تبليغاتX
در آئینه
نگاه در آینه ، دیدن واقعیت است
 

فعالان حقوق بشر در ایران

تاریخ : 27/8/85

شماره : 169 - 85

به نام آزادی

بنا بر گزارشات رسیده از زندان بیرجند آقای یاسر مجیدی از سوی مسئولین زندان همچنان تحت فشار قرار دارد .

زندانی سیاسی در تبعید یاسرمجیدی که در زمان دستگیری کمتر از بیست و سه سال سن داشت ، از سوی دادگاه انقلاب کرج محکوم به بیست و پنج سال زندان در تبعید گشته است و در حال حاضر پنجمین سال محکومیت خویش را سپری مینماید. در چند ماه گذشته او را به بندی با شرایط بسیار بدی منتقل نموده اند .

اخیرا مسئولین زندان طی یک اقدام جدید او را از تماس با سایر زندانیان منع کرده اند. با این اقدام مسئولین زندان قصد دارند که او را در انزوا و فشار روحی قرار دهند .

آقای یاسر مجیدی تنها زندانی سیاسی در زندان بیرجند می باشد او از داشتن وکیل محروم است اخیرا یکی از وکلا که قصد پیگیری پرونده او را دارد  با کارشکنی  مسئولین دادگاه انقلاب و زندان مواجه گردیده است.

خانواده وی بارها از سوی وزارت اطلاعات تهدید شده اند و در آخرین تهدیدات اعلام شده بود که اگر با سازمان های حقوق بشری و یا رسانه تماس حاصل کنید . امکان خودکشی یاسر مجیدی در زندان وجود دارد .

فعالان حقوق بشر در ایران از تمامی مجامع حقوق بشری نسبت به وضعیت وخیم این زندانی استمداد می طلبد .

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم آبان 1385ساعت 17:52  توسط عفت عفتیارانی | 

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه بیست و ششم آبان 1385ساعت 14:55  توسط عفت عفتیارانی | 



 



در سازمان تامین اجتماعی ابلاغ شد
آفتاب: پروژه جداسازی اتاق‌های کارمندان زن و مرد سازمان تامین اجتماعی، کلید خورد. «اکبر عباسی ملکی» معاون اداری و مالی سازمان تامین اجتماعی در نامه‌ای به مدیران این سازمان دستور داد تا هر چه سریعتر نسبت به «جابه‌جایی و جداسازی اتاق‌های مختلط» این سازمان به منظور حفظ شئونات اسلامی، اقدام شود.
به گزارش خبرنگار آفتاب، در این بخشنامه که به شماره 78324 و در تاریخ 15 آبان جاری نوشته شده، تصریح شده است که مسئولان ذیربط سازمان تامین اجتماعی به منظور حفظ شئونات اسلامی، سریعاً نسبت به جداسازی اتاق‌های مختلط کارمندان اقدام نمایند.


منبع: 21 آبان 1385 - آفتاب


+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم آبان 1385ساعت 14:7  توسط عفت عفتیارانی | 



 



يکی از قضات دادگاه فدرال آرژانتين برای اکبر هاشمی رفسنجانی، رئيس جمهور اسبق و رئيس مجمع تشخيص مصلحت ايران و همچنين هشت تن ديگر از مقامات ايرانی حکم جلب بين المللی صادر کرد.


دليل صدور اين حکم جلب، اتهاماتی اعلام شده که در ارتباط با بمبگذاری در ساختمان انجمن همياری اسرائيل و آرژانتين در بوئنوس آيرس پايتخت آرژانتين عليه آقای هاشمی مطرح است.


بنابر اتهاماتی که دادگاه فدرال آرژانتين قصد رسيدگی به آن را دارد، مقامات ايرانی بمبگذاری در ساختمان آميا را طرحريزی کردند و از طريق اعضای حزب الله لبنان اين نقشه را به مرحله اجرا درآوردند.


اتهام دست داشتن اکبر هاشمی رفسنجانی در اين بمبگذاری رسماً در روز چهارشنبه 25 اکتبر گذشته از سوی آلبرتو نيسمان، دادستان کل آرژانتين مطرح شد و سخنگوی وزارت خارجه ایران، بازگشایی این پرونده را متأثر از "اعمال نفوذ صهیونیستها" قلمداد کرد.


بنابر کيفرخواستی که دادستان کل آرژانتين با استناد به اطلاعات به دست آمده از دستگاه اطلاعاتی آرژانتين و پليس فدرال آمريکا (اف بی آی) صادر کرده، يکی از اعضای گروه شيعی حزب الله لبنان به نام ابراهيم حسين برو در بمبگذاری آميا شرکت داشته است.


اما گروه حزب الله اعلام کرده که ابراهيم حسن برو در هشتم سپتامبر 1994 يعنی حدود دو ماه پس از انفجار آميا در مرجعيون واقع در جنوب لبنان کشته شده است.


بر اساس کيفرخواستی که دادستان کل آرژانتين صادر کرده، ردولفو کانيکوبا کورال، قاضی فدرال آرژانتينی از دولت ايران و پليس بين الملل (اينترپل) خواسته است متهمان پرونده را بازداشت و به آرژانتين تحويل دهند.


اجرای اين حکم جلب بين المللی، حتی در صورت موافقت و تنفيذ پليس بين الملل، بستگی به قوانين داخلی دولتهای عضو پليس بين الملل دارد.


علاوه بر اکبر هاشمی رفسنجانی، علی فلاحيان و علی اکبر ولايتی، وزيران اطلاعات و امورخارجه دولت او، محسن رضائی، فرمانده پيشين سپاه پاسداران، احمد وحيدی، فرمانده پيشين نيروی قدس سپاه پاسداران، محسن ربانی، رايزن فرهنگی پيشين سفارت ايران در آرژانتين، احمدرضا اصغری، دبير سوم پيشين سفارت ايران در آرژانتين و هادی سليمانپور، سفير سابق ايران در آرژانتين نيز در زمره متهمان پرونده اند.


هادی سليمانپور در ماه اوت سال 2003 به درخواست پليس بين الملل در بريتانيا بازداشت شد و پرونده ای برايش در دادگاهی در شهر لندن تشکيل شد تا موضوع استرداد او به آرژانتين بررسی شود اما وزارت کشور بريتانيا مدارک ارسال شده از آرژانتين را برای استرداد آقای سليمانپور کافی تشخيص نداد و دستور توقف رسيدگی قضايی و آزادی وی را صادر کرد.


بمبگذاری در ساختمان هفت طبقه انجمن همياری اسرائيل و آرژانتين که به نام اختصاری اش، آميا شهرت دارد در بامداد نهم ژوئيه 1994 و در زمانی رخ داد که آقای هاشمی رفسنجانی رياست جمهوری ايران را عهده دار بود، طی اين بمبگذاری 85 نفر جان خود را از دست دادند و بيش از دويست نفر زخمی شدند.


آقای هاشمی و هشت مقام ايرانی در حالی متهم به دست داشتن در انفجار ساختمان آميا می شوند که پليس بين الملل (اينترپل) در سپتامبر سال گذشته رأی به حذف اسامی دوازده ايرانی از فهرست افرادی داد که در ارتباط با انفجار ساختمان انجمن همياری اسرائيل و آرژانتين برايشان حکم بازداشت بين المللی شان صادر شده بود.


خوان خوزه گالئانو قاضی آرژانتينی که حکم بازداشت اين افراد را صادر کرده بود نيز به دليل ارتکاب به تخلف و رشوه دادن به يکی از شهود دادگاه در جريان رسيدگی به پرونده آميا چهار سال است از کار برکنار شده است.


دادگاه فدرال آرژانتين نيز در سپتامبر سال 2004 پنج آرژانتينی متهم به شرکت در بمبگذاری را تبرئه کرد و حکم به بررسی دوباره پرونده داد.


با اين حال رودولفو کانيکوبا کورال که با برکنار شدن قاضی گالئانو، رسيدگی به پرونده آميا را به عهده گرفته است همچنان اعتقاد دارد که دوازده ايرانی که از فهرست افراد تحت تعقيب پليس بين الملل خارج شده اند در طرحريزی انفجار آميا و تأمين هزينه های اين عمليات نقش داشته اند.


انفجار ساختمان آميا که بر اثر بمبگذاری در خودروی وانتی که در مقابل اين ساختمان قرار داده شده بود، رخ داد بزرگترين کشتار يهوديان پس از جنگ جهانی دوم به صورت يکجا به شمار می رود و دو سال پيش از وقوع آن نيز بمبگذاری در سفارت اسرائيل در اين کشور بيست وهشت کشته برجای گذاشته بود.


آرژانتين دارای بزرگترين اقليت يهودی در آمريکای لاتين است و گفته می شود در تاريخ آرژانتين رسيدگی به هيچ پرونده قضايی به اندازه پرونده انفجار آميا به طول نينجاميده است، تا آنجا که تاکنون بيش از يکهزار و دويست نفر برای ادای شهادت در مورد اين پرونده به دادگاه احضار شده اند.


 

منبع: 19 آبان 1385 - بي بي سي

+ نوشته شده در  شنبه بیستم آبان 1385ساعت 13:39  توسط عفت عفتیارانی | 




 



شعبه یک دادگاه انقلاب استان همدان به ریاست قاضی خزایی مرتضی حسین زاده عضو اسبق شورای مرکزی انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاههای بوعلی سینا و علوم پزشکی همدان را در رابطه با اعتراضات دوره دانشجویی به دو سال حبس که به مدت چهار سال تعلیق می باشد محکوم نمود .
اتهامات نامبرده
۱.توهین به رهبری
۲.اقدام علیه امنیت ملی
و
۳.تشکیل گروه جهت اغتشاش بوده است که بر اساس این اتهام حکم فوق برای ایشان صادره شده است.
مرتضی حسین زاده دانش آموخته گیاه پزشکی از دانشگاه بوعلی سینا ی همدان است که در حال حاضر عضو سازمان دانش آموختگان ایران اسلامی (ادوار تحکیم وحدت)شعبه استان همدان می باشد.




منبع: ادوار نیوز

+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم آبان 1385ساعت 18:32  توسط عفت عفتیارانی | 



 



از این پس ، کسانی که مسلمان هستند و یا تعمید ندارند اجازه ورود به کلیسا را ندارند و ایشان موظف هستند که از ورود اینگونه افراد ...

در گزارشی غیر رسمی که به شبکه خبر مسیحیان فارسی زبان ارسال شده حاکی است :در هفته گذشته مامورین اطلاعاتی در طی تماسی که با مسئول کلیسای اسقفی لوقا ( اصفهان) داشتند از ایشان خواستند ، از این پس ، کسانی که مسلمان هستند و یا تعمید ندارند اجازه ورود به کلیسا را ندارند و ایشان موظف هستند که از ورود اینگونه افراد جلوگیری كنند .

و ظاهرا این گفته ها تهدیداتی را هم در پی داشته که در صورت عدم رعایت این موارد ، کلیسا بسته خواهد شد.

در ادامه این گزارش می آید که جمعه گذشته از سوی مسئولین کلیسا کلیه کسانی که تعمید نداشتند و یا کسانی که برای بار اول بود که می خواستند به کلیسا بیایند از ورود این افراد جلوکیری بعمل آمد .

این مسئله باعث درگیری و بحث هایی بین مسئولین کلیسا و تعدادی از مردم شد ، که در نهایت این تعداد نتوانستند جهت دعا و نیایش وارد کلیسا شوند.

+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم آبان 1385ساعت 18:31  توسط عفت عفتیارانی | 

اخیراً حکومت مطلقه مذهبی از نگهداریِ زندانیان سیاسی در دو زندان اوین بند 350 و گوهردشت کرج فرعی ِ 5 بند 2 که شهرت جهانی یافته و به زیر زره بین مجامع حقوق بشری داخل و خارج از کشور رفته اند خودداری کرده و زندانیان سیاسی را به زندان هایِ شهرستان ها و نقاط دور دست ایران می فرستد و با محدود کردن ِ امکان تماس با خارج از زندان ، از اطلاع رسانی درباره ی آنها و شرایط نگهداری شان جلوگیری به عمل می آورد.  سلام دمکرات با اولین تلاش های ِ خود توانسته است که لیستی از زندانیان سیاسی نگاه داری شده در بند 12 زندان مرکزی ارومیه به دست آورد.  منابع اطلاع رسانی سلام دمکرات  شرایط زندان ارومیه را "بسیار وحشتناک" توصیف کرده اند.  با اینکه در آن زندان تفکیکِ جرایم اجرا می گردد اما به صورتی که گزارش داده شده، رفتار با این زندانیان بسیار خشن ، همراه تهدید وبی احترامی می باشد و در صورتِ هرگونه اعتراضی، ایشان را به اداره ی اطلاعات تحویل داده و به انفرادی منتقل می کنند ملاقات با خانواده درهر یکماه یکبار صورت می گیرد و فقط هفته ای 5 دقیقه فرصت تماس تلفنی دارند.  از گروه های ِ حقوق بشری ِ داخلی و خارجی تقاضا داریم تا با ثبت نام این عده در دفاتر خود و گزارش به مجامع رسمی ، فشار بیشتری بر حکومت اسلامی وارد آورند تا شاید در نتیجه ی این فشارها شرایط نگاهداری ایشان انسانی تر گردد. (سلام دمکرات)

 

1- سعید کنگر- محکومیت اعدام با یک درجه تخفیف حبس ابد – عضو سازمان مجاهدین تاریخ دستگیری 10/6/79

2- عثمان مصطفی پور – نام پدر حسین –محکوم به 25 سال عضو حزب دمکرات کردستان  تاریخ دستگیری 12/3/70

3- محمد نظری – نام پدر حمدالله –حکم اعدام با یک درجه تخفیف ابد ازحزب دمکرات کردستان تاریخ دستگیری سال 70

4- خالد استاد قادری – نام پدر شریف محکومیت 20 سال عضو حزب دمکرات کردستان تاریخ دستگیری 20/ 8/84

5- محسن باپیری- محکومیت 3 سال عضو انجمن پادشاهی – تاریخ دستگیری 84

6- خالد فریدونی –نام پدر رسول- حکم اعدام با یک درجه تخفیف ابد- ازحزب دمکرات کردستان تاریخ دستگیری 25/6/79

7- عمر تقی پور – نام پدر رسول- حکم اعدام با یک درجه تخفیف ابد – ازحزب دمکرات کردستان تاریخ دستگیری 10/6/79

8- عزیز محمد جانی –نام پدر رحمت الله – محکوم به 20 سال با یک درجه تخفیف 15 سال- ازحزب دمکرات کردستان تاریخ دستگیری سال 70

9- اسد امینی – نام پدر ایرج – محکومیت 3 سال ازحزب کومله – تاریخ دستگیری سال 84

10- فرهاد میرزائی – اسم پدر عبدالله – محکومیت 9 سال از القا عده

11- امیر شریفی- یکسال و شش ماه – دانشجو – القاعده  

12- سعید کریمی- نام پدر رستم –محکومیت شش سال – ازاعضای سازمان مجاهدین – متهم به جاسوسی سیا –تاریخ دستگیری سال 84

13- کریم معروف – نام پدر معروف- تابعیت عراقی – محکوم به اعدام با یک درجه تخفیف ابد- متهم به جاسوسی

14- حمزه بنی شجاع- نام پدر حمزه- محکوم به اعدام با یک درجه تخفیف ابد- ازسازمان مجاهدین تاریخ دستگیری سال 80

15- ابراهیم خرمدین –نام پدر عبدالکریم –محکوم به 23 سال ازحزب دمکرات کردستان –تاریخ دستگیری سال 69

16- حسن محمودی –نام پدر ابراهیم محکوم به اعدام با یک دو درجه تخفیف 13 سال- ازگروه همبستگی انقلابیون –تاریخ دستگیری سال 78

17- عزیز صادقی –نام پدرحسن – محکومیت ابد ازحزب دمکرات کردستان

18- سید طاهر عبدالله پور- محکوم به اعدام با یک درجه تخفیف ابد- ازحزب دمکرات کردستان

19- مهدی باهله- نام پدر یدالله محکومیت اعدام با یک درجه تخفیف ابد- عضو کومله تاریخ دستگیری سال 84

20- وهاب خیری- محکومیت سه سال – ازحزب دمکرات کردستان تاریخ دستگیری سال 84

21- جعفرملائکه –نام پدررسول- محکومیت هفت سال ازحزب دمکرات کردستان تاریخ دستگیری سال 79

22-ایوب حقیقی- نام پدررحمان-محکومیت شش سال – هوادارحزب دمکرات کردستان

23- رضا آب زری – از گروه پژاک – تاریخ دستگیری سال 85- موقعیت بلاتکلیف

24- انور خضری- نام پدر خضر –محکومیت 10 سال –تاریخ بازدداشت سال 83 

25-ایوب هزور- ازحزب دمکرات کردستان محکومیت شش سال : وی محکومیت خود را طی نموده است لاکن درهفتمین سال اسارت بسر می برد وتاکنون آز آزادی وی خبری نیست

26- سید کریم حسینی ازحزب دمکرات – ازمدت آزادی وی گذشته است لاکن هنوز دراسا رت بسرمیبرد.

24- مظفر نصرالدین ( هویت عراقی) محکومیت شش ساله خود را طی کرده و وارد هفتمین سال اسارت شده وآزاد نشده است.

27- حمید عبدی از سازمان پ- ک – ک – با یک سال حکم محکومیت

28- بشیر عبد الله از کشور سوریه- یک هفته است که وارد اعتصاب غذا گشته است و توسط اطلاعات به مکان نا معلومی انتقال یافته است.   

29- جواد عباسی –دبیر تاریخ – ایشان بخاطر تظاهرات درارومیه بازدداشت شده وبدون اطلاع هم بندان وخانواده اززندان خارج شده واطلاعی ازوی نیست.

30- بخش علی – نام پدر محمدی- صوفی ای علی الله – محکومیت اعدام همراه با پنج سال حبس – تاریخ دستگیری سال 83

31--سهند محمدی- صوفی ای علی الله-  اعدام همراه با پنج سال حبس - 

32- مهدی قاسم زاده – صوفی ای علی الله - نام پدر قباد –اعدام خمراه با پنج سال حبس

33- اباعبدالله – صوفی ای علی الله - نام پدرباقرزاده- اعدام همراه با پنج سال حبس

34- سیروس آقا ئیان – صوفی ای علی الله - نام پدر قباد – اعدام همراه با پنج سال حبس
+ نوشته شده در  چهارشنبه هفدهم آبان 1385ساعت 12:28  توسط عفت عفتیارانی | 

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه هشتم آبان 1385ساعت 17:25  توسط عفت عفتیارانی | 




 



مردم آگاه و ازاده ايران و جهان
دستگيري پياپي نويسندگان، روزنامه نگاران، دانشگاهيان و فعالان اجتماعي، فرهنگي و کارگري هم چنان ادامه دارد. روزنامه ها يکي پس از ديگري تعطيل مي شوند و مجازات شلاق براي فعالان دانشجوئي در نظر گرفته مي شود. اخيرا روش جديدي براي توقيف مطبوعات و توقف نشر کتاب در پيش گرفته شده است.
از جمله اين که همراه با توقيف روزنامه ها دفتر آن ها پلمب و اموالشان توقيف و اعضاي هيات تحريريه دسته جمعي دستگير مي شوند. اين شيوه هاي جديد در تئاتر، سينما و موسيقي نيز به اجرا درآمده است. در بخشي از اين روش ها عناصر سرکوب و فاقد صلاحيت به مسئوليت گمارده مي شوند. در روز هاي اخير نشريات زيادي در شهر هاي تهران، سنندج، مشهد، اهواز و ديگر شهر ها توقيف شده اند.
کانون نويسندگان ايران به دنبال هشدار هاي قبلي اعلام مي دارد که جامعه فرهنگي و هنري ايران در اين باره سکوت نخواهد کرد.
کانون نويسندگان ايران
2 آبان 1385




منبع: سايت ديدگاه

+ نوشته شده در  دوشنبه هشتم آبان 1385ساعت 17:17  توسط عفت عفتیارانی | 

 

 

http://www.petitiononline.com/Kamalfar/petition.html

 

تنها و سرگردان در فرودگاه مسكو

 

"بچه هايم اينجا در فرودگاه مسكو ١٨ ماه است خورشيد را نديده اند!"

گزارشى از سرگردانى و بلاتكليفى ١٨ ماهه يك زن پناهجو با دو فرزندش در فرودگاه مسكو

 

فرشاد حسينى

 

زهرا كمال فر يك پناهجوى ايرانى است كه به اتفاق پسر ١٢ ساله اش داود و دختر ١٧ ساله اش آنا مدت ١٨ ماه است كه درزندان و فرودگاه روسيه گرفتار آمده است. خبر را ابتدا از طريق فهيمه صادقى دبير فدراسيون در ونكور كانادا دريافت كرديم. سپس تماس ما با برادر زهراو وكيل وى در كانادا برقرار شد. با زهرا تلفنى صحبت كرده و ماجراى زندگيش بعد از فرار از ايران را جويا شدم. آنچه ميخوانيد بر اساس گفتگویِ تلفنى من با زهرا در سالن ترانزيت فرودگاه مسكو تنظيم شده است.

 

 

زهرا (مهتاب) كمال فر با صداى گرفته و غم آلود ماجراى خود را چنين شرح ميدهد. الان درست ١٨ ماه است كه از ايران خارج شديم. ابتدا از ايران به قرقيزستان رفته و از طريق ترانزيت مسكو راهى فرنكفورت آلمان شديم. قرار بود پس از ورود در آلمان به مقصد كانادا پرواز كنم. در فرودگاه فرانكفورت ما را دستگير كردند. با ٣ بردين كارت و پاس هاى بلغارى ما را دستگير كردند. و گفتند آيا ميخواهيد درخواست پناهندگى دهيد يا نه. در اين فاصله من به دوستم در فرانكفورت تماس گرفتم و از او راهنمايي خواستم. او گفت شما قرار نيست دائم اينجا بمانيد بنابراين لازم نيست تمام حقايق فرار و زندگى خود را بگوييد. من اطلاعاتى نداشتم از طرف ديگر بشدت از ديپورت به ايران وحشت داشتم. بعد از ٢-٣ روز مصاحبه شدم. طبق رهنمود دوستم چيزی راجع به مشكلات واقعى ام نگفتم و يك ماجرایِِ دروغى براى آنها تعريف كردم.

 

 حدود ١٥- ١٦ روز در فرنكفورت بوديم. بعد مامورين پليس آلمان آمدند و گفتند وسايل تان را جمع كنيد. ما فكر كرديم ميخواهند ما را به كمپ ديگرى انتقال دهند. اما با ماشين ما را به فرودگاه برده و سوار هواپيما كردند. گفتند شما را به همان ترانزيتى كه در مسكو داشتيد بر ميگردانيم.

شب ساعت حدود ١٠-١٢ وارد مسكو شديم. ابتدا به محل دفتر هواپيمايي ايرفورت رفته و اعلام كرديم كه ميخواهيم اينجا درخواست پناهندگى كنيم. يكي از مامورين گفت روسيه به كسى پناهندگي نميدهد و ما شما را زنداني ميكنيم. جواب دادم زندان روسيه برایِ من بهتر از زندان جمهورى اسلامی است. ترجيح ميدهم در زندان شما باشم تا در زندان جمهورى اسلامي. بعد از اينكه اصرار من را ديدند گفتند فردا به كارتان رسيدگى ميكنيم. شب تا صبح را در فرودگاه گذرانديم. فردا ما را به يك هتل قديمى كه مخصوص ديپورت پناهجويان است بردند و گفتند شما بايد با سفارت ايران تماس گرفته تا به ايران برگرديد. بعد از مدتى از سفارت ايران آقایی به نام احمدى يا اوحدى با من تماس گرفت و گفت شما مشكلى در ايران نداريد و ميتوانيد به ايران برگرديد. من در جواب گفتم ممنون از راهنمایی شما من نياز به كمك شما ندارم و تلفن را قطع كردم. بعد از مدتى خانمي به نام "ماريا آندرين" كه مسئول اينفورميشن ايرفورت بود شروع كرد به فشار آوردن به ما كه شما هيچ مشكلى در ايران نداريد. بايد با سفارت ايران صحبت كنيد و به كشور خودتان بازگرديد. گفتم من مشكل دارم و اينجا درخواست كمك دارم. بگذاريد توضيح دهم مشكلات من چيست و چرا نميخواهم به ايران برگردم. به حرفهايم توجهى نكردند. بعد مدتى و با اصرار شديد من از كميساريایِ پناهندگان سازمان ملل درخواست رسيدگى به پرونده مرا كردند و نامه ام را برايشان فاكس كردند. بعد از يك ماه از طرف كميسارياي پناهندگان سازمان ملل يك كارمند به همراه يك مترجم افغانى برایِ مصاحبه پيش من آمدند. مترجم به زبان فارسي تسلط و آشنایی كامل نداشت. در موارد زيادى متوجه حرفهاى من نميشد. غير از مامور كميساريایِ پناهندگان سازمان ملل خانم "ماريو آندرين" و ٢ پليس ديگر در جريان مصاحبه ما حضور داشتند. پس از مصاحبه آزار و اذيت هایِ روحى و جسمى خانم ماريو شروع شد. به اشكال مختلف ما را تحت فشار قرار ميدادند. چندين بار توسط خود اين خانم مورد ضرب و شتم و كتك كارى قرار گرفتيم. زندگى فوق العاده سخت و پر از اظطراب و دلهره داشتيم. بيماریِ من تشديد پيدا كرده بود. درخواست دكتر و دارو كردم. اما در اين مدت تنها يك بار دكتر براى معاينه من به فرودگاه آمد و ٢-٣ بار هم دارو دادند. كميساريایِ پناهندگان سازمان ملل به ما اعلام كرد كه شما بايد ابتدا رسما از دولت روسيه درخواست پناهندگى كنيد و اگر دولت درخواست شما را نپذيرفت آنگاه ما ميتوانيم كيس شما را بررسى كنيم. از دولت روسيه درخواست پناهندگى كرديم اما درخواست ما را رد كردند و گفتند روسيه تنها درخواستهايي را مورد پذيرش و بررسي قرار ميدهد كه ٢٤ ساعت پس از ورودشان به روسيه درخواست پناهندگى اعلام كرده باشند و چون شما بيش از اين مدت در خاك روسيه بوديد بنابراين شما مشمول بررسي يا پناهندگي در روسيه نميشويد. در اعتراض به اين تصميم نامه ای نوشته و توضيح دادم من از همان لحظه اول ورودم به فرودگاه مسكو درخواست پناهندگى داده بودم اما كسى به درخواست و صحبت من توجهى نكرد. مجددا وزارت مهاجرت روسيه با همان دلايل اعتراض من را رد كرد. كميساريایِ پناهندگان اعلام داشت كه برايم وكيل گرفته و موضوع را در دادگاه پيگيری ميكنند. اما در دادگاه نيز همان پاسخ را دادند. كميساريایِ پناهندگان سازمان ملل قرار شد خودش موضوع را پيگيری كند. بعد از مدتى اين سازمان نيز به درخواست پناهندگى من جواب منفى داد. در توضيح علت رد درخواست پناهندگى ام عنوان شده بود كه چون اظهارات شما در اينجا با اظهارات تان در آلمان متفاوت است بنابراين از نظر ما شما مشمول پناهندگى نميشويد.

 

در كنار اين پروسه بشدت كند و ناعادلانه و غير انسانى يك زندگى غيرقابل تصورى را در سالن فرودگاه ترانزيت مسكو داشتيم. ابتدا براى مدت ١٣ ماه  در اتاق هاي كهنه و قديمى شركت هواپيمايي ايرفورت بوديم. اين شركت  ١١ اتاق در اختيار داشت كه ما را در يكى از اين اتاق ها در ترانزيت فرودگاه مسكو اسكان داده بودند. آنجا هيچ امكاناتي نداشتيم. نه امكانات سرگرمی مانند راديو و تلويزيون و نه حتي حمام و توالت. اين اتاق ها درست مانند زندان بودند. حدود ٥ ماه پيش قرار داد شركت ايرفورت با فرودگاه مسكو به اتمام رسيد. آنها ديگر كلا از ما سلب مسئوليت كرده و ما را در سالن فرودگاه رها كردند. الان ٥ ماه است كه در سالن فرودگاه زندگى ميكنيم. يك بار خانم ماريا دخترم آنا را چنان مورد ضرب و شتم قرار داد كه دهان دخترم خون آلود شد. در ترانزيت نيز هر بار با آزار و اذيت هاى پليس مواجه ايم. يك بار پليس فرودگاه آمد و به ما اخطار داد وسايل تان را جمع كنيد و به جایِ ديگری برويد. ما در حالي كه مشغول جمع آوری اثاثيه امان بوديم پليس كليه وسايل ما را به وسط سالن پرتاب كرد. وقتي خواستم اعتراض كنم چرا اين كار را با ما ميكنند من را هل دادند و من با سر به زمين خوردم و دماغ و صورتم بشدت زخمى و خونى شد. الان در سالن فرودگاه نه جایِ خواب داريم نه حمام . معمولا مجبوريم در توالت با يك دبه آب حمام كنيم. سالن فرودگاه مسكو خيلى قديمى است و سيستم تهويه حرارتي ندارد. هوا الان بسيار سرد است به ويژه ٢ هفته ديگر زمستان مشهور روسيه آغاز ميشود و من بشدت نگران هستم.

زهرا كمى مكث كرد بغض اش تركيد و با گريه و بريده و بريده ادامه داد: كمك مان كنيد. اينجا واقعا وحشتناك است. ترانزيت جاى عبور است جاى ماندن و زندگى كردن نيست. بچه هايم ١٨ ماه است خورشيد را نديدند. اين را به كى بگويم. اينجا مسكو است. چيزی كه اصلا معنى ندارد حقوق بشر است. من را نجات بديد هر كارى كه از دست تان بر ميايد برايمان انجام دهيد. نگذاريد بچه هايم تلف شوند.

با شنيدن حرفهایِ زهرا ابتدا لحظاتى گيج و مبهوت شده بودم. به او دلداری دادم. گفتم ما دير فهميدم اما سريع مي‌جنبيم. تمام روسيه را تكان خواهيم داد. دن لحظه دردهایِ شما كيفرخواست خواهيم ساخت. و آن را به نيرویی براى نجات و رهایی شما تبديل خواهيم كرد. گفتم بيرون سالن ترانزيت در جامعه روسيه صدایِ اعتراض شما را طنين می افكنيم و آنها را به اعتراض عليه وضع شما و افراد ديگرى مانند شما واميداريم. گفتم سازمان ما امرش، كارش و مشغله اش زدودن اين مشكلات و رنج ها از سيمایِ افرادى مثل شماست. زهرا اميدوار شده بود. از پشت گوشي تلفن معلوم بود كه دارد اين اميد را با حرص و ولع ميبلعد. به آن نياز دارد. و به سازمانى كه به نقطه اميد زهرا و آنا و داودها تبديل شود. از همين الان دست به كار شديم. اطلاعات بيشتر در باره نحوه همكاری شما را به زودى اعلام خواهيم كرد. بايد تمام آرمان هایِ زيبای بشری را از ذهن انسان ها بيرون كشيد و به نيرویِ مادی تغيير زندگى افرادی چون زهرا تبديل كرد. بايد زندگى هایِ بمراتب بيشتری را نجات داد. نجات زهرا در اعلام اراده امروز ما گره خورده است. عزم جزم كنيم از حق زهرا و از حق تمام پناهجويان دفاع كنيم. عزم جزم كنيم در اين دنيایِ تاريك و پر از توحش ، افق هایِ روشن و انسانى را در مقابل ديدگان و پراتيك بشر بگذاريم.

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه هشتم آبان 1385ساعت 17:13  توسط عفت عفتیارانی | 



 



يك متهم به جعل اسناد و نگهدارى مشروبات الكلى در اثر شدت شكنجه هاى وارده دو دست خود را از دست داد.

روز دوشنبه خبرنگار ادوارنيوز ، كسب اطلاع كرد كه در بيمارستان سوانح و سوختگى تهران (شهيد مطهرى) بيمارى بسترى است كه گفته مى شد بر اثر شدت شكنجه در اداره آگاهى يكى از شهرستانها، انگشتان هر دو دست خود را از دست داده است .

خبرنگار ادوارنيوز با مراجعه به اين بيمارستان موفق به بدست آوردن جزئيات بيشترى از اين جريان شد.

تحقيقات نشان داد كه اين بيمار مدتى پيش توسط اداره آگاهى شهرستان مسجد سليمان به اتهام جعل اسناد و نگهدارى مشروبات الكلى دستگير و به اين اداره منتقل شده است.

بنا بر اطلاعات واصله از يك منبع آگاه، در اين مركز ماموران آگاهى مسجد سليمان با توسل به اعمال شكنجه شديد قصد اخذ اعتراف از اين متهم داشته اند.

اين گزارش در مورد نحوه اعمال شكنجه مى افزايد: ماموران اداره آگاهي، با آويزان كردن اين متهم از سقف به مدت طولانى و قرار دادن شعله آتش بر روى انگشتان اين فرد و ايراد ضرب و شتم مكرر به وي، وخامت حال متهم را به جايى رسانده اند كه وى به مراكز درمانى در تهران منتقل مى شود و اينك بنا بر اظهارات پزشكان بيمارستان سوانح و سوختگى هر دو دست اين متهم از ناحيه كف دست به دليل شدت جراحات وارده بايستى قطع گردد.

همچنين لازم به ذكر است فرد مذكور پيش از اين به مدت 8 سال به يك اتهام سياسى - امنيتى در يكى از زندانهاى استان خوزستان به سر مى برده است.

منبع: ادوارنيوز 3 آبان 1385




+ نوشته شده در  پنجشنبه چهارم آبان 1385ساعت 14:22  توسط عفت عفتیارانی | 




 



چهار گروه مدافع حقوق بشر از سازمان ملل متحد و نهادهای بين المللی خواسته اند هياتی را برای بازديد از بند 209 زندان اوين به ايران اعزام کنند. به گفته اين گروه ها در اين بند بسياری از زندانيان سياسی تحت فشارهای شديد قرار می گيرند و به آنها اجازه تماس با خانواده و وکيل داده نمی شود. عبدالفتاح سلطانی وکيل دادگستری و از فعالان حقوق بشر که خود هفت ماه را در يک سلول پنج متری در اين بند گذرانده به راديو فردا می گويد در جريان دو ماه اول بازداشت خود رابطه اش با دنيای خارج کاملا قطع بود. اين بزرگترين فشار روانی است و خيلی ها حاضرند تن به هرکاری بدهند برای عدم تحمل اين شرايط. در اين بند نام زندانيان در ليست رسمی زندان ثبت نمی شود و خانواده های آنها گاه مدتها از مکان نگاهداری عزيزان خود بی خبرند. گزارش ها حاکيست که زندانيان اين بند روزی چندين ساعت بازجويی می شوند و به گفته برخی بازداشت شدگان حتی شب ها هم از آنها بازجويی می شد. صادق نقاشکار سخنگوی برونمرزی زندانيان می گويد بند 209 خارج از کنترل سازمان زندانهاست. تابستان گذشته وقتی گروهی از نمايندگان مجلس از زندان اوين بازديد کرد

منبع: رادیو فردا 3 آبان 1385



+ نوشته شده در  پنجشنبه چهارم آبان 1385ساعت 14:20  توسط عفت عفتیارانی | 

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه چهارم آبان 1385ساعت 14:19  توسط عفت عفتیارانی | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
من که یک فعال حقوق بشر و معتقد به آزادی بیان و دموکراسی می باشم خود را ملزم به رعایت حقوق بشر در ایران می دانم لذا با این آغاز کار اینترنتی امیدوارم که بتوانم گوشه ای از هزاران جنایت ، خیانت و نقض مستمر و برنامه ریزی شده حقوق بشر در ایران را که توسط حکومت ولایت فقیه به دید شما آزاد اندیشان و آزادی خواهان برسانم.

به امید روزی که جهان پر از عدالت وبرابری بین انسانها باشد.

نوشته های پیشین
مهر 1386
خرداد 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
فروردین 1385
اسفند 1384
بهمن 1384
دی 1384
آذر 1384
پیوندها
آزادگی
فعالان ایرانی دفاع از حقوق بشر در اروپا و امریکای شمالی
شبکه مدافعین حقوق بشر در ایران - آلمان
کانون دفاع از حقوق بشر در ایران
بهاران
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM