژیم و حقوق بگیرانش رله می شود را افشاء کرده است. شکی نیست که هدف رژیم از غنی سازی اورانیوم دسترسی به بمب اتم و تسلیحات هسته ای است. رژیم را باید مداوما در این جبهه به زیر ضرب برد. اما از آنجائیکه جمهوری اسلامی و خیل مزدورانش در پوش استفاده صلح آمیز از انرژی هسته ای پنهان می شوند، باید عبای آخوندی را از رویشان کنار زد و به همگان نشان داد که حتی همین نیز خواست مردم ایران نیست. خواست مردم ایران تغییر رژیم جمهوری اسلامی است و نه غنی سازی اورانیوم. خواست مردم ایران حتی برای استفاده صلح آمیز از انرژی هسته ای تنها در یک نظر سنجی واقعی آشکار می شود که طبعا تحت این حکومت ضد دمکراتیک امکان ندارد. تا آنزمان یعنی سنجش رای واقعی مردم، افتادن در دام تزویر آخوندی، ساده لوحی است. بنابراین باید حربه رژیم در استفاده از طرح کردن "خواسته مردم" را در هر کجا و هر زمان افشاء کرد. مخالفان غرب و یا آمریکا و یا نئولیبرالیزم و یا جهانی سازی نباید در این موضوع عملا در جبهه رژیم قرار بگیرند. موضوع پرونده هسته ای رژیم موضوعی نیست که مورد استفاده علیه غرب قرار گیرد. میانه ای در این میدان وجود ندارد. یا ما با رژیم جمهوری اسلامی و غنی سازی اورانیوم توسط آخوندها مخالفیم و یا با آن موافقیم. اگر مخالفیم باید با تمام قوا و از هر طریق مانع دسترسی رژیم به تکنولوژی هسته ای شویم چرا که قدم بعدی پس از غنی سازی، بمب اتمی است که در دست پدرخوانده بنیادگرایی اسلامی فاجعه آمیز خواهد بود. این فاجعه قبل از آنکه برای غرب و آمریکا

خطرناک باشد برای مردم ایران مرگ آور است

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم فروردین 1385ساعت 1:54  توسط عفت عفتیارانی | 

فضاى بسته و آلوده به اختناق حاکم بر جامعه ايران تحت رهبرى نهمين ديکتاتور جهان ﴿ بر اساس آخرين رده بندى سال گذشته ﴾ و به قدرت رسيدن نماينده راديکالترين بخش جناح حاکم در انتخابات فرمايشى رياست جمهورى ٬ در نهايت منجر به افزايش بازداشتها و اعدامهاى منتقدين و معترضين رژيم گرديده و اخبار رسيده در هر روز بيانگر اوج تشنج و سرکوب شديد فعالان جامعه مدنى مىباشد بگونه اي که بر اساس اعلام سازمانهاى رسمى در طى روزهاى اخير در هر ٦ساعت ٬ يک خبر نقض جدى حقوق بشر از ايران به گوش مى رسد ٠
در حال حاضر ٬ جناح منتقد و دگر انديش ايران فاقد هر گونه تريبون يا رسانه براى عرضه انديشه و انتقادات خود در سطح جامعه مى باشد و هرگونه تحرک يا فريادى از سوى ايشان ٬ حمله به خطوط قرمز رژيم تلقى شده و سريعا سرکوب مى گردد ٠ از اينروست که اکثر نويسندگان و روشنفکران يا از کشور خارج شده و يا در زندانهاى رژيم به سر ميبرند ٠ گروه اندکى نيز بدليل همين فشارها دست از انتقاد کشيده و سکوت اختيار نموده اند
با نگاهى سطحى به آمار منتشره از سوى سازمانهاى بين المللى٬ چيزى به جز مقام يکصد و شصت و چهارم از لحاظ آزادى بيان و رتبه دوم از نظر تعداد اعدامها در بين کشورهاى جهان نصيب ايران نمى گردد ٠
ايران در حال حاضر بدترين کشور خاور ميانه از لحاظ آزادى بيان بوده و داراى بزرگترين زندان روزنامه نگاران و فعالان سياسى عقيدتى در اين حوزه مى باشد در همين راستا و بر اساس سخنان على اکبر يساقى ٬مدير کل سازمان زندانهاى رژيم جمهورى اسلامى٬ تعداد زندانيان در حالى نسبت به سال ٧٩ ميلادى ده برابر شده که جمعيت ايران طى ايندوره زمانى ٬ تنها به ميزان دو برابر رشد داشته است ٠ اين در حاليست که جمهورى اسلامى ٬ اسامى بسيارى از زندانيان سياسى و عقيدتى را که در زندانها و سياه چالهاى نهادهاى موازى امنيتى به سر مى برند منتشر نکرده و نام اين بازداشتگاههاى مخوف نيز در ليست زندانهاى ايران به چشم نمى خورد ٠
از سوى ديگر عليرغم عتراف قوه قضائيه ﴿بر اساس يک گزارش داخلى﴾به نقض هاى جدى حقوق بشر در زندانهاى ايران ٬ مبنى بر استفاده وسيع از شکنجه ٬ حبسهاى انفرادى طولانى مدت و تکنيکهاى خشونتآميز ٬ کماکان اين موارد در سطح گسترده اى ادامه داشته و اغلب اعترافات تحت شکنجه هاى شديد روحى و فيزيکى اخذ و ضبط ميگردد ٠ قضات نيز ضمن تشکيل جلسه محاکمه اين افراد بدون حضور وکيل مدافع و هيئت منصفه ٬ به اين اعترافات استناد و بر اساس آنها انشأ رأى مى نمايند ٠
در همين رابطه لازم به ذکر است که اکثر نويسندگان و منتقدين در بند ٬ ضمن نگهدارى در سلولهاى انفرادى در زمانهاى طولانى ٬ مورد ضرب و شتم و انواع شکنجه هاى روحى و روانى قرار گرفته تا به اعترافات عليه خود تن در دهند ٠
خانواده اين زندانيان نيز تحت نظر بوده و مرتبا بصورت محسوس و غير محسوس براى وادار نمودن ايشان به سکوت ٬ آنها را به زندانهاى دراز مدت و يا اعدام و آسيب رساندن به فرزندانشان تهديد مى نمايند ٠
موارد نقض حقوق بشر و عدم پايبندى سران رژيم اسلامى تا جائى است که عليرغم تمامى فشارهاى بين المللى ٬ همچنين اعدام نوجوانان زير ١٨ سال در ايران ادامه دارد ٠
اعدام در حقيقت ميراث انسان از دوره بربريت و پيوند دهنده جاهلان و مستبدان امروز با خودکامگان عصر جاهليت در جهت حفظ قدرت و ايجاد رعب و وحشت مى باشد ٠
با اندکى تأمل در خصوص به قدرت رسيدن احمدى نژاد و تشکيل کابينه نظامى امنيتى دولت جديد با عضويت جنايتکارانى چون مصطفى محمد پور و محسنى اژه اى ﴿که هر دو نفر از عاملان اصلى قثل عام زندانيان سياسى سال٦٧ ٬ قتلهاى زنجيره اى و ترور روشنفکران و دگرانديشان داخل و خارج از کشور ميباشند ﴾ به خوبى ميتوان دريافت که هدف رژيم از گسترش سرکوب و آدمکشى ٬ حفظ موجوديت خود براى چند صباحى ديگر ميباشد ٠
از سوى ديگر تنگ تر شدن حلقه محاصره جهانى در خصوص پرونده هسته اى رژيم موجب گرديده تا اقتدارگرايان همچون گذشته انتقام فشارهاى خارجى را از فرزندان در بند ﴿ زندانيان سياسى و عقيدتى ﴾ ملت بگيرند ٠
اين موضوع با نگاهى سطحى بر آمار اعدامهاى يک ماه اخير ﴿ بهمن ماه٨٤ ﴾ که منجر به اجراى١٥ مورد اعدام و٢٤ مورد صدور حکم اعدام در ايران گرديده است به خوبى قابل لمس مى باشد ٠
سران جنايتکار رژيم ايران بسياري از فعالان سيساس و عقيدتى را به جرم قاچاقچيان مواد مخدر و يا جاعل و کلاهبردار به چوبه هاى دار مي سپارند ٠
زنان نيز داراى وضعيت نامناسبى ميباشند ٠ در حال حاضرهر زنى که مورد تعرض جنسى يا هتک حرمت قرار بگيرد چه از خود دفاع کند و چه به اين تعرض تن در دهد حکم آن مرگ است ٠
در حالت اول به جرم قتل به قصاص نفس و در حالت دوم به جرم زناى محصنه به سنگسار محکوم ميگردد ٠
لذا با مرورى بر موارد مذکور که قطره اى از درياى بيکران جنايات رژيم مى باشد به اين مهم دست مى يابيم که تا زمانيکه ولايت فقيه به عنوان يک اصل ٬ پا بر جا بماند و مملكت بر اساس ايدوئولوژى اسلامى و در نهايت به نام الله و امامان شيعه اداره شود تحقق مردمسالارى و جامعه دموکراتيک بر اساس حقوق مدون انسانى غير ممکن خواهد بود ٠
از اينرو ضرورت مبارزه و ايستادگى تا قطع ريشه فاشيسم اسلامى حاکم بر ايران و شالوده شکنى و تغيير نظام مستبد آخوندى امرى اجتناب ناپذير مي باشد

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم فروردین 1385ساعت 1:18  توسط عفت عفتیارانی | 
 

 

منشور سازمان ملل متحد  مصوبه 26 ژوئن 1945

کنوانسيون منع و مجازات کشتار دسته جمعي(قتل عام) مصوبه 9 دسامبر 1948

+ نوشته شده در  سه شنبه یکم فروردین 1385ساعت 13:55  توسط عفت عفتیارانی | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
من که یک فعال حقوق بشر و معتقد به آزادی بیان و دموکراسی می باشم خود را ملزم به رعایت حقوق بشر در ایران می دانم لذا با این آغاز کار اینترنتی امیدوارم که بتوانم گوشه ای از هزاران جنایت ، خیانت و نقض مستمر و برنامه ریزی شده حقوق بشر در ایران را که توسط حکومت ولایت فقیه به دید شما آزاد اندیشان و آزادی خواهان برسانم.

به امید روزی که جهان پر از عدالت وبرابری بین انسانها باشد.

نوشته های پیشین
مهر 1386
خرداد 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
فروردین 1385
اسفند 1384
بهمن 1384
دی 1384
آذر 1384
پیوندها
آزادگی
فعالان ایرانی دفاع از حقوق بشر در اروپا و امریکای شمالی
شبکه مدافعین حقوق بشر در ایران - آلمان
کانون دفاع از حقوق بشر در ایران
بهاران
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM